مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی منتشر کرد

ارزیابی عملکرد سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در زمینه تنویر افکار عمومی جهان در جریان جنگ تحمیلی سوم

گزارش حاضر به بررسی عملکرد سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به عنوان قرارگاه محوری دیپلماسی فرهنگی کشور، در پشتیبانی از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در جنگ تحمیلی سوم پرداخته است. بررسی داده های افکارسنجی ها در کشورهای جهان حاکی از وجود ظرفیت های مهمی در زمینه همدلی با جمهوری اسلامی ایران و مخالفت با جنگ افروزی آمریکا و رژیم صهیونیستی در جهان است. بااین حال، ارزیابی میدانی اقدام های سازمان نشان دهنده شکافی میان «ظرفیت های سیاستی و محیطی» با «خروجی های عملیاتی» است.
ارزیابی عملکرد سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در زمینه تنویر افکار عمومی جهان در جریان جنگ تحمیلی سوم
14050528211451
تاریخ و ساعت خبر:
70490
کد خبر:
برند ملی - جنگ تحمیلی سوم علیه جمهوری اسلامی ایران صرفاً یک تقابل نظامی نبود، بلکه هم‌زمان عرصه‌ای از رقابت‌های شناختی، رسانه‌ای و روایی را نیز رقم زد. در این چارچوب، ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی کوشیدند با تثبیت روایت «ایران به‌عنوان عامل بی‌ثباتی در منطقه غرب آسیا»، افکار عمومی جهان، به‌ویژه کشورهای اسلامی را علیه جمهوری اسلامی ایران بسیج کرده و مشروعیت اقدام‌های دفاعی آن را تضعیف کنند. در چنین شرایطی، دیپلماسی فرهنگی به‌عنوان یکی از ابزارهای قدرت نرم، می‌تواند با تأثیرگذاری بر افکار عمومی، در تبیین روایت جمهوری اسلامی ایران و پشتیبانی از اقدام‌های نیروهای مسلح نقش‌آفرین باشد.

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، به‌عنوان نهاد محوری دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، براساس اسناد بالادستی مأموریت دارد از طریق رصد محیط بین‌المللی، تعامل با نخبگان و جوامع هدف، مقابله با پروژه‌های ایران‌هراسی و تبیین روایت جمهوری اسلامی ایران در شکل‌دهی به افکار عمومی جهانی نقش ایفا کند. بر این اساس، گزارش حاضر که توسط علی نیازی تهیه و برای مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در سال 1405 تدوین شده، عملکرد این سازمان را در تنویر افکار عمومی جهان، به‌ویژه کشورهای اسلامی، و پشتیبانی از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در جریان جنگ تحمیلی سوم ارزیابی می‌کند.

پژوهش با بررسی داده‌های افکارسنجی‌ها در کشورهای جهان، توزیع جغرافیایی نمایندگی‌های فرهنگی، و اقدام‌های انجام‌شده توسط سازمان و نمایندگی‌های آن در سراسر جهان، به دنبال پاسخ به این سوال اساسی بوده است: آیا سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی توانسته است از ظرفیت‌های موجود در افکار عمومی جهان برای پشتیبانی از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در جنگ تحمیلی سوم بهره‌برداری بهینه کند؟ و چه شکافی میان ظرفیت‌های محیطی و خروجی‌های عملیاتی وجود دارد؟

ظرفیت‌های افکار عمومی جهان؛ فرصتی بی‌نظیر برای ایران

بررسی افکارسنجی‌های منطقه‌ای و بین‌المللی نشان می‌دهد که برخلاف روایت غالب رسانه‌های غربی، در بسیاری از کشورهای اسلامی ظرفیت قابل‌توجهی برای همدلی با جمهوری اسلامی ایران وجود داشته است.

