برند ملی - با این حال، این آرمان با یک پارادوکس عمیق مواجه است. از یک سو، اندونزی در گزارش وضعیت اقتصاد جهانی اسلامی (SGIE) 2025/2026 در رتبه اول بخش مد محجوب (modest fashion) قرار دارد و از پتانسیل اقتصادی و شناخت بینالمللی قابلتوجهی برخوردار است. از سوی دیگر، این جایگاه آماری برتر به مرجعیت فکری و علمی جهانی تبدیل نشده است. اندونزی بارها چشمانداز خود را به عنوان «قبله» مد مسلمانان جهان اعلام کرده، اما تحقق این هدف از سال 2015 به 2020 و سپس به 2028 به تعویق افتاده است. این جابهجاییهای مکرر نشاندهنده شکاف پایدار میان آرمانهای برندسازی ملی و ظرفیت ساختاری مورد نیاز برای کسب شناخت بینالمللی است. به عبارت دیگر،
اندونزی ممکن است پتانسیل بازار قوی داشته باشد، اما جایگاه آن به عنوان یک روندساز جهانی همچنان مورد مناقشه است، زیرا رهبری جهانی در مد نه تنها با حجم تولید، قدرت مصرف یا دید تبلیغاتی، بلکه با توانایی تولید دانش، استانداردها، زیباییشناسی و مشروعیت فکری تعیین میشود.
پژوهشی که توسط هانی حیرانی و همکاران از دانشگاه اسلامی باندونگ انجام شده و در سال 2026 در Journal of Islamic Technology منتشر گردیده، با عنوان «برندسازی ملی مبتنی بر آموزش: مدل جدید زنجیره ارزش برای صنعت مد مسلمانان اندونزی» بهطور عمیق به این پرسش پرداخته است که:
چگونه میتوان با استفاده از نظریه هویت رقابتی سایمون آنهولت و ایجاد یک مدل «برندسازی ملی مبتنی بر آموزش»، شکاف میان آمارهای برتر و مرجعیت فکری جهانی را پر کرد؟
چارچوب نظری؛ از هویت رقابتی تا قدرت نرم فرهنگی
پژوهش بر اساس چهار چارچوب نظری اصلی استوار است:
نظریه هویت رقابتی سایمون آنهولت (2007): آنهولت معتقد است که شهرت ملی را نمیتوان تنها با کمپینهای تبلیغاتی یا ارتباطات نمادین ساخت. تصویر یک کشور باید توسط
اقدامات واقعی در حوزههای صادرات، فرهنگ، حکمرانی، مردم، گردشگری و سرمایهگذاری پشتیبانی شود. در این چارچوب، برندسازی نه به عنوان یک فعالیت بازاریابی کوتاهمدت، بلکه به عنوان یک فرآیند استراتژیک که سیاست، فرهنگ، حکمرانی، آموزش و ارتباطات بینالمللی را یکپارچه میکند، درک میشود.
نظریه قدرت نرم جوزف نای (2004): قدرت نرم به توانایی یک کشور برای تأثیرگذاری بر دیگران از طریق جذابیت فرهنگی، ارزشها و سیاست خارجی اشاره دارد. مد مسلمانان به عنوان شکلی از دیپلماسی فرهنگی عمل میکند، زیرا هویت، ذائقه، ارزشها و معانی نمادین را به مخاطبان جهانی منتقل میکند. مد مسلمانان نه تنها پوشش را نشان میدهد، بلکه هویت دینی، حیا، تنوع فرهنگی و تصویر اسلام معتدل را نیز به تصویر میکشد.
