سینما به‌مثابه قدرت نرم؛ روایت‌های راهبردی چین در برزیل

در عصر تسلط تصویر و روایت، سینما فراتر از یک صنعت سرگرمی، به ابزاری راهبردی برای نفوذ فرهنگی و دیپلماسی عمومی تبدیل شده است. پرسشی که ذهن بسیاری از تحلیلگران روابط بین‌الملل را به خود مشغول کرده، این است که چگونه قدرت‌های نوظهور، به‌ویژه چین، از ظرفیت‌های سینمایی خود برای شکل‌دهی به ادراکات بین‌المللی و گسترش «قدرت نرم» خویش بهره می‌برند.
سینما به‌مثابه قدرت نرم؛ روایت‌های راهبردی چین در برزیل
14050614165026
تاریخ و ساعت خبر:
90510
کد خبر:
برند ملی - پژوهشی تازه از «پائولو منچلی» (Paulo Menechelli)، پژوهشگر مرکز مطالعات جهانی دانشگاه برازیلیا، با عنوان «سینما به‌مثابه قدرت نرم: روایت‌های راهبردی چین در برزیل» (Cinema as soft power: China's strategic narratives in Brazil) که در نشریه معتبر Revista Brasileira de Pol?tica Internacional منتشر شده، به کندوکاو در این پرسش پرداخته است. این مقاله با اتخاذ رویکرد پساساختارگرا و بهره‌گیری از مفهوم «روایت‌های راهبردی» (Strategic Narratives)، نشان می‌دهد که چگونه چین از ظرفیت‌های سینمایی خود برای نفوذ در یکی از مهم‌ترین اقتصادهای آمریکای لاتین یعنی برزیل استفاده می‌کند و چه موانعی بر سر راه این راهبرد وجود دارد.

چارچوب نظری: از قدرت نرم تا روایت‌های راهبردی

نویسنده مقاله با استناد به تعریف کلاسیک جوزف نای از قدرت نرم به‌عنوان «توانایی تأثیرگذاری بر دیگران و کسب نتایج مطلوب از طریق جذابیت و اقناع، نه اجبار یا پرداخت هزینه»، بحث خود را آغاز می‌کند. با این حال، منچلی به نقد رویکرد نای پرداخته و معتقد است که مفهوم قدرت نرم، اغلب از تبیین مکانیسم‌های علی و نحوه تأثیرگذاری فرهنگی ناتوان است. به‌ویژه اینکه صرف تولید و توزیع محصولات فرهنگی، تضمین‌کننده جذابیت و تأثیرگذاری نیست؛ آنچه اهمیت دارد، «دریافت» (Reception) و تفسیر مخاطب از این محصولات است.

برای پر کردن این خلأ نظری، نویسنده از مفهوم «روایت‌های راهبردی» الهام‌گرفته از میسکیمون، اولین و رازل (Miskimmon, O'Loughlin & Roselle) استفاده می‌کند. این مفهوم، روایت‌های راهبردی را «ابزاری برای کنشگران سیاسی جهت ساخت معنایی مشترک از گذشته، حال و آینده سیاست بین‌الملل به‌منظور شکل‌دهی به رفتار بازیگران داخلی و بین‌المللی» تعریف می‌کند. به بیان دیگر، سینمای چین در برزیل، صرفاً محصولات فرهنگی را به مخاطب منتقل نمی‌کند، بلکه تلاش دارد روایتی خاص از هویت، اهداف و جایگاه چین در نظم جهانی را به تصویر بکشد و مخاطب برزیلی را به پذیرش این روایت ترغیب نماید.