افکار عمومی جهان عرب

داده‌های به‌دست‌آمده از افکارسنجی کاربران عرب‌زبان سکوی ایکس نشان می‌دهد که 55 درصد از کاربران عرب‌زبان، ایران را پیروز جنگ می‌دانند. در لایه عاطفی، 29 درصد از پاسخ‌دهندگان خشم و خصومت نسبت به ایران و 23 درصد نگرانی و اضطراب ابراز کرده‌اند. اما نکته کلیدی این است که 19 درصد از کاربران عرب‌زبان به‌صراحت از موضع ایران در حمله به تأسیسات انرژی منطقه حمایت کرده‌اند – این دسته نه یک واکنش احساسی به بحران، بلکه بازتابی از موضع‌گیری سیاسی در قبال منازعه و اولویت‌بندی متفاوت در ذهن بخشی از افکار عمومی جهان عرب محسوب می‌شود.

افکار عمومی ترکیه

براساس نظرسنجی انجام‌شده در اسفندماه 1404، موضع افکار عمومی ترکیه به تفکیک عبارت است از: 35.2 درصد بی‌طرف، 32.8 درصد طرفدار میانجی‌گری، 17.6 درصد برون‌نگر، 11.7 درصد حمایت از ایران، و تنها 2.7 درصد حمایت از آمریکا. همچنین 32 درصد از مردم ترکیه ایران را پیروز جنگ می‌دانند، 31 درصد هیچ‌کدام از طرفین را پیروز نمی‌دانند، 23 درصد نظری نداده‌اند و تنها 14 درصد آمریکا را پیروز جنگ دانسته‌اند. این یافته نشان می‌دهد که افکار عمومی ترکیه بیش از هر چیز خواهان بی‌طرفی و میانجی‌گری است و ظرفیت قابل‌توجهی برای تأثیرپذیری از دیپلماسی فرهنگی ایران دارد.

افکار عمومی اندونزی

نظرسنجی فروردین 1405 نشان می‌دهد که 51 درصد از مردم اندونزی از ایران در جنگ حمایت کرده‌اند، 44 درصد موضع بی‌طرفی اتخاذ کرده‌اند و تنها 5 درصد از آمریکا و رژیم صهیونیستی حمایت کرده‌اند. اندونزی به عنوان پرجمعیت‌ترین کشور مسلمان جهان، یکی از مهم‌ترین عرصه‌های دیپلماسی فرهنگی ایران محسوب می‌شود.

افکار عمومی هند

براساس افکارسنجی مرکز تحلیل داده و سیاست‌پژوهی نمافر، 47 درصد از هندی‌ها ایران را پیروز جنگ می‌دانند، 29 درصد هیچ‌کدام از طرفین را پیروز نمی‌دانند، 14 درصد آمریکا را پیروز جنگ دانسته‌اند و 10 درصد نظری نداشته‌اند. این یافته نشان می‌دهد که در بزرگ‌ترین دموکراسی جهان نیز ظرفیت قابل‌توجهی برای همدلی با ایران وجود دارد.

افکار عمومی پاکستان

داده‌های مرکز رصد بینا نشان می‌دهد که 82 درصد پاکستانی‌ها با ایران همدردی کرده‌اند و 63 درصد اسرائیل را مقصر اصلی دانسته‌اند. همچنین 76 درصد از پاکستانی‌ها ایران را پیروز جنگ دانسته‌اند و تنها 7 درصد آمریکا و اسرائیل را پیروز جنگ دانسته‌اند. پاکستان به عنوان همسایه شرقی ایران و کشوری با عمق راهبردی، یکی از مهم‌ترین کانون‌های همدلی با ایران در جهان اسلام است.

افکارسنجی‌های جهانی

گزارش مؤسسه فلسطین کرونیکل در 10 مارس 2026 نشان می‌دهد که میانگین جهانی مخالفت با جنگ حدود 65 درصد بوده که این مخالفت در کشورهای مسلمان بیش از 80 درصد، در کشورهای اروپایی حدوداً 60 تا 75 درصد، در کشورهای آمریکای لاتین 55 تا 70 درصد و در کشورهای آسیایی 50 تا 65 درصد بوده است. این داده‌ها نشان می‌دهد که یک سرمایه اجتماعی قابل‌توجه و فرصتی بی‌نظیر برای دیپلماسی فرهنگی ایران در سطح جهانی وجود دارد.