اقتصاد خلاق و زنجیره ارزش حلال: در اقتصاد خلاق، بالاترین ارزش اغلب در بخش بالادستی (upstream) ایجاد میشود، به ویژه از طریق تحقیق و توسعه، طراحی مفهومی، مالکیت فکری و نوآوری مبتنی بر دانش. زنجیره ارزش حلال، صنایع حلال را به عنوان اکوسیستمهای بههمپیوستهای مینگرد که شامل تولید، صدور گواهی، توزیع، بازاریابی، مصرف و حمایت نهادی است. در صنعت مد مسلمانان اندونزی، بخش پاییندستی (downstream) از طریق نمایشگاههای مد، رویدادهای ترویجی و دسترسی به بازارهای بینالمللی توجه قابلتوجهی دریافت کرده است، اما این فعالیتها برای تثبیت اندونزی به عنوان رهبر فکری مد مسلمانان کافی نیستند.
مد به عنوان سیستم نشانهها (بارت، 1983): مد نه تنها یک محصول کارکردی، بلکه یک سیستم نشانهای است که هویت، موقعیت اجتماعی، ارزشها و معانی فرهنگی را ارتباط میدهد. در زمینه مد مسلمانان، پوشش ایدههای حیا، معنویت، مدرنیته، تعلق فرهنگی و هویت دینی را منتقل میکند. بنابراین، رهبری جهانی مد مسلمانان به توانایی تعریف معانی و استانداردهای پشت آن پوشش بستگی دارد. این امر مستلزم مؤسسات آکادمیک، مراکز تحقیقاتی، مباحث علمی، توسعه برنامه درسی و تبادل دانش بینالمللی است.
پارادوکس شهرت؛ رتبه برتر، مرجعیت محدود
یافتههای پژوهش نشان میدهد که اندونزی با وجود رتبه اول در گزارش SGIE، با یک
«پارادوکس شهرت» مواجه است. ارتباطات رهبری کشور بهطور موفقیتآمیزی برتری آماری را تقویت کرده، اما هنوز نتوانسته است
مرجعیت فکری (Intellectual Authority) را تضمین کند. در مصاحبه با آلیا میا از مؤسسه دیناراستاندارد، او مشاهده کرد:
«اندونزی بازار عظیم و انرژی فوقالعادهای در ترویج دارد، اما برای تبدیل شدن به یک هاب جهانی، رهبری کشور باید بر ایجاد یک اکوسیستم قوی متمرکز شود که شامل آموزش استاندارد و گواهیهای جهانی باشد. بدون این، ادعای «هاب جهانی» یک شعار بازاریابی باقی میماند تا یک واقعیت ساختاری.»
این تأیید میکند که برندسازی اندونزی در حال حاضر
«خود-اعلانی» (Self-Declared) است. بر اساس نظریه آنهولت، اندونزی در حوزههای صادرات و فرهنگ قوی است، اما در حوزه
جوهر و زیرساخت (Substance) به طرز خطرناکی ضعیف عمل کرده است. تا زمانی که جایگاه «هاب جهانی» بر اساس حجم مصرف ساخته شود نه مرجعیت نوآوری، این جایگاه شکننده باقی میماند و در معرض پیشیگرفتن توسط کشورهایی با بنیادهای تحقیقاتی پیشرفتهتر قرار دارد.
نقد راهبرد پاییندستی؛ توهم رویدادمحوری
تحلیل آییننامه وزارت اقتصاد خلاق شماره 8/2025 نشان میدهد که تمایل بودجهای سنگینی به سمت رویدادهای ترویجی بزرگ (مگا-ایونتها) وجود دارد. در حالی که این رویدادها دید ایجاد میکنند، اما فاقد «لنگرهایی» برای شهرت بلندمدت هستند. ارنو دکورته، مدیرعامل یک شرکت هلندی، تأکید کرد:
«ذهنیت جهانی در مد فقط به معنای نمایش محصولات در پاریس نیست. این است که چگونه رهبری کشور مرجعیت فکری خود را ارتباط میدهد. آموزش عالی رسمی، «ماشین اعتبارسنجی» برای هر کشوری است که میخواهد یک تمدن را رهبری کند.»
