برند ملی - در جهان امروز، نوآوری به یکی از مهمترین عناصر رقابت میان کشورها تبدیل شده و به همین دلیل، دیگر نمیتوان درباره جایگاه یک کشور در جهان فقط با نگاه کردن به منابع طبیعی، تولید ناخالص داخلی یا حجم تجارت آن صحبت کرد. پرسش مهمتر این است: **این کشور با دانشی که در اختیار دارد چه چیز تازهای میسازد؟**
شاخص جهانی نوآوری یا Global Innovation Index (GII) یکی از معتبرترین رتبهبندیهای بینالمللی برای پاسخ دادن به همین پرسش است. این شاخص از سال 2007 منتشر میشود و امروز توسط
سازمان جهانی مالکیت فکری (WIPO)، یکی از نهادهای تخصصی سازمان ملل متحد، ارائه میشود. GII تلاش میکند به جای سنجش صرفاً یک بخش از اقتصاد، تصویری جامع از اکوسیستم نوآوری کشورها ارائه دهد؛ از کیفیت نهادها و آموزش و پژوهش گرفته تا زیرساخت، سرمایهگذاری، محیط کسبوکار، تولید دانش، فناوری و خروجیهای خلاقانه. نسخه 2025 این شاخص 139 اقتصاد را بررسی کرده و از حدود 80 شاخص و داده مختلف برای ارزیابی عملکرد آنها استفاده کرده است.
برای فهم GII باید میان دو چیز تفاوت بگذاریم:
ظرفیت نوآوری و نتیجه نوآوری. یک کشور ممکن است دانشگاههای خوب، نیروی انسانی متخصص، زیرساخت مناسب و سرمایه کافی داشته باشد، اما هنوز نتوانسته باشد این ظرفیتها را به محصول، فناوری، ثبت اختراع یا ارزش اقتصادی تبدیل کند. در مقابل، کشوری ممکن است با وجود منابع محدودتر، از ظرفیتهای خود بسیار بهتر استفاده کند و خروجی نوآورانه بیشتری داشته باشد. به همین دلیل، شاخص جهانی نوآوری عملکرد کشورها را در دو بخش اصلی «ورودیهای نوآوری» و «خروجیهای نوآوری» بررسی میکند. بخش ورودی به عواملی میپردازد که امکان نوآوری را فراهم میکنند و بخش خروجی نشان میدهد این ظرفیتها در نهایت چه نتیجهای ایجاد کردهاند.
در سمت ورودیها، نهادها، سرمایه انسانی و پژوهش، زیرساخت، پیچیدگی بازار و پیچیدگی کسبوکار اهمیت دارند. یعنی برای نوآور شدن یک کشور فقط داشتن چند دانشمند یا یک دانشگاه خوب کافی نیست. محیط حقوقی و نهادی باید از فعالیت اقتصادی و علمی پشتیبانی کند، آموزش باید نیروی انسانی توانمند تولید کند، زیرساختهای فیزیکی و دیجیتال باید امکان فعالیت را فراهم کنند، بازار باید بتواند سرمایه و تقاضا ایجاد کند و شرکتها باید توانایی تبدیل دانش به محصول و کسبوکار را داشته باشند. نوآوری در واقع محصول یک اکوسیستم است، نه نتیجه فعالیت یک نهاد منفرد.
در سمت خروجیها، داستان به چیزی ملموستر تبدیل میشود: دانش و فناوری و خروجیهای خلاقانه. ثبت اختراع، تولید علمی، صادرات محصولات با فناوری بالا، نرمافزار، طراحی، داراییهای فکری و برخی دیگر از نتایج فعالیتهای نوآورانه در این بخش مورد توجه قرار میگیرند. در نسخه 2025، برای نمونه، شاخص از دادههایی مانند هزینه تحقیق و توسعه، معاملات سرمایهگذاری خطرپذیر، صادرات فناوری پیشرفته و ثبت حقوق مالکیت فکری استفاده میکند.
این نگاه یک پیام مهم برای کشورها دارد:
نوآوری فقط اختراع کردن نیست؛ توانایی تبدیل ایده به ارزش است. ممکن است پژوهش علمی بسیار خوبی انجام شود، اما اگر این دانش وارد صنعت نشود، شرکتی بر پایه آن شکل نگیرد یا محصولی به بازار نرسد، بخشی از ظرفیت نوآوری کشور بلااستفاده باقی میماند. به همین دلیل است که در اقتصادهای نوآور، دانشگاه، دولت، شرکت، سرمایهگذار و نیروی انسانی در قالب یک شبکه به هم متصل میشوند.
در رتبهبندی 2025، سوئیس برای پانزدهمین سال پیاپی در جایگاه نخست قرار گرفته و پس از آن سوئد، ایالات متحده، کره جنوبی و سنگاپور قرار گرفتهاند. چین نیز برای نخستین بار وارد جمع 10 کشور برتر شده است. این رتبهها فقط فهرستی از کشورهای ثروتمند جهان نیستند؛ اتفاقاً یکی از ویژگیهای مهم GII این است که نشان میدهد برخی اقتصادهای با درآمد متوسط نیز میتوانند در نوآوری عملکردی بالاتر از سطح مورد انتظار خود داشته باشند. در گزارش 2025، هند، ترکیه، ویتنام، فیلیپین، اندونزی و مراکش از جمله اقتصادهایی هستند که در مسیر صعود نوآورانه قرار گرفتهاند.