شبکه نمایندگی‌های فرهنگی؛ ظرفیتی نابرابر

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی با 65 مرکز فرهنگی (شامل نمایندگی‌های فرهنگی، خانه‌های فرهنگ و مراکز تحقیقات زبان فارسی) در سراسر جهان، ظرفیت نهادی قابل‌توجهی برای دیپلماسی فرهنگی دارد. با این حال، بررسی توزیع جغرافیایی این نمایندگی‌ها نشان می‌دهد که الگوی توزیع آنها بسیار نامتقارن است و بیش از نیمی از مراکز در کشورهای همسایه یا حوزه همسایگی متمرکز شده‌اند.

تمرکز اصلی نمایندگی‌ها در کشورهای همسایه شرقی (افغانستان و پاکستان با 8 مرکز)، آسیای مرکزی و قفقاز (ترکمنستان، ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان، آذربایجان، ارمنستان و گرجستان با حدود 10 مرکز)، و ترکیه (2 مرکز) است. در مقابل، در برخی کشورهای دارای اهمیت راهبردی برای دیپلماسی فرهنگی ایران، حضور نمایندگی‌ها بسیار محدود یا صفر است: هند با جمعیت مسلمان 200 میلیونی و بازار عظیم فرهنگی تنها یک مرکز فرهنگی دارد؛ مالزی به عنوان دروازه جهان اسلام شرق آسیا تنها یک مرکز دارد؛ و در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (عربستان، کویت، امارات، بحرین، قطر و عمان) به دلیل محدودیت‌های سیاسی، عملاً هیچ نمایندگی فرهنگی فعالی وجود ندارد.

این عدم توازن جغرافیایی در شرایطی رخ می‌دهد که افکارسنجی‌ها نشان می‌دهند کشورهای همسایه شرقی (پاکستان و افغانستان) بیشترین همدلی با ایران را داشته‌اند، اما کشورهای حوزه خلیج فارس که از نظر راهبردی و سیاسی برای ایران حیاتی هستند، بیشترین چالش را در زمینه نفوذ فرهنگی داشته‌اند.

اقدام‌های سازمان در جریان جنگ تحمیلی سوم

براساس گزارش‌های جمع‌آوری‌شده از نمایندگی‌های فرهنگی، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در جریان جنگ تحمیلی سوم توانسته است شبکه رایزنی‌های فرهنگی خود را در بیش از 60 نقطه جهان برای تولید محتوا، بسیج نخبگان، کنشگری رسانه‌ای و حمایت از روایت رسمی جمهوری اسلامی ایران فعال کند. حجم بالای فعالیت‌ها و ایجاد «کمیته واکنش سریع» از نقاط قوت فعالیت‌های ستادی سازمان محسوب می‌شود.

تنوع اقدام‌ها

بررسی جدول اقدام‌های سازمان نشان می‌دهد که نمایندگی‌های فرهنگی در 9 حوزه اصلی و 41 زیرنوع اقدام فعالیت داشته‌اند:

مراسم و مناسبت‌ها: برگزاری مجالس ترحیم و یادبود (روسیه، فرانسه، ترکیه، پاکستان)، مراسم بزرگداشت (ایتالیا، اسپانیا، مالزی)، ایجاد دفتر یادبود حضوری و الکترونیکی (بوسنی، مراکش، هند)، برگزاری مراسم مذهبی ماه رمضان (سوئد، گرجستان، ازبکستان)، ختم قرآن، دعای توسل و زیارت عاشورا (ارمنستان، اندونزی، آلمان).

