برند ملی - عربستان سعودی یکی از فعالترین کشورها در بهرهگیری از این رویکرد بوده است. این کشور با سرمایهگذاریهای کلان در حوزههای مختلف ورزشی از جمله فوتبال، بوکس، فرمول یک و گلف، به دنبال تبدیل شدن به یک مرکز جهانی ورزش و سرگرمی است. اما این استراتژی ورزشی نمیتواند جدا از بستر بزرگتری که آن را شکل داده است، تحلیل شود:
چشمانداز 2030 (Vision 2030) – برنامه جامع اصلاحات اقتصادی و اجتماعی که در سال 2016 تحت رهبری محمد بن سلمان معرفی شد.
پژوهشی که توسط خوانسا گالیح سپتاهادی و آنگی ویرا پامبودی از دانشگاه سینگاپر بانگسا کاراوانگ (اندونزی) انجام شده و در سال 2026 در مجله Jurnal Ilmiah Muqoddimah منتشر گردیده، با عنوان «موقعیت لیگ حرفهای عربستان در چارچوب چشمانداز 2030: تحلیل سیاست تحول ورزش عربستان سعودی» بهطور جامع به بررسی این پرسش پرداخته است که:
چگونه لیگ حرفهای عربستان در سه ضلع چشمانداز 2030 (جامعه پویا، اقتصاد thriving، و ملت جاهطلب) موقعیتیابی شده است، و این موقعیتیابی چه ارتباطی با تحول اقتصادی، برندسازی ملی، دیپلماسی ورزشی و انتقادات ورزششویی (sportswashing) دارد؟
چشمانداز 2030؛ سه پillar یک استراتژی ملی
چشمانداز 2030 که در سال 2016 معرفی شد، یک برنامه جامع برای کاهش وابستگی عربستان به نفت، تنوعبخشی اقتصادی و بازسازی تصویر این کشور به عنوان یک ملت مدرن و رقابتی در سطح جهانی است. این چشمانداز بر سه پillar اصلی استوار است:
جامعه پویا (A Vibrant Society): افزایش کیفیت زندگی از طریق تقویت بخشهای فرهنگ، سرگرمی و ورزش. هدف افزایش مشارکت ورزشی هفتگی جامعه از 13 درصد به 40 درصد تا سال 2030 و افزایش هزینههای خانوار برای سرگرمی و فرهنگ از 2.9 درصد به 6 درصد.
اقتصاد thriving (A Thriving Economy): تنوعبخشی اقتصادی و کاهش وابستگی به نفت از طریق سرمایهگذاری در بخشهای غیرنفتی، تقویت بخش خصوصی و توسعه صنایع جدید مبتنی بر ورزش و سرگرمی.
ملت جاهطلب (An Ambitious Nation): بهبود جایگاه جهانی عربستان از طریق تقویت ارتباطات بینالمللی، سرمایهگذاری و تصویر کشور.
لیگ حرفهای عربستان در جامعه پویا؛ تحول اجتماعی و اقتصادی داخلی
لیگ حرفهای عربستان نقشی کلیدی در چشمانداز 2030 ایفا میکند. این لیگ از طریق سرمایهگذاری کلان، افزایش کیفیت رقابت و جذب بازیکنان بینالمللی، به افزایش قابلتوجه علاقه عمومی به فوتبال داخلی کمک کرده است. دادهها نشان میدهد که تعداد تماشاگران لیگ حرفهای عربستان از حدود 1.28 میلیون نفر در فصل 2021/22 به بیش از 2.55 میلیون نفر در فصل 2024/25 افزایش یافته است.