این نشاندهنده یک نارسایی در ارتباطات رهبری است:
«ساختن سقف بدون پی». به گفته جان هاکینز در نظریه زنجیره ارزش، بالاترین ارزش در تحقیق و توسعه (R&D) و مالکیت فکری (IP) نهفته است. با تمرکز تنها بر بخش پاییندستی (نمایشگاهها و رویدادها)، اندونزی با ناکارآمدی بودجهای مواجه است – هزینه برای سر و صدای موقت به جای زیرساخت دانش پایدار.
مطالعه موردی مؤسسه مد اسلامی (IFI)؛ موانع سیستمی آموزش غیررسمی
وضعیت مؤسسه مد اسلامی (Islamic Fashion Institute - IFI) به عنوان یک مرکز آموزشی غیررسمی و حرفهای، یک
شکاف زمینهای عظیم در برندسازی ملی اندونزی را نشان میدهد. رونالد ون هوو از دانشگاه لیدن مشاهده کرد که دانشجویان و پژوهشگران جهانی به دنبال
شناخت مدرک جهانی هستند. بدون تبدیل به دانشگاه یا پلیتکنیک رسمی، مؤسساتی مانند IFI نمیتوانند مدارکی با اعتبار علمی بینالمللی صادر کنند و نمیتوانند دیپلماسی علمی جهانی را رهبری کنند. این فقدان وضعیت رسمی، اندونزی را از ایجاد یک
«بیتالحکمه مدرن» بازمیدارد – یک مرکز فکری که زیباییشناسی و اخلاق مد مسلمانان را برای قرن بیست و یکم تعریف میکند.
پژوهشگران تأکید میکنند:
«یک مؤسسه آموزش عالی، شواهد ملموسی است که تخصص یک ملت شایسته شناخت بینالمللی است.»
مدل پیشنهادی؛ «برندسازی ملی مبتنی بر آموزش» به عنوان امانت فکری
پژوهش با تلفیق آموزههای ترسنا ویویتان (2026)، استدلال میکند که رهبری در بخش خلاق باید یک
«امانت فکری» (Intellectual Amanah) را ایفا کند. هویت، به ویژه هویت اسلامی «مد محجوب»، نه فقط یک سبک، بلکه نوعی دانش است.
مدل پیشنهادی «برندسازی ملی مبتنی بر آموزش» نشان میدهد که ارتباطات رهبری باید بر
تأسیس یک دانشگاه جهانی مد مسلمانان اولویت دهد. با انجام این کار، رهبری کشور برنامه توسعه ملی (RPJMN) و آییننامه وزارت اقتصاد خلاق را در یک پیام واحد هماهنگ میکند:
اندونزی نه فقط «خیاط» جهان، بلکه «معلم فکری» جهان است. این تنها راه برای تغییر هویت ملی از یک شرکتکننده به یک روندساز است.
«رهبران استراتژیک باید در اجرای سیاستها حضور داشته باشند تا اطمینان حاصل شود که اجرا در میدان بهطور مؤثر پیش میرود و با چشمانداز ملی همسو است.»
با تبدیل اکوسیستم آموزشی از غیررسمی به آموزش عالی رسمی، اندونزی یک بنیاد علمی دائمی ایجاد میکند. این تحول تضمین میکند که اندونزی دیگر صرفاً در بازار مشارکت نمیکند، بلکه به عنوان
روندساز جهانی، مرکز تحقیقات علمی، و معیار اصلی جهان برای صنعت مد مسلمانان عمل میکند.
نتیجهگیری و توصیههای سیاستی
پژوهش به این نتیجه میرسد که
آرمان اندونزی برای رهبری صنعت مد مسلمانان جهانی با موانع ساختاری و ارتباطی قابلتوجهی مواجه است. هماهنگی سیاستی بین RPJMN 2025-2029 و آییننامه شماره 8/2025 عمدتاً اداری است و فاقد عمق در توانمندسازی فکری بالادستی است. راهبرد «پاییندستی-محور» به حد خود رسیده است: در حالی که آگاهی ایجاد کرده، نتوانسته است
ارزش ویژه شهرت (Reputational Equity) را بسازد.