نشست‌های علمی: جلسات با اساتید و دانشگاهیان (یونان، اندونزی، قزاقستان)، معرفی و نقد کتاب (ایتالیا، اسپانیا)، نشست‌های تبیینی تحلیل تحولات منطقه‌ای (روسیه، قزاقستان، هند)، برگزاری همایش‌ها و انجمن‌های فرهنگی و دیپلماتیک (ایتالیا).

دیپلماسی فرهنگی: دیدار با علما و رهبران دینی (ایتالیا، بوسنی، مالزی)، ارتباط با اساتید و پژوهشگران (یونان، مالزی، قزاقستان)، رایزنی با نهادهای فکری و سیاسی (یونان، مالزی)، تعامل با سازمان‌های مردم‌نهاد و انجمن‌ها (اسپانیا، مراکش).

اقدام‌های رسانه‌ای: مصاحبه با تلویزیون، رادیو و خبرگزاری‌ها (مراکش، افغانستان، مالزی)، برگزاری کنفرانس و نشست خبری (روسیه، اندونزی)، انتشار مقالات تحلیلی و یادداشت‌ها (ایتالیا، مالزی، قزاقستان)، انتشار بیانیه‌های رسمی و همدردی (روسیه، سوئد)، تولید مستند، فیلم کوتاه و گزارش تصویری (اتریش)، تعامل با خبرنگاران (ایتالیا، ترکیه).

اقدام‌های فضای مجازی: تولید خبر، کلیپ، پوستر و گزارش (تقریباً تمامی نمایندگی‌ها)، انتشار پست، استوری و اخبار (اسپانیا، افغانستان، یونان)، راه‌اندازی کانال یا صفحه جدید (ازبکستان، قزاقستان)، تولید پادکست (ایتالیا)، ترجمه و انتشار محتوا به زبان محلی (یونان، قزاقستان، ارمنستان).

اقدام‌های کنش اجتماعی: حمایت از تجمعات و راهپیمایی‌ها (سوئد، یونان، صربستان)، سازماندهی یا مشارکت در راهپیمایی (بمبئی، سوئد)، برنامه‌های مردمی حمایت و همدردی (فرانسه، اسپانیا).

تولیدات فرهنگی: طراحی و چاپ اقلام تبلیغی (پاکستان، ترکیه، بلغارستان)، انتشار کتاب و ویژه‌نامه (اتریش، ترکیه)، تولید محتوای تصویری و صوتی (ترکمنستان، افغانستان).

شبکه‌سازی: تشکیل جلسات هماهنگی (روسیه، ترکیه، گرجستان)، تعامل با سفارت‌ها، مراکز اسلامی و دانشگاه‌ها (تقریباً تمامی نمایندگی‌ها)، سازماندهی همراهی نخبگان محلی (هند، مالزی، اندونزی).

اقدام‌های فضای مجازی نمایندگی‌ها

بررسی اقدام‌های نمایندگی‌های فرهنگی در فضای مجازی نشان می‌دهد که این حوزه به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های فعالیت سازمان در جریان جنگ تحمیلی سوم تبدیل شده است. گستردگی استفاده از سکوهای مختلف (اینستاگرام، فیسبوک، ایکس، تلگرام، تیک‌تاک، یوتیوب و شبکه‌های بومی برخی کشورها) بیانگر آن است که نمایندگی‌ها تلاش کرده‌اند که متناسب با الگوی مصرف رسانه‌ای مخاطبان هر کشور، ظرفیت‌های موجود را برای انتشار روایت جمهوری اسلامی ایران به‌کار گیرند. با این حال، شاخص‌های گزارش‌شده عمدتاً به میزان فعالیت، تعداد پست‌ها، داستان‌ها (استوری‌ها)، بازدیدها یا ایجاد صفحات جدید محدود است و اطلاعات کافی درباره میزان تعامل مخاطبان، تغییر نگرش آنها، گسترش نفوذ روایت جمهوری اسلامی ایران یا اثرگذاری بر افکار عمومی ارائه نمی‌شود.