این افزایش مصرف سرگرمی ورزشی همراستا با تحول اجتماعی گستردهتری در جامعه عربستان است. سطح مشارکت ورزشی از حدود 13 درصد در سال 2015 به نزدیک 50 درصد در سال 2023 افزایش یافته است و مشارکت زنان در ورزش 400 درصد رشد داشته است. از زمان باز شدن دسترسی زنان به ورزشگاهها در سال 2018، پایگاه تماشاگران گسترش یافته و پایگاه مصرف سرگرمی داخلی را به طور مستقیم گسترش داده است. با این حال، این تحولات با تنشهایی با لایههای محافظهکار جامعه همراه بوده است. تصمیم باز کردن ورزشگاهها برای زنان در سال 2018 با انتقاد گروههای محافظهکار مواجه شد و تنشهایی نیز در برگزاری جشنوارههای سرگرمی بزرگ مانند ریاض سیشن و MDL Beast با اجرای هنرمندان بینالمللی و سرگرمیهای غربی به وجود آمد. دولت با کاهش نقش روحانیون محافظهکار و دستگیری برخی از آنها از سال 2017، به این مقاومت پاسخ داد. این نشان میدهد که تحول اجتماعی در پillar جامعه پویا توسط دولت برنامهریزی و هدایت میشود و لیگ حرفهای عربستان بخشی از این تلاش برای تغییر اجتماعی تحت رهبری دولت است.
لیگ حرفهای عربستان در پillar اقتصاد thriving؛ صنعتیسازی و تنوعبخشی اقتصادی ورزش
پillar دوم چشمانداز 2030 بر تنوعبخشی اقتصادی به عنوان محور اصلی تحول ملی تأکید دارد. شاخصهای اقتصادی نشان میدهد که اقتصاد غیرنفتی عربستان در سال 2024 به میزان 3.9 درصد رشد کرده است، سهم بخش خصوصی در تولید ناخالص داخلی به 47 درصد رسیده و سرمایهگذاری مستقیم خارجی به 20.69 میلیارد دلار افزایش یافته است.
بخش ورزش به عنوان یک صنعت اقتصادی با ارزش راهبردی در تنوعبخشی غیرنفتی موقعیتیابی شده است. ارزش اقتصادی بخش ورزش عربستان از حدود 2.4 میلیارد دلار در سال 2016 به 6.9 میلیارد دلار در سال 2023 افزایش یافته و پیشبینی میشود تا سال 2030 به 16.5 میلیارد دلار (1.5 درصد از تولید ناخالص داخلی) برسد.
نقش صندوق سرمایهگذاری عمومی (Public Investment Fund - PIF) به عنوان بازیگر اصلی در تحول صنعت ورزش ملی غیرقابلانکار است. مهمترین اقدام، تصاحب 75 درصد از سهام چهار باشگاه اصلی لیگ حرفهای (الهلال، النصر، الاتحاد و الاهلی) در سال 2023 به عنوان بخشی از پروژه سرمایهگذاری و خصوصیسازی باشگاههای ورزشی بود.
دادههای Transfermarkt نشان میدهد که ارزش بازار لیگ از حدود 274.83 میلیون پوند در اواسط 2021 به 1.13 میلیارد پوند در 2026 افزایش یافته است (رشد 311 درصد). باشگاه الاتحاد با رشد 431.4 درصدی بیشترین رشد را در میان باشگاههای تحت مالکیت PIF داشته است و باشگاههای الهلال (369.6 درصد)، الاهلی (278.5 درصد) و النصر (207.6 درصد) نیز رشد قابلتوجهی داشتهاند.
در پنجره نقل و انتقالات تابستان 2023، باشگاههای لیگ حرفهای حدود 957 میلیون دلار برای جذب بازیکنان هزینه کردند و این لیگ را به دومین لیگ پرهزینه جهان پس از لیگ برتر انگلستان تبدیل کردند. ورود بازیکنان کلاس جهانی مانند کریستیانو رونالدو، کریم بنزما و نیمار، ارزش تجاری لیگ را از نظر حقوق پخش، اسپانسرشیپ و نمایش جهانی افزایش داده است.
لیگ حرفهای عربستان در پillar ملت جاهطلب؛ بازموقعیتیابی جهانی و دیپلماسی ورزشی
پillar سوم چشمانداز 2030 بر بهبود جایگاه عربستان در سطح جهانی از طریق تقویت ارتباطات بینالمللی، سرمایهگذاری و تصویر کشور متمرکز است. در این چارچوب، ورزش به یکی از ابزارهای راهبردی برای گسترش نفوذ جهانی و همچنین اعتبار بینالمللی تبدیل شده است.