مدل «برندسازی ملی مبتنی بر آموزش» به عنوان راهحل اساسی تدوین شده است. تبدیل آموزش از سطح حرفهای به آموزش عالی رسمی، تحقق
«امانت فکری» است. با اتخاذ روحیه «بیتالحکمه»، اندونزی سرانجام میتواند خود را به عنوان
«تولیدکننده نشانهها» معرفی کند که استانداردهای جهانی را تعیین میکند.
توصیه اول: یک فرمان در سطح ریاست جمهوری برای هماهنگی همه وزارتخانهها به سمت ایجاد یک دانشگاه مد مسلمانان با استانداردهای بینالمللی، تضمین میکند که تا سال 2028، هویت اندونزی بهطور عینی توسط جهان از طریق حاکمیت دانش اعتبارسنجی شود.
توصیه دوم: تبدیل مؤسسه مد اسلامی (IFI) از یک مرکز آموزش غیررسمی به یک دانشگاه یا پلیتکنیک رسمی با قابلیت اعطای مدارک علمی معتبر بینالمللی.
توصیه سوم: ایجاد مراکز تحقیقاتی تخصصی در زمینه مد مسلمانان با تمرکز بر زیباییشناسی، اخلاق، تاریخ و جامعهشناسی پوشش اسلامی برای تولید دانش و استانداردهای جهانی.
توصیه چهارم: توسعه برنامههای تبادل علمی و دیپلماسی دانشگاهی با دانشگاههای معتبر جهان (مانند دانشگاه لیدن، دانشگاه لندن، و دانشگاههای خاورمیانه) برای افزایش اعتبار علمی و شبکهسازی جهانی.
توصیه پنجم: تغییر تخصیص بودجه از رویدادهای ترویجی مقطعی به سرمایهگذاری پایدار در زیرساختهای آموزشی و تحقیقاتی با رویکرد بلندمدت.
درس برای ایران
پژوهش اندونزی درسهای ارزشمندی برای کشورهایی دارد که بهدنبال استفاده از صنایع خلاق و هویت فرهنگی-مذهبی برای برندسازی ملی هستند. این درسها برای ایران که از تاریخ و تمدنی کهن، تنوع فرهنگی غنی، و صنایع دستی و مد اصیل برخوردار است، بهویژه حائز اهمیت است:
درس اول: برندسازی ملی بدون «جوهر» و «زیرساخت فکری»، یک شعار توخالی است
اندونزی با وجود رتبه اول در گزارشهای جهانی، به دلیل فقدان زیرساختهای آموزشی و پژوهشی رسمی، نتوانسته است مرجعیت فکری جهانی کسب کند. ایران با گنجینه عظیم هنر، معماری، فرش، صنایع دستی و مد اصیل ایرانی، اگر نتواند این داشتهها را به «دانش» و «مرجعیت علمی» تبدیل کند، در سطح «تبلیغات» باقی خواهد ماند.
برندسازی ملی نیازمند «دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی و گواهیهای علمی معتبر» است، نه فقط نمایشگاهها و رویدادهای تبلیغاتی. بدون این بنیاد فکری، حتی بهترین محصولات نیز فاقد مشروعیت علمی و اعتبار جهانی خواهند بود.
درس دوم: صنایع خلاق به «آموزش رسمی» نیاز دارند، نه فقط کارگاههای غیررسمی
مؤسسه مد اسلامی (IFI) در اندونزی با وجود نقش مهم خود، به دلیل غیررسمی بودن، نمیتواند مدارک معتبر بینالمللی صادر کند. ایران نیز با وجود مراکز آموزشی متعدد در حوزه صنایع دستی، هنرهای سنتی و مد، نیازمند
تبدیل آموزشهای غیررسمی به برنامههای تحصیلی دانشگاهی معتبر با قابلیت اعطای مدرک بینالمللی است. ایجاد «دانشگاه هنرهای اسلامی-ایرانی» یا «پلیتکنیک ملی صنایع خلاق» با تمرکز بر فرش، میناکاری، خاتمکاری، سفال و سرامیک، و مد اصیل ایرانی، میتواند این شکاف را پر کند. این دانشگاهها نه تنها نیروی کار ماهر تربیت میکنند، بلکه
مرجعیت علمی و فکری را برای برند «ساخت ایران» فراهم میآورند.