ارزیابی اقدام‌ها؛ شکاف میان ظرفیت و عملکرد

ارزیابی اقدام‌های گزارش‌شده سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نشان می‌دهد که با وجود ظرفیت قابل‌توجه افکار عمومی در بسیاری از کشورهای اسلامی، بهره‌برداری بهینه و مطلوبی از این فرصت‌ها صورت نگرفته است. مهم‌ترین چالش‌های شناسایی‌شده عبارتند از:

عدم توازن جغرافیایی در فعالیت‌های دیپلماسی فرهنگی

تمرکز فعالیت‌ها عمدتاً بر کشورهای همسایه شرقی، به‌ویژه پاکستان و افغانستان بوده و در مقابل، سطح فعالیت‌ها در برخی کشورهای دارای اهمیت راهبردی، ازجمله عراق، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، هند و مالزی، متناسب با جایگاه این کشورها نبوده است. این در حالی است که بخش مهمی از رقابت‌های روایی در همین مناطق جریان داشته و کشورهایی مانند عراق، به‌دلیل پیوندهای عمیق سیاسی، مذهبی، فرهنگی و اقتصادی با جمهوری اسلامی ایران، از مهم‌ترین عرصه‌های اثرگذاری بر افکار عمومی و پیشبرد دیپلماسی عمومی و فرهنگی کشور به شمار می‌آیند.

غلبه رویکرد تبلیغی و رویدادمحور بر دیپلماسی تعاملی

بخش عمده برنامه‌های اجراشده در قالب همایش‌ها، وبینارها، نشست‌های تبیینی، مراسم بزرگداشت و نمایشگاه‌ها بوده است. هرچند این اقدام‌ها در تبیین مواضع جمهوری اسلامی ایران نقش داشته‌اند، اما عمدتاً در چارچوب الگوهای سنتی و یک‌سویه دیپلماسی فرهنگی قرار می‌گیرند. در مقابل، بهره‌گیری از ابزارهای نوین ارتباطی، دیپلماسی رقومی، صنایع خلاق فرهنگی و سازوکارهای تعاملی که در ادبیات جدید دیپلماسی فرهنگی اهمیت فزاینده‌ای یافته‌اند، محدود بوده است.

محدودیت در تنوع مخاطبان هدف

شواهد نشان می‌دهد که بخش مهمی از برنامه‌های سازمان برای گروه‌های سنتی و همسو طراحی شده است، درحالی‌که یکی از اهداف اصلی دیپلماسی فرهنگی، اثرگذاری بر جمعیت‌ها و گروه‌های پیشرو مانند نسل جوان، نخبگان مستقل، دانشگاهیان، فعالان اجتماعی و مخاطبان خاکستری است. تمرکز بر مخاطبان از پیش همراه باعث شده که دامنه نفوذ اجتماعی اقدام‌ها محدود شود.

فقدان نظام سنجش اثربخشی

اگرچه حجم بالایی از فعالیت‌ها، نشست‌ها و تولیدات رسانه‌ای در گزارش‌های عملکرد سازمان منعکس شده، اما شاخص‌های معینی برای سنجش میزان تأثیر این اقدام‌ها بر افکار عمومی، نخبگان و رسانه‌های کشورهای هدف ارائه نشده است. در نتیجه، ارزیابی میزان موفقیت واقعی برنامه‌ها با محدودیت مواجه است.

کم‌توجهی به ظرفیت‌های مردمی و ایرانیان خارج از کشور

بررسی اقدام‌های سازمان نشان می‌دهد که از ظرفیت ایرانیان خارج از کشور (حدود 8 میلیون نفر در سراسر جهان)، نهادهای مردمی، مؤسسات فرهنگی مستقل، مراکز ایران‌شناسی و شبکه‌های اجتماعی فراملی به‌صورت نظام‌مند بهره‌برداری نشده؛ درحالی‌که این ظرفیت‌ها، به‌ویژه در کشورهایی با محدودیت فعالیت رسمی (مانند کشورهای حاشیه خلیج فارس و ایالات متحده)، می‌توانند مکمل مؤثری برای دیپلماسی فرهنگی باشند.