لیگ حرفهای عربستان به عنوان ابزاری برای قدرت نرم و دیپلماسی ورزشی عمل میکند. حضور بازیکنان بینالمللی و افزایش کیفیت رقابت، نمایش جهانی لیگ را از طریق رسانهها و پخش بینالمللی افزایش داده است. دادهها نشان میدهد که لیگ حرفهای عربستان به بیش از 160 کشور رسیده و تعداد بینندگان جهانی آن از 200 میلیون نفر فراتر رفته است. توافقات پخش با پلتفرمهای جهانی مانند ESPN، DAZN و 37 پخشکننده مختلف، امکان پخش مسابقات لیگ را در بیش از 180 منطقه جهان فراهم کرده است.
اوج استراتژی دیپلماسی ورزشی عربستان، موفقیت در کسب میزبانی جام جهانی فیفا 2034 بود که در دسامبر 2024 به طور رسمی تأیید شد. این دستاورد، اوج سالها سرمایهگذاری راهبردی در زیرساختها، همکاری بینالمللی و تحول داخلی تحت چشمانداز 2030 بوده است. میزبانی جام جهانی 2034 به عنوان تاج دیپلماسی ورزشی عربستان عمل میکند، جایی که این رویداد بستری برای نمایش ملی با مخاطبان تجمعی بیش از پنج میلیارد نفر فراهم میکند که از طریق هیچ روش دیگری قابل رقابت نیست.
از منظر تنوعبخشی اقتصادی، تأثیر جام جهانی 2034 بسیار قابلتوجه خواهد بود. بر اساس برآوردهای جامهای جهانی قبلی، کشور میزبان شاهد افزایش تولید ناخالص داخلی بین 3 تا 14 میلیارد دلار بوده است و در مورد عربستان، با توجه به برنامههای بلندپروازانه این کشور برای موقعیتیابی خود به عنوان یک مرکز جهانی ورزش و سرگرمی، تأثیر مالی میتواند بسیار بیشتر باشد.
رقابت منطقهای؛ لیگ حرفهای عربستان در رقابت دیپلماسی ورزشی کشورهای حاشیه خلیج فارس
استراتژی دیپلماسی ورزشی عربستان از طریق لیگ حرفهای در فضای خالی حرکت نمیکند، بلکه در رقابتی فزاینده برای اعتبار در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس قرار دارد. قطر و امارات متحده عربی پیش از عربستان پایههای دیپلماسی ورزشی خود را بنا نهادهاند.
قطر با رویکردی متمرکز بر نفوذ در اکوسیستم فوتبال اروپا از طریق مالکیت باشگاه، در سال 2011 باشگاه پاری سن-ژرمن را با ارزش اولیه حدود 100 میلیون یورو تصاحب کرد و از آن زمان بیش از 2.3 میلیارد یورو سرمایهگذاری کرد. اوج استراتژی قطر، میزبانی جام جهانی 2022 بود که با وجود موفقیت برگزاری، به دلیل انتقادات گسترده در مورد حقوق کارگران مهاجر، اثرات نامطلوب بر تصویر کشور داشت.
امارات متحده عربی با مدل مالکیت چند-باشگاهی از طریق City Football Group (CFG) مستقر در ابوظبی، رویکرد متفاوتی دارد. مالکیت شیخ منصور بر منچستر سیتی از سال 2008، شبکهای از بیش از 12 باشگاه در قارههای مختلف ایجاد کرده است. در شاخص قدرت نرم جهانی برند فایننس در سال 2024، امارات در رتبه 10 جهان قرار گرفت که بالاتر از عربستان (رتبه 18) و قطر (رتبه 21) است.
عربستان اما رویکردی متفاوت از هر دو همسایه انتخاب کرده است: به جای تصاحب باشگاههای اروپایی، یک اکوسیستم لیگ داخلی را به عنوان مرکز دیپلماسی ورزشی خود توسعه داده است. این استراتژی به طور همزمان سه هدف را دنبال میکند: افزایش ارزش تجاری لیگ داخلی، ایجاد چرخش اقتصادی در بخشهای مختلف، و ایجاد نمایش جهانی از طریق پوشش رسانهای بینالمللی. پورتفولیوی ورزشی PIF شامل سرمایهگذاریهای داخلی (لیگ حرفهای، فرمول یک، بوکس) و بینالمللی (LIV Golf، نیوکاسل یونایتد) است که ورزش را به بخشی یکپارچه از تحول ملی تبدیل کرده است.
تحلیل انتقادی؛ ورزششویی به عنوان یک بعد در برندسازی ملی
توسعه عظیم عربستان در صنعت ورزش جهانی، از جمله از طریق تقویت لیگ حرفهای، با انتقادات گستردهای در مورد «ورزششویی» (sportswashing) از سوی دانشگاهیان، سازمانهای حقوق بشر و رسانههای بینالمللی مواجه شده است. اصطلاح ورزششویی به عمل استفاده از ورزش برای ایجاد تصویری مثبت در سطح بینالمللی و همزمان منحرف کردن توجه عمومی از نقض حقوق بشر یا جنبههای منفی دیگر حکمرانی اشاره دارد.
در مورد عربستان، انتقادات ورزششویی به طور خاص به سرمایهگذاریهای کلان این کشور در ورزش برای بازسازی تصویر بینالمللی آن، به ویژه در پرتو محدودیتهای آزادی بیان، رفتار با زنان و قتل جمال خاشقچی در سال 2018، معطوف شده است.
قتل جمال خاشقچی در کنسولگری عربستان در استانبول در اکتبر 2018 به عنوان نقطه مرجعی که اغلب در انتقادات ورزششویی به عربستان ذکر میشود، عمل میکند. پس از این حادثه، عربستان به طور موقت از نظر دیپلماتیک منزوی شد و برخی شرکتهای بزرگ سرمایهگذاری خود را متوقف کردند. با این حال، در سالهای 2023-2024، این پرونده به تدریج از دستور کار بینالمللی کنار رفت. حتی جو بایدن، رئیسجمهور آمریکا که قبلاً وعده تبدیل عربستان به یک «کشور طردشده» (pariah) را داده بود، در سال 2022 از این کشور بازدید کرد.
پارادوکس اساسی در این است که عربستان از طریق ورزش روایتی از «گشودگی و مدرنیته» میسازد، در حالی که فضای مدنی داخلی همچنان محدود است. این تناقض زمانی آشکارتر میشود که عربستان حامی جام جهانی زنان 2023 از طریق سازمان گردشگری خود است و همزمان آرزوی میزبانی جام جهانی زنان فیفا را در آینده دارد، در حالی که فعالان حقوق زنان در داخل کشور همچنان با تهدید پیگرد مواجه هستند.
با این حال، برخی از دانشگاهیان و تحلیلگران معتقدند که برچسب ورزششویی به استراتژی ورزشی عربستان، پدیدهای را که در واقع پیچیده است، بیش از حد ساده میکند. محمد بن سلمان به صراحت اعلام کرده است که اگر ورزش بتواند تولید ناخالص داخلی را 1 درصد افزایش دهد، این استراتژی ادامه خواهد یافت و هدف سهم 1.5 درصدی از بخش ورزش را تعیین کرده است. این اظهارات تأکید میکند که ورزش به عنوان ابزاری برای توسعه اقتصادی موقعیتیابی شده است، نه صرفاً یک ابزار شکلدهی تصویر.
نتیجهگیری و درس برای ایران
پژوهش نشان میدهد که
لیگ حرفهای عربستان از یک رقابت داخلی فراتر رفته و به ستونی راهبردی در چشمانداز 2030 تبدیل شده است. این لیگ به طور همزمان سه هدف ملی را محقق میکند: افزایش مشارکت اجتماعی و سرگرمی داخلی (جامعه پویا)، تسریع تنوعبخشی اقتصادی غیرنفتی از طریق سرمایهگذاری دولتی که ورزش را به یک صنعت تجاری با ارزش بالا تبدیل کرده است (اقتصاد thriving)، و به عنوان سلاح اصلی دیپلماسی ورزشی برای بهبود برندسازی ملی و کسب برتری در رقابت منطقهای خلیج فارس (ملت جاهطلب).
با وجود انتقادات شدید در مورد ورزششویی، این انتقادات نتوانسته است تمرکز اصلی عربستان را بر تنوعبخشی اقتصادی غیرنفتی منحرف کند. در نهایت، این استراتژی نشاندهنده چابکی عربستان در استفاده از ورزش به عنوان یک سلاح ژئوپلیتیک و اقتصادی برای تقویت جایگاه خود در صحنه جهانی و تضمین آینده کشور پس از پایان عصر نفت است.
درس اول: ورزش میتواند موتور تنوعبخشی اقتصادی باشد
عربستان با سرمایهگذاری 957 میلیون دلاری در یک پنجره نقل و انتقالات و رشد ارزش لیگ از 274 میلیون پوند به 1.13 میلیارد پوند، نشان داد که ورزش میتواند به یک صنعت اقتصادی با ارزش بالا تبدیل شود. ایران نیز با ظرفیتهای ورزشی خود (فوتبال، کشتی، والیبال، تکواندو و ورزشهای سنتی مانند چوگان و ورزشهای زورخانهای) میتواند با سرمایهگذاری هدفمند در زیرساختهای ورزشی، جذب سرمایهگذاران خارجی و توسعه صنعت ورزش، به تنوعبخشی اقتصادی و ایجاد اشتغال کمک کند.
درس دوم: رویدادهای بزرگ ورزشی، پنجرهای به جهان
میزبانی جام جهانی 2034 توسط عربستان، یک پنجره نمایش بینظیر برای تصویر ملی این کشور خواهد بود. ایران نیز با میزبانی رویدادهای بینالمللی ورزشی (هرچند در مقیاس کوچکتر)، میتواند پنجرهای به جهان باز کند تا چهره واقعی خود را نشان دهد. میزبانی مسابقات آسیایی، تورنمنتهای بینالمللی و رویدادهای ورزشی منطقهای، میتواند تصویر ایران را در جهان بهبود بخشد و گردشگران و سرمایهگذاران را جذب کند.
درس سوم: ورزش به عنوان ابزار «قدرت نرم» و دیپلماسی عمومی
عربستان از ورزش برای بهبود تصویر جهانی و افزایش نفوذ بینالمللی خود استفاده کرده است. ایران نیز با استفاده از ظرفیت ورزشکاران برجسته، میزبانی رویدادهای بینالمللی، و دیپلماسی ورزشی، میتواند قدرت نرم خود را افزایش دهد و تصویر مثبتی از کشور در جهان ایجاد کند. ورزش، به عنوان یک زبان جهانی، میتواند پلی برای ارتباط با ملتها و فرهنگهای مختلف باشد.
درس چهارم: برندسازی ورزشی نیازمند یک استراتژی جامع ملی است
عربستان لیگ حرفهای خود را به عنوان بخشی از یک استراتژی ملی جامع (چشمانداز 2030) توسعه داده است. ایران نیز برای برندسازی ورزشی موفق، نیازمند یک استراتژی ملی با افق بلندمدت است که وزارت ورزش، وزارت امور خارجه، وزارت گردشگری، بخش خصوصی و فدراسیونهای ورزشی را در یک چارچوب هماهنگ قرار دهد. این استراتژی باید بر توسعه زیرساختها، جذب سرمایهگذار، پرورش استعدادها و بازاریابی بینالمللی متمرکز باشد.
درس پنجم: «ورزششویی» یک چالش جدی است
انتقادات ورزششویی به عربستان نشان میدهد که سرمایهگذاری ورزشی بدون توجه به حقوق بشر و شفافیت، میتواند به اعتبار کشور آسیب بزند. ایران نیز برای برندسازی ورزشی موفق، باید به اصول شفافیت، حقوق بشر و مسئولیتپذیری اجتماعی پایبند باشد. برندسازی مبتنی بر ارزشهای انسانی و بینالمللی، پایدارتر و معتبرتر از برندسازی صرفاً اقتصادی خواهد بود.
برنامه عملیاتی پیشنهادی برای ایران
گام اول: تدوین یک «سند ملی توسعه ورزش و برندسازی ورزشی» با افق 20 ساله و با مشارکت وزارت ورزش، وزارت امور خارجه، وزارت گردشگری، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، و بخش خصوصی.
گام دوم: سرمایهگذاری هدفمند در زیرساختهای ورزشی (ورزشگاهها، سالنهای سرپوشیده، پیستهای دوچرخهسواری، امکانات ورزشهای آبی) در شهرهای مختلف ایران با استانداردهای بینالمللی.
گام سوم: برنامهریزی برای میزبانی رویدادهای بینالمللی ورزشی (مسابقات آسیایی، تورنمنتهای بینالمللی، رویدادهای ورزشهای سنتی) در 5-10 سال آینده و سرمایهگذاری روی زیرساختهای مورد نیاز.
گام چهارم: حمایت از ورزشکاران برجسته ایرانی برای حضور در مسابقات بینالمللی و استفاده از آنها به عنوان «سفیران برند ملی ایران» در جهان.
گام پنجم: طراحی کمپین بینالمللی با شعار «ایران، سرزمین ورزش و تمدن» و تولید محتوای تصویری با کیفیت سینمایی از ورزشکاران، اماکن ورزشی و رویدادهای ورزشی ایران.
گام ششم: تقویت دیپلماسی ورزشی با کشورهای همسایه و منطقه از طریق برگزاری مسابقات دوستانه، تبادل مربیان و ورزشکاران، و همکاریهای مشترک در حوزه زیرساختهای ورزشی.
خلاصه مدیریتی
پژوهش نشان میدهد که
لیگ حرفهای عربستان از یک رقابت داخلی به یک ابزار راهبردی در چارچوب چشمانداز 2030 تبدیل شده است که همزمان سه هدف ملی (جامعه پویا، اقتصاد thriving، و ملت جاهطلب) را محقق میکند. با سرمایهگذاری 957 میلیون دلاری در یک پنجره نقل و انتقالات، ارزش بازار لیگ از 274 میلیون پوند به 1.13 میلیارد پوند افزایش یافته است (رشد 311 درصد). حضور بازیکنان کلاس جهانی و پخش در بیش از 160 کشور، نمایش جهانی عربستان را به طور قابلتوجهی افزایش داده است. میزبانی جام جهانی 2034 نیز به عنوان تاج دیپلماسی ورزشی عربستان، بستری برای نمایش ملی با مخاطبان بیش از پنج میلیارد نفر فراهم میکند. با وجود انتقادات ورزششویی، این استراتژی نشاندهنده چابکی عربستان در استفاده از ورزش به عنوان یک سلاح ژئوپلیتیک و اقتصادی برای تقویت جایگاه خود در صحنه جهانی و تضمین آینده کشور پس از پایان عصر نفت است. مهمترین درس برای ایران:
«ورزش، فراتر از یک صنعت سرگرمی، میتواند به عنوان یک ابزار راهبردی برای تنوعبخشی اقتصادی، قدرت نرم، دیپلماسی عمومی و برندسازی ملی عمل کند. ایران با ظرفیتهای ورزشی بینظیر (فوتبال، کشتی، والیبال، تکواندو، ورزشهای زورخانهای و سنتی)، ورزشکاران برجسته و تاریخ تمدنی، در صورت اتخاذ یک استراتژی ملی جامع و بلندمدت، میتواند از ورزش به عنوان موتور توسعه اقتصادی و بهبود تصویر بینالمللی خود استفاده کند. اما این مسیر نیازمند سرمایهگذاری در زیرساختها، شفافیت، پایبندی به ارزشهای انسانی و هماهنگی بیننهادی است تا برند «ورزش ایران» به یک برند معتبر و پایدار در جهان تبدیل شود.»
---
منبع پژوهش:
Septahadi, K. G., & Pambudi, A. W. (2026). Posisi Saudi Pro League Dalam Kerangka Visi 2030: Analisis Kebijakan Transformasi Olahraga Arab Saudi. *Jurnal Ilmiah Muqoddimah: Jurnal Ilmu Sosial, Politik Dan Humaniora*, 10(3), 2140-2153.