درس سوم: «زنجیره ارزش» را از پاییندست به بالادست تغییر دهید
اندونزی بیش از حد بر رویدادهای ترویجی (پاییندست) متمرکز شده است، در حالی که بالاترین ارزش در تحقیق و توسعه، طراحی مفهومی، مالکیت فکری و نوآوری (بالادست) نهفته است. ایران نیز برای تبدیل صنایع دستی و مد خود به برندهای جهانی، باید بر
تحقیق در زمینه مواد اولیه، طراحی نوآورانه، ثبت اختراع، و ایجاد استانداردهای جهانی سرمایهگذاری کند. «فرش ایرانی» باید نه فقط یک کفپوش، بلکه یک «موضوع علمی» با استانداردهای جهانی شود که در دانشگاهها تدریس و پژوهش میشود.
درس چهارم: قدرت نرم فرهنگی نیازمند «ماشین اعتبارسنجی» است
ارنو دکورته تأکید کرد که «آموزش عالی رسمی، ماشین اعتبارسنجی برای هر کشوری است که میخواهد یک تمدن را رهبری کند.» ایران با تمدن چندین هزار ساله، برای تبدیل «هویت ایرانی» به یک برند جهانی معتبر، نیازمند
مراکز علمی و دانشگاهی است که بتوانند اصالت، کیفیت و نوآوری محصولات ایرانی را بهصورت علمی و بینالمللی تأیید کنند. «مدرسه عالی فرش ایران»، «موسسه پژوهشی هنرهای اسلامی-ایرانی» و «مرکز جهانی استانداردهای صنایع دستی» میتوانند این نقش را ایفا کنند.
درس پنجم: دیپلماسی دانشگاهی، ابزاری قدرتمند برای برندسازی ملی
اندونزی با همکاری دانشگاه لیدن و مؤسسه دیناراستاندارد، به دنبال اعتبارسنجی بینالمللی است. ایران نیز با ایجاد
برنامههای تبادل علمی، همکاری با دانشگاههای معتبر جهان، و برگزاری کنفرانسهای علمی بینالمللی در حوزه هنر، معماری، صنایع دستی و مد ایرانی، میتواند «برند ایران» را در سطح علمی و دانشگاهی جهان تثبیت کند. دیپلماسی علمی ارزانترین و مؤثرترین راه برای نفوذ در افکار عمومی نخبگان جهان است.
درس ششم: «امانت فکری» را به عنوان یک مسئولیت ملی بپذیرید
پژوهش مفهوم «امانت فکری» (Intellectual Amanah) را معرفی میکند – اینکه رهبری یک کشور در حوزه خلاق، مسئولیت ایجاد زیرساختهای دانشی را بر عهده دارد. ایران نیز برای تبدیل داشتههای فرهنگی خود به برندهای جهانی، باید به «امانت فکری» خود در قبال تمدن کهن ایرانی عمل کند و با ایجاد دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی و استانداردهای علمی، این میراث را به دانش و مرجعیت جهانی تبدیل نماید.
برنامه عملیاتی پیشنهادی برای ایران
گام اول: ایجاد یک «دانشگاه ملی هنرهای اسلامی-ایرانی» با تمرکز بر صنایع دستی (فرش، میناکاری، خاتمکاری، سفال، سرامیک، منبت، مسکوبی) و مد اصیل ایرانی، با برنامههای تحصیلی معتبر بینالمللی و قابلیت اعطای مدرک جهانی.
گام دوم: تأسیس یک «مرکز پژوهشی ملی صنایع خلاق و هنرهای ایرانی» با هدف تحقیق در زمینه مواد اولیه، طراحی نوآورانه، ثبت اختراع، و ایجاد استانداردهای جهانی برای محصولات ایرانی.
گام سوم: تدوین یک «سند ملی برندسازی صنایع خلاق ایران» با همکاری وزارتخانههای علوم، فرهنگ و ارشاد اسلامی، میراث فرهنگی و گردشگری، صنعت، معدن و تجارت، و امور خارجه، با افق 20 ساله و بودجه مستقل.
گام چهارم: ایجاد برنامههای تبادل علمی و دیپلماسی دانشگاهی با دانشگاههای معتبر جهان در حوزه هنر، معماری و صنایع دستی، و برگزاری کنفرانسهای علمی بینالمللی در ایران.
گام پنجم: تغییر تخصیص بودجه از رویدادهای ترویجی مقطعی به سرمایهگذاری پایدار در زیرساختهای آموزشی و پژوهشی، با هدف ایجاد «ماشین اعتبارسنجی» برای محصولات ایرانی.
گام ششم: طراحی کمپین بینالمللی با شعار «ایران، مهد هنر و تمدن» و تولید محتوای تصویری با کیفیت سینمایی از صنایع دستی و هنرهای ایرانی، با تأکید بر مرجعیت علمی و فکری ایران در این حوزهها.
گام هفتم: ایجاد یک «سامانه ملی گواهی و استاندارد صنایع دستی و مد ایرانی» با همکاری سازمان استاندارد و مراکز علمی، برای اعتبارسنجی بینالمللی محصولات ایرانی.
خلاصه مدیریتی
پژوهش اندونزی نشان میدهد که
برندسازی ملی در صنایع خلاق بدون زیرساختهای آموزشی و پژوهشی رسمی، به یک شعار توخالی و رویدادهای مقطعی محدود میشود. اندونزی با وجود رتبه اول در گزارش وضعیت اقتصاد جهانی اسلامی (SGIE) و پتانسیل عظیم بازار، به دلیل فقدان آموزش عالی رسمی در حوزه مد مسلمانان (مؤسسه مد اسلامی به عنوان یک مرکز غیررسمی)، نتوانسته است
مرجعیت فکری جهانی را کسب کند. راهبرد «پاییندستی-محور» (تمرکز بر نمایشگاهها و رویدادهای ترویجی) در حالی که آگاهی ایجاد کرده، نتوانسته است
ارزش ویژه شهرت (Reputational Equity) پایدار بسازد. مدل پیشنهادی «برندسازی ملی مبتنی بر آموزش» (Education-Led Nation Branding) بر
تبدیل آموزشهای غیررسمی به آموزش عالی رسمی، ایجاد دانشگاههای تخصصی، و تقویت «امانت فکری» به عنوان راهحل اساسی تأکید دارد. مهمترین درس برای ایران:
«برند «ساخت ایران» در حوزه صنایع دستی، هنر و مد اصیل، تا زمانی که با زیرساختهای علمی و دانشگاهی همراه نشود، در سطح تبلیغات باقی خواهد ماند. ایران با گنجینه عظیم فرش، میناکاری، خاتمکاری، سفال و سرامیک، و معماری بینظیر، ظرفیت بینظیری برای تبدیل شدن به یک «مرجع فکری جهانی» در این حوزهها دارد، اما این ظرفیت نیازمند سرمایهگذاری در «دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی، استانداردهای علمی و دیپلماسی دانشگاهی» است. برندسازی ملی واقعی زمانی شروع میشود که یک کشور نه فقط «تولیدکننده» بلکه «تولیدکننده دانش و استاندارد» باشد – و این، تنها با آموزش عالی رسمی و مرجعیت فکری ممکن میشود.»
منبع پژوهش:
Haerani, H., Wiwitan, T., Yulianita, N., Ratnasari, A., & Hasbiansyah, O. (2026). Education-Led Nation Branding: A New Value Chain Model for Indonesia's Muslim Fashion Industry. Journal of Islamic Technology (JITech), 2(2).