استراتژی‌های سه‌گانه چین در عرصه سینمای بین‌الملل

مقاله به‌طور مستند، سه استراتژی اصلی چین برای بهره‌برداری از ظرفیت سینما در عرصه بین‌الملل را تشریح می‌کند:

1. نفوذ از طریق بازار و سرمایه‌گذاری در هالیوود: چین با تبدیل شدن به دومین بازار بزرگ سینمایی جهان، به اهرم فشاری قدرتمند بر هالیوود تبدیل شده است. سرمایه‌گذاری‌های کلان چین در استودیوهای هالیوودی (از جمله خرید AMC و لجندری اینترتینمنت توسط گروه واندا) و سهم بالای فروش فیلم‌های هالیوودی در چین، موجب شده تا استودیوهای آمریکایی به‌طور فزاینده‌ای فیلم‌های خود را با ملاحظات بازار و ممیزی چین تولید کنند. از جمله پیامدهای آشکار این نفوذ، حذف شخصیت‌های شرور چینی از فیلم‌های هالیوودی پس از 2014 و گنجاندن بازیگران و المان‌های چینی در فیلم‌هایی مانند «آیرن من 3» و «داکتر استرنج» است. نویسنده تأکید دارد که این استراتژی هرچند نفوذ چین در صنعت سینمای جهان را افزایش داده، اما با مقاومت‌هایی نیز مواجه بوده و تأثیر آن بر «جذابیت» فرهنگی، محل تردید است.

2. تولید فیلم‌های مشترک (Co-production) با هالیوود: استراتژی دوم چین، جذب استعدادها و منابع هالیوود برای تولید فیلم‌هایی با داستان‌های اصیل چینی است. از جمله نمونه‌های موفق و ناموفق این رویکرد، می‌توان به فیلم‌هایی مانند «دیوار بزرگ» (The Great Wall، 2016) به کارگردانی ژانگ ییمو و با بازی مت دیمون، «مگ» (The Meg، 2018) و «مولان» (Mulan، 2020) اشاره کرد. با وجود موفقیت‌های نسبی، این فیلم‌ها اغلب با نقدهایی در مورد «سازش‌های خلاقانه» و «بازنمایی کلیشه‌ای» مواجه شده‌اند و در انتقال روایت‌های اصیل چینی با چالش روبه‌رو بوده‌اند.

3. تولید پرفروش‌های ملی‌گرایانه (Blockbusters): سومین و جاه‌طلبانه‌ترین استراتژی چین، تولید فیلم‌های عظیم سینمایی با بازیگران و شخصیت‌های چینی و با محوریت «رویای چینی» و میهن‌پرستی است. فیلم‌هایی مانند «نبرد در دریاچه چانگجین» (The Battle at Lake Changjin، 2021)، «سرگردان 2» (The Wandering Earth، 2019) و «گرگ جنگجو 2» (Wolf Warrior 2، 2017) نمونه‌های بارز این رویکرد هستند. این فیلم‌ها اگرچه در گیشه داخلی چین به موفقیت‌های خیره‌کننده‌ای دست یافته‌اند، اما در سطح بین‌المللی، به‌ویژه در کشورهایی مانند برزیل، عمدتاً به‌عنوان فیلم‌های «تبلیغاتی» و «میهن‌پرستانه» تلقی می‌شوند و جذابیت چندانی برای مخاطب غیرچینی ندارند. برای نمونه، از مجموع فروش جهانی 902 میلیون دلاری فیلم نبرد در دریاچه چانگجین، حدود 899 میلیون دلار آن از گیشه چین تأمین شده است. این یعنی 99.65 درصد مخاطبان این فیلم، خود چینی‌ها بوده‌اند.

برزیل؛ میدان نبرد روایت‌ها

واقعیت تلخ برای راهبرد فرهنگی چین در برزیل، سلطه بی‌چون‌وچرای هالیوود بر این بازار بزرگ است. مقاله با استناد به داده‌های آماری سازمان سینمایی برزیل (ANCINE)، تصویری شفاف از این سلطه ارائه می‌دهد:

تنها 0.73 درصد از فیلم‌های اکران‌شده در برزیل بین سال‌های 2009 تا 2019، چینی بوده و سهم این فیلم‌ها از فروش گیشه، صرفاً 1.08 درصد بوده است. این در حالی است که فیلم‌های آمریکایی در همین بازه زمانی، بیش از 77 درصد از فروش گیشه را به خود اختصاص داده‌اند. به بیان دیگر، بازار سینمای برزیل، عملاً به تسخیر هالیوود درآمده و فیلم‌های چینی، در حاشیه این رقابت، باز هم در سایه? فیلم‌های مشترک با هالیوود به فروش رسیده‌اند (مانند آیرن من 3 یا پاندای کونگ‌فوکار 3).