ایران نیز در این داستان حضور دارد و نکته جالب این است که WIPO در گزارش 2025 ایران را در میان اقتصادهای با درآمد متوسطی قرار میدهد که در بلندمدت، یعنی از سال 2013، از جمله سریعترین صعودکنندگان در شاخص نوآوری بودهاند. این نکته برای برند ملی ایران اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان میدهد تصویر ایران در حوزه نوآوری را نمیتوان صرفاً با کلیشههای مربوط به منابع طبیعی یا اقتصاد سنتی توضیح داد. ایران دارای ظرفیتهای دانشگاهی، علمی، مهندسی و فناورانهای است که بخشی از آن در شاخصهای جهانی نوآوری نیز دیده میشود.
اما اینجا یک مسئله مهم برای برند ملی ایران مطرح میشود.
آیا تصویری که جهان از ایران دارد، به همان اندازه که باید، ایران علمی و فناور را هم میبیند؟ این پرسش با خود رتبه GII تفاوت دارد. ممکن است کشوری در شاخصهای نوآوری پیشرفت کند، اما این پیشرفت هنوز به یک تصویر جهانی قدرتمند تبدیل نشده باشد. در مقابل، برخی کشورها توانستهاند نوآوری را به بخشی از هویت ملی خود تبدیل کنند؛ بهگونهای که نام کشور تقریباً بلافاصله فناوری، کیفیت، خلاقیت و آیندهنگری را تداعی میکند. برای برند ملی، این مرحله اهمیت زیادی دارد:
نوآوری زمانی به دارایی برند تبدیل میشود که جهان آن را ببیند، بشناسد و به آن اعتماد کند.
برای ایران، ظرفیت علمی و فناورانه میتواند یکی از مهمترین عناصر ساخت تصویر جدیدی از کشور باشد؛ تصویری که در کنار ایران تاریخی و فرهنگی، «ایران آینده» را نیز نشان دهد. دانشگاهها و پژوهشگران ایرانی، شرکتهای دانشبنیان، استارتاپها، صنایع پیشرفته، فناوریهای پزشکی، مهندسی، هوش مصنوعی و حوزههای علمی مختلف میتوانند بخشی از این روایت باشند. اما این روایت زمانی قدرتمند میشود که خروجیهای نوآوری از فضای داخلی کشور فراتر بروند، در بازارهای جهانی دیده شوند، برندهای ایرانی بتوانند در عرصه بینالمللی رقابت کنند و نام ایران با تولید دانش و فناوری پیوند بخورد.
اما این شاخص هم بینقص نیست. نوآوری مفهومی بسیار پیچیدهتر از آن است که بتوان آن را به چند ده شاخص عددی فروکاست. بخش مهمی از دادههای GII به متغیرهایی مانند ثبت اختراع، سرمایهگذاری، تولید علمی، صادرات فناوری و دادههای اقتصادی وابسته است؛ در نتیجه ممکن است برخی اشکال نوآوری که ثبت یا اندازهگیری آنها دشوارتر است، کمتر دیده شوند. علاوه بر این، WIPO خود تأکید میکند که تغییرات روششناسی و تفاوت در دسترس بودن دادهها میتواند مقایسه مستقیم رتبه کشورها در سالهای مختلف را دشوار کند. بنابراین یک رتبه بهتر یا بدتر الزاماً به معنای تغییر همان اندازه در عملکرد واقعی نوآوری نیست. از سوی دیگر، شاخص بیشتر «اکوسیستم نوآوری» را میسنجد و نه الزاماً کیفیت یا اثر اجتماعی تکتک نوآوریهایی که در یک کشور اتفاق میافتند.
با این حال، ارزش GII برای برند ملی بسیار بیشتر از یک رتبه ساده است. این شاخص به ما کمک میکند بفهمیم یک کشور فقط چه مقدار منابع دارد،
بلکه با این منابع چه میکند. آیا دانش تولید میکند؟ آیا میتواند ایده را به محصول تبدیل کند؟ آیا برای پژوهش سرمایهگذاری میکند؟ آیا شرکتهایش توانایی نوآوری دارند؟ آیا محیطی برای رشد استعدادها ایجاد کرده است؟ و در نهایت، آیا نتیجه این تلاشها در جهان دیده میشود؟
برای ایران، پاسخ به این پرسشها میتواند بخشی از مسیر بازتعریف برند ملی باشد. ایران نمیتواند و نباید فقط با گذشته خود شناخته شود. تمدن و فرهنگ، سرمایههای ارزشمند ایران هستند، اما برند ملی قدرتمند باید بتواند میان گذشته، امروز و آینده ارتباط برقرار کند. اگر حافظ و سعدی بخشی از ایران فرهنگی را نمایندگی میکنند، دانشمند، مهندس، پژوهشگر، کارآفرین و شرکت فناور ایرانی نیز میتوانند بخشی از ایران آینده را نمایندگی کنند.
در نهایت، شاخص جهانی نوآوری یک پرسش ساده اما سرنوشتساز را پیش روی ما میگذارد: وقتی جهان به ایران نگاه میکند، آیا فقط گذشتهای پرافتخار میبیند یا کشوری را هم میبیند که میتواند در ساخت آینده سهم داشته باشد؟ پاسخ به این پرسش فقط به رتبه ایران در GII وابسته نیست؛ به این بستگی دارد که ایران چگونه ظرفیت علمی و خلاق خود را به محصولات، شرکتها، فناوریها، داستانها و برندهایی تبدیل کند که جهان آنها را ببیند و به خاطر بسپارد.
منبع رسمی
Global Innovation Index 2025 – WIPO
رتبهبندی و پروفایل کشورها در GII 2025