عدم به‌روزرسانی آمایش‌های سرزمینی دیپلماسی فرهنگی

بررسی‌های انجام‌شده حاکی از عدم بازبینی و به‌روزرسانی آمایش‌های سرزمینی به‌صورت دوره‌ای و منظم است. با توجه به تحولات محیط بین‌المللی و تغییرات افکار عمومی در کشورهای هدف، ضرورت دارد که آمایش سرزمینی دیپلماسی فرهنگی با تمرکز بر کشورهای مغفول‌مانده، به‌ویژه هند، مالزی، عراق و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، بازنگری و تکمیل شود.

چالش‌های ساختاری در مدیریت سرمایه انسانی

یکی از چالش‌های اصلی سازمان، ضعف در مدیریت و توسعه سرمایه انسانی است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که سازمان نظام منسجمی برای آموزش‌های ضمن خدمت و توانمندسازی مستمر رایزان فرهنگی ایجاد نکرده است و فرآیند یادگیری حرفه‌ای به دوره‌های آموزشی پیش از اعزام محدود شده است. همچنین نظام انتصاب و اعزام رایزان فرهنگی با چالش‌هایی نظیر اعمال ملاحظات خارج از سازوکارهای حرفه‌ای در برخی انتصاب‌ها، تمرکز تقاضا برای مأموریت در برخی کشورهای خاص و استفاده محدود از ظرفیت رایزان و کارشناسان بازنشسته مواجه است.

نتیجه‌گیری و ارائه پیشنهاد

ارزیابی عملکرد سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نشان می‌دهد که با وجود ظرفیت‌های قابل‌توجه افکار عمومی در کشورهای اسلامی و جهان، شکاف قابل‌توجهی میان ظرفیت‌های محیطی و خروجی‌های عملیاتی وجود دارد. مهم‌ترین چالش، بیش از کمبود ظرفیت، به محدود بودن الگوهای مداخله، ضعف در مخاطب‌شناسی، فقدان سنجش اثربخشی و غلبه رویکردهای رسمی و سنتی بازمی‌گردد.

بر اساس یافته‌های گزارش، پیشنهادهای زیر برای ارتقای کارآمدی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و تبدیل همدلی مقطعی افکار عمومی به حمایت راهبردی پایدار ارائه می‌شود:

پیشنهاد اول: به‌روزرسانی آمایش سرزمینی دیپلماسی فرهنگی

تدوین برنامه‌های اقدام برای کشورهای راهبردی مغفول‌مانده مانند هند، مالزی، عراق و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، متناسب با حساسیت‌های بومی و اقتضائات فرهنگی هر منطقه. برای کشورهای حاشیه خلیج فارس که امکان حضور رسمی نمایندگی‌های فرهنگی وجود ندارد، طراحی الگوهای نوین، نامتقارن و رسانه‌پایه ضروری است.

پیشنهاد دوم: گذار از دیپلماسی رویدادمحور به دیپلماسی فرایندمحور

طراحی پروژه‌های مشترک بلندمدت فرهنگی، رسانه‌ای و دانشگاهی به جای تمرکز بر رویدادهای مقطعی. ایجاد سازوکارهای پایدار برای حفظ شبکه‌های ایجادشده در دوران بحران و تبدیل حمایت‌های مقطعی افکار عمومی به روابط بلندمدت و پایدار.

پیشنهاد سوم: تنوع‌بخشی به سبد پیام

ترکیب گفتمان مقاومت با مؤلفه‌های ایجابی نظیر پیشرفت‌های فناورانه، قالب‌های هنری نوین، صنایع خلاق فرهنگی، محیط زیست، گردشگری و تمدن ایرانی-اسلامی. تجربه موفق درختکاری در اندونزی به عنوان یک اقدام ایجابی و غیرسیاسی قابل الگوبرداری است.