در این شرایط، سؤال کلیدی این است که راهبرد فرهنگی چین در برزیل چگونه پیش می‌رود و چه ابتکاراتی برای غلبه بر این مانع بزرگ طراحی شده است.

موانع و چالش‌ها: هالیوود، کلیشه‌ها و سیاست‌های داخلی برزیل

مقاله سه مانع اصلی را بر سر راه موفقیت قدرت نرم سینمایی چین در برزیل شناسایی می‌کند:

1. سلطه هالیوود: همان‌طور که اشاره شد، عادت سینمایی مخاطب برزیلی به تولیدات هالیوودی، نفوذ هر محصول فرهنگی دیگری را با دشواری مواجه کرده است. به بیان مقاله، «هزینه بالای بازاریابی و توزیع» و «ارتباط عاطفی شکل‌گرفته با هالیوود»، دو عامل اصلی این سلطه هستند.

2. کلیشه‌سازی و بازنمایی مغرضانه (Orientalism Algorithmic): مقاله با استناد به پژوهشی دیگر از «آرائوخو» (Araujo)، به پدیده‌ای تحت عنوان «شرق‌شناسی الگوریتمیک» در پلتفرم‌های استریمینگ مانند نتفلیکس اشاره می‌کند. این پدیده بدین معناست که حتی محتوای چینی ارائه‌شده در این پلتفرم‌ها، اغلب از طریق کلیشه‌های رایج درباره «آسیا» (تأکید بر گذشته امپراتوری، فقدان تنوع ژانر و...) فیلتر و نمایش داده می‌شود و مانع از درک واقعی از جامعه و فرهنگ معاصر چین می‌گردد. به عبارت دیگر، حتی وقتی فیلمی چینی به مخاطب برزیلی می‌رسد، در چارچوبی از پیش‌تعیین‌شده (شرق‌شناسانه) تفسیر می‌شود.

3. کندروی در تصویب موافقت‌نامه‌های سینمایی: یکی از نقاط عطف این پژوهش، اشاره به موافقت‌نامه تولید مشترک فیلم بین چین و برزیل (2017) است. باوجود امضای این موافقت‌نامه در سال 2017، این توافق‌نامه تا جولای 2024 (نزدیک به هفت سال بعد) برای تصویب به مجلس برزیل ارسال نشده بود و هنوز در کمیسیون روابط خارجی و دفاع ملی (CREDN) در انتظار بررسی است. نویسنده این کندی را ناشی از «تلاطمات سیاسی در وزارت فرهنگ برزیل» (انحلال و بازسازی پی‌درپی این وزارتخانه در دولت‌های پیشین) و فقدان «اولویت‌بندی سیاسی» می‌داند. این در حالی است که وزیر فرهنگ برزیل در دولت لولا، این توافق‌نامه را برای «دسترسی به بازار عظیم چین» و «جذب سرمایه‌گذاری چینی در پروژه‌های سینمایی برزیل» حیاتی ارزیابی کرده است.

ابتکارات عملی: جشنواره‌ها، مؤسسات کنفوسیوس و پروژه نگاه جوان به چین

علیرغم موانع بزرگ، مقاله مجموعه‌ای از ابتکارات عملی را که چین برای گسترش نفوذ سینمایی خود در برزیل به کار گرفته، بررسی می‌کند که هر یک نشان‌دهنده لایه‌های مختلفی از تلاش برای ساخت روایت‌های راهبردی هستند:

1. جشنواره‌های فیلم چینی: جشنواره‌های سالانه فیلم چین در ریو دو ژانیرو و سائو پائولو، با حمایت مؤسسه کنفوسیوس و مؤسسه CPFL (که اکنون زیرمجموعه شرکت چینی استیت گرید است)، بستری برای نمایش فیلم‌های متنوع چینی و برگزاری کارگاه‌های آموزشی فراهم کرده‌اند. نکته قابل توجه، نقش «قدرت اقتصادی» چین در حمایت از این جشنواره‌هاست، جایی که شرکت‌های چینی حاضر در برزیل، از طریق مؤسسات فرهنگی خود، به ترویج فرهنگ چینی می‌پردازند.

2. مؤسسات کنفوسیوس (Confucius Institutes): با وجود تعطیلی گسترده این مؤسسات در آمریکا، چین همچنان در برزیل به توسعه شبکه مؤسسات کنفوسیوس ادامه می‌دهد. راه‌اندازی مؤسسه کنفوسیوس در دانشگاه فدرال باهیا (UFBA) در سال 2023 و برگزاری جشنواره «جذابیت سینمایی فراآتلانتیک» در این دانشگاه، نشان‌دهنده تداوم تلاش چین برای «پل‌زدن» میان دو فرهنگ از طریق نهادهای دانشگاهی است. مقاله با استناد به تحلیل «زاهارنا» (Zaharna)، ساختار شبکه‌ای مؤسسات کنفوسیوس را یکی از عوامل بقا و پویایی آنها می‌داند.

3. پروژه «نگاه جوان به چین» (Looking China Youth Film Project): این پروژه که توسط بنیاد فرهنگی هویلین و با همکاری دانشگاه عادی پکن حمایت می‌شود، فیلم‌سازان جوانی از کشورهای مختلف از جمله برزیل را به چین دعوت می‌کند تا مستندهایی درباره زندگی معاصر چین تولید کنند. تا سال 2024، بیش از 1100 جوان از 102 کشور در این پروژه شرکت کرده و بیش از 1000 فیلم کوتاه برنده جوایزی تولید کرده‌اند. مستندهایی مانند «نجواگر سنگی» (The Stone Whisperer) ساخته داووی پینا باروس (Davi Pina Barros) که به حفظ غارهای بودایی توسط یک استاد چینی می‌پردازد، و «روستای بی‌زمان» (The Timeless Village) ساخته لتیسیا کامیاگوچی (Leticia Kamiguchi) که فرهنگ خانواده‌های سنتی چین را روایت می‌کند، نمونه‌هایی از تأثیر این پروژه هستند.

نتیجه‌گیری و چشم‌انداز: قدرت نرم، فقط به سرمایه‌گذاری نیاز ندارد

مقاله با تأکید بر این نکته به پایان می‌رسد که «موفقیت قدرت نرم چین در برزیل، صرفاً به سرمایه‌گذاری اقتصادی و امضای موافقت‌نامه‌ها وابسته نیست، بلکه به درک عمیق از فرهنگ محلی، محیط رسانه‌ای برزیل و ایجاد روایت‌های مشترک نیاز دارد.»

اگرچه ابتکاراتی مانند جشنواره‌ها و پروژه «نگاه جوان به چین» نشانه‌هایی از علاقه روزافزون به سینمای چین را در میان بخش‌هایی از جامعه برزیل نشان می‌دهند، اما سلطه هالیوود، کلیشه‌های شرق‌شناسانه و چالش‌های سیاسی داخلی برزیل، موانع جدی بر سر راه نفوذ کامل چین هستند.

این پژوهش همچنین بر ضرورت انجام مطالعات تجربی درباره «دریافت» مخاطب برزیلی از این فیلم‌ها و نقش «پلتفرم‌های استریمینگ» در شکل‌دهی به ادراکات تأکید دارد. به بیان منچلی: «تنها در صورتی سینما می‌تواند پلی بین فرهنگ‌ها باشد و به درک متوازن‌تری از چین در برزیل کمک کند که تنوع روایت‌ها را ترویج دهد، کلیشه‌ها را به چالش بکشد و به تبادل فرهنگی واقعی متعهد باشد.»

یافته‌های این پژوهش برای سیاست‌گذاران فرهنگی و تحلیلگران روابط بین‌الملل، به‌ویژه در کشورهایی که به دنبال گسترش قدرت نرم خود از طریق ابزارهای فرهنگی هستند، درس‌های مهمی در بر دارد؛ از جمله این که قدرت نرم، در عصر دیجیتال، با «بازار» و «سرمایه‌گذاری» محقق نمی‌شود، بلکه نیازمند «درک مخاطب»، «ایجاد روایت‌های اصیل» و «اراده سیاسی پایدار» است.

برای دانلود فایل ضمیمه کلیک کنید
لینک کوتاه: http://www.irbrand.ir/90510
بازگشت به ابتدای صفحه بازگشت به ابتدای صفحه
پر بازدیدترین ها
سينما به‌مثابه قدرت نرم؛ روايت‌هاي راهبردي چين در برزيل
1405-06-14 _ تعداد بازدید: 6
در عصر تسلط تصوير و روايت، سينما فراتر از يک صنعت سرگرمي، به ابزاري راهبردي براي نفوذ فرهنگي و ديپلماسي عمومي تبديل شده است. پرسشي که ذهن بسياري از تحليلگران روابط بين‌الملل را به خود مشغول کرده، اين است که چگونه قدرت‌هاي نوظهور، به‌ويژه چين، از ظرفيت‌هاي سينمايي خود براي شکل‌دهي به ادراکات بين‌المللي و گسترش «قدرت نرم» خويش بهره مي‌برند.
بیشتر بدانیم
شهري که خودش را روايت مي‌کند؛ واکاوي هويت در وب‌سايت‌هاي رسمي شهرهاي آمريکا
1405-06-14 _ تعداد بازدید: 8
در عصر ديجيتال، نخستين رويارويي بسياري از مخاطبان با يک شهر، نه از طريق سفر فيزيکي، بلکه از طريق صفحه نخست وب‌سايت رسمي آن رقم مي‌خورد. اما پرسشي که کمتر به آن پرداخته شده، اين است که اين صفحات ديجيتال، علاوه بر ارائه خدمات شهري، چه روايتي از «هويت» و «تعلق» ارائه مي‌دهند و مرزهاي نانوشته‌اي براي «ما» و «آنها» ترسيم مي‌کنند.
بیشتر بدانیم
معماي «جذابيت ملي»؛ وقتي برندسازي با روان شناسي جمعيت گره مي خورد
1405-06-14 _ تعداد بازدید: 7
در سالهاي اخير، مفاهيمي چون «قدرت نرم» و «رقابت پذيري ملي» به ادبيات رايجِ نهادهاي متولي برندسازي ملي تبديل شده اند. اما پديده اي ظريف تر و البته پيچيده تر، توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است: جذابيت(Coolness) به عنوان يک ويژگي ادراکي که ملتها را در اذهان مخاطبان جهاني از يکديگر متمايز مي کند.
بیشتر بدانیم
ضرورت خروج از بن‌بست نهادي در برندسازي ملي ايران
1405-06-08 _ تعداد بازدید: 85
سمینار مجازی ضرورت خروج از بن بست نهادی در برندسازی ملی ایران به میزبانی اندیشکده ایران آینده و بصورت برخط با ارائه دکتر ابوالفضل ولوی پژوهشگر حوزه برندسازی ملی برگزار شد.
بیشتر بدانیم
تازه های سایت

مرکزی برای آموزش‌ به طور تخصصی در فضای مجازی

ارتباط با ما

بزرگراه ...، خیابان ب.....، پلاک ... واحد ...

021-12345678

info@irbrand.ir