کشور اندونزی در سالهای اخیر با اتکا بر «قهوه عربیکا گایو» (Gayo Coffee) و از طریق فعالسازی شبکه تعاونیهای محلی بهعنوان کنشگران غیردولتی، توانسته است نمونهای قابلتوجه از برندسازی ملی مبتنی بر جامعه محلی را به نمایش بگذارد.
در یک دهه اخیر، ورزش حرفهای از یک صنعت سرگرمی صرف به ابزاری راهبردی در دیپلماسی و سیاست جهانی تبدیل شده است. این تحول همراستا با مفهوم «قدرت نرم» (Soft Power) است که جوزف نای (2004) مطرح کرد – توانایی یک کشور برای تأثیرگذاری بر دیگران از طریق جذابیت فرهنگی و ارزشها، نه اجبار. در این چارچوب، ورزش به یکی از مؤثرترین رسانهها برای نمایش قدرت نرم در سطح بینالمللی تبدیل شده است.
اندونزی با جمعیت مسلمان بیش از 230 میلیون نفر، بزرگترین کشور مسلمان جهان، آرزوی دیرینهای دارد: تبدیل شدن به «قبله» جهانی صنعت مد مسلمانان. این آرمان در اسناد بالادستی کشور از جمله برنامه میانمدت توسعه ملی (RPJMN) 2025-2029 و آییننامه وزارت اقتصاد خلاق شماره 8/2025 تثبیت شده است که صنعت مد مسلمانان را به عنوان یکی از ستونهای اصلی اکوسیستم زنجیره ارزش حلال معرفی میکند.
گزارش حاضر به بررسی عملکرد سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به عنوان قرارگاه محوری دیپلماسی فرهنگی کشور، در پشتیبانی از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در جنگ تحمیلی سوم پرداخته است. بررسی داده های افکارسنجی ها در کشورهای جهان حاکی از وجود ظرفیت های مهمی در زمینه همدلی با جمهوری اسلامی ایران و مخالفت با جنگ افروزی آمریکا و رژیم صهیونیستی در جهان است. بااین حال، ارزیابی میدانی اقدام های سازمان نشان دهنده شکافی میان «ظرفیت های سیاستی و محیطی» با «خروجی های عملیاتی» است.
پژوهشی که توسط کوسوپوجی چاتور باگوس ویکاکسونو از دانشگاه بینا نوسانتارا اندونزی انجام شده و در مجله INKUBIS: Jurnal Ekonomi dan Bisnis (2026) منتشر گردیده، با عنوان «محرکهای رفتار خرید سبز در میان زنان نسل Z در جابودتابک، اندونزی: نقشهای برچسبگذاری زیستمحیطی، تصویر برند سبز، بازاریابی زیستمحیطی و اینفلوئنسرهای پایداری» بهطور جامع به بررسی این موضوع پرداخته است.
در چشمانداز ارتباطات جهانی قرن بیست و یکم، رسانههای اجتماعی فراتر از بستری برای تبادل اطلاعات شخصی عمل میکنند و به عرصهای استراتژیک تبدیل شدهاند که کشورها، جنبشهای اجتماعی، بازیگران غیردولتی و افراد برای تسلط بر روایتهای فرهنگی با یکدیگر رقابت میکنند. این پدیده به طور بنیادین شیوههای دیپلماسی فرهنگی را متحول کرده است.
در دو دهه اخیر، موج کرهای یا «هالیو» به یکی از تأثیرگذارترین پدیدههای فرهنگی جهان تبدیل شده است. آنچه بهعنوان یک صنعت سرگرمی محلی در کرهجنوبی آغاز شد، امروز به ابزاری قدرتمند برای دیپلماسی عمومی، برندسازی ملی و کسب قدرت نرم در عرصه بینالمللی بدل شده است.
سرامیک و سفال، یکی از کهنترین صنایع دستی بشر در جنوب شرق آسیا بهشمار میرود. در ویتنام، این صنعت با قدمتی چندینهزارساله، همواره پیوندی ناگسستنی با فرهنگ، هویت و زندگی روزمره مردم داشته است. از سفالهای ابتدایی دوران پیش از تاریخ گرفته تا سرامیکهای نفیس دورههای لای-تران-له، صنعت سرامیک ویتنام فرازونشیبهای بسیاری را پشت سر گذاشته است.
در عصر دیپلماسی عمومی، کشورها بهدنبال ابزارهایی فراتر از سیاست رسمی برای جلب hearts and minds مخاطبان جهانی هستند. یکی از مؤثرترین این ابزارها، غذا و فرهنگ آشپزی است. اصطلاح «گاسترودیپلماسی» یا «دیپلماسی آشپزی» در دو دهه اخیر بهعنوان راهبردی نوین برای برندسازی ملی، تقویت قدرت نرم و ایجاد ارتباط عاطفی با ملتها مطرح شده است.
وقتی نام یک کشور را میشنویم، گاهی چیزی بیش از تاریخ و فرهنگ آن در ذهنمان شکل میگیرد؛ تصویری از آینده. کشوری که با فناوریهای پیشرفته، دانشگاههای معتبر، شرکتهای نوآور، استارتاپها و محصولات جدید شناخته میشود، فقط یک اقتصاد قدرتمند ندارد؛ تصویری از توانایی خود برای ساختن آینده ایجاد کرده است.
در تازهترین نسخه Global Muslim Travel Index (GMTI) 2026 که توسط Mastercard و CrescentRating منتشر شده، مالزی با امتیاز 82 در رتبه نخست مقاصد مسلمانپسند جهان قرار گرفته و اندونزی، ترکیه و عربستان سعودی با امتیاز 79 در رتبه دوم مشترک هستند. ایران نیز با امتیاز 74 در جایگاه هفتم جهان قرار گرفته است.
پژوهشی جدید، تأثیر مناقشه کاربران اندونزی و کرهجنوبی را بر قدرت نرم، دیپلماسی عمومی و روابط اقتصادی بررسی میکند.
پژوهشی جدید، تأثیر مناقشه کاربران اندونزی و کرهجنوبی را بر قدرت نرم، دیپلماسی عمومی و روابط اقتصادی بررسی میکند.
آیا فرهنگ، دیپلماسی عمومی، آموزش، نوآوری و اعتبار بینالمللی میتوانند به خلق ثروت برای یک کشور منجر شوند؟ پژوهش تازهای که در سال 2026 منتشر شده، با استفاده از مدلهای اقتصادسنجی نشان میدهد قدرت نرم تنها یک مفهوم سیاسی یا فرهنگی نیست، بلکه میتواند یکی از عوامل مؤثر در افزایش ارزش اقتصادی برند ملی باشد. این یادداشت ضمن مرور یافتههای پژوهش، نقاط قوت و محدودیتهای آن را بررسی کرده و پیامدهای آن را برای سیاستگذاری برندسازی ملی در ایران تحلیل میکند.
چگونه کشوری که دو جنگ جهانی را باخته، تقسیم شده و در خاکستر فرو رفته، طی پنج دهه به «موتور اروپا»، «رهبر اخلاقی غرب» و نماد «کیفیت بیچونوچرا» تبدیل میشود؟ پاسخ آلمان است: از طریق مهندسی یک برند ملی مبتنی بر انضباط، صنعت و بازسازی حسابشده.
اندونزی یکی از بزرگترین و مهمترین کشورهای در حال توسعه جهان است؛ کشوری با بیش از 17 هزار جزیره که برند ملی آن بر پایه «تنوع فرهنگی، طبیعت استوایی، جمعیت عظیم و اقتصاد در حال رشد» شکل گرفته است.
این داستان میگوید چطور یک محصول کشاورزی ساده میتواند برند ملی یک کشور را در جهان تثبیت کند و چگونه سریلانکا با وجود بحرانهای سیاسی و طبیعی، برند «چای سیلان» را به عنوان نماد کیفیت و اصالت حفظ کرده است.
بنگلادش در 1971 پس از استقلال، فقیرترین کشور جهان بود. سیل، طوفان، قحطی، فساد، و جمعیت فشرده. کارشناسان پیشبینی میکردند این کشور «موردی غیرقابل درمان» باشد. نیم قرن بعد، بنگلادش دومین صادرکننده بزرگ پوشاک جهان (پس از چین) است. صنعتی که نزدیک به 4 میلیون کارگر – عمدتاً زن – را استخدام کرده و صادرات سالانه آن از 40 میلیارد دلار فراتر رفته است.
تایلند در دهه 1960 کشوری بود با جنگلهای انبوه، جادههای خاکی و تصویر «جنوب شرق آسیای عقبمانده». هیچ برند گردشگری نداشت. اما امروز تایلند یکی از محبوبترین مقاصد گردشگری جهان است: سالانه 40 میلیون توریست، صنعت گردشگری پزشکی درجه یک، غذاهای تایلندی در همه جای جهان.
اندونزی با 280 میلیون نفر جمعیت، چهارمین کشور پرجمعیت جهان است. اما تا دهه 1980، تقریباً هیچکس در جهان اندونزی را نمیشناخت. گردشگران برای دیدن یک جزیره کوچک به نام «بالی» به اندونزی سفر میکردند و همان جزیره چنان برند قدرتمندی شد که تصویر کل اندونزی را در جهان تغییر داد.