پیشنهاد چهارم: توسعه مخاطبان هدف

تمرکز بر جمعیت‌ها و گروه‌های پیشرو مانند نسل جوان، دانشگاهیان، نخبگان مستقل، فعالان فرهنگی و گروه‌های مرجع اجتماعی به جای اکتفا به مخاطبان از پیش همراه. اجرای برنامه‌ها در فضاهای باز و عمومی به جای محیط‌های بسته (خود رایزنی فرهنگی یا مساجد تحت نفوذ) برای افزایش ضریب تماس با جامعه میزبان.

پیشنهاد پنجم: طراحی نظام جامع ارزیابی اثربخشی

ایجاد شاخص‌های معین برای سنجش تغییر نگرش مخاطبان، میزان نفوذ روایی و اثرگذاری بر نخبگان و رسانه‌ها، و استفاده از داده‌های معتبر پیامدسنجی برای ارزیابی عملکرد.

پیشنهاد ششم: تقویت سرمایه انسانی سازمان

تربیت نیروهای متخصص مسلط به زبان، فرهنگ و اقتضائات کشورهای هدف؛ ایجاد نظام منسجم برای آموزش‌های ضمن خدمت و توانمندسازی مستمر رایزان فرهنگی؛ استقرار نظام یکپارچه برای مدیریت سرمایه انسانی با تأکید بر شایستگی‌های تخصصی و حرفه‌ای.

پیشنهاد هفتم: توسعه دیپلماسی عمومی غیررسمی و شبکه‌ای

اتکا بر نهادهای مردمی، مراکز ایران‌شناسی، مؤسسات زبان فارسی و ظرفیت ایرانیان خارج از کشور (حدود 8 میلیون نفر) به‌عنوان مکمل دیپلماسی فرهنگی رسمی. بهره‌گیری از ظرفیت گروه‌های مردمی در کشورهایی که امکان حضور رسمی نمایندگی‌های فرهنگی وجود ندارد.

پیشنهاد هشتم: حفظ شبکه‌های ایجادشده در دوران بحران

ایجاد سازوکارهای پایدار برای حفظ شبکه‌های ایجادشده در دوران بحران و تبدیل حمایت‌های مقطعی افکار عمومی به روابط بلندمدت و پایدار. استفاده از ابزارهای نوین ارتباطی و دیپلماسی رقومی برای پوشش خأل ناشی از محدودیت‌های فعالیت حضوری.

درس برای ایران

گزارش ارزیابی عملکرد سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در جنگ تحمیلی سوم درس‌های ارزشمندی برای برندسازی ملی و دیپلماسی فرهنگی ایران دارد:

درس اول: دیپلماسی فرهنگی نیازمند آمایش سرزمینی پویا و به‌روز است

توزیع نابرابر نمایندگی‌های فرهنگی و عدم تناسب آن با اولویت‌های راهبردی، یکی از مهم‌ترین چالش‌های سازمان بوده است. برندسازی ملی نیز نیازمند شناخت دقیق از بازارهای هدف، اولویت‌بندی جغرافیایی بر اساس ظرفیت‌های موجود، و تخصیص منابع متناسب با هر منطقه است. برند ملی ایران باید بر اساس «آمایش سرزمینی برند» طراحی شود که در آن هر منطقه جغرافیایی بر اساس ظرفیت‌های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی خود، رویکرد متناسبی دریافت کند.

درس دوم: همدلی مقطعی باید به حمایت پایدار تبدیل شود

داده‌های افکارسنجی نشان می‌دهد که در بسیاری از کشورهای اسلامی ظرفیت قابل‌توجهی برای همدلی با ایران وجود داشته است، اما این همدلی به حمایت راهبردی پایدار تبدیل نشده است. برندسازی ملی نیز نباید به «کمپین‌های مقطعی» محدود شود؛ بلکه نیازمند «فرایندهای مستمر» برای ساخت اعتماد، ایجاد شبکه‌های ارتباطی پایدار، و تبدیل مخاطبان گاه‌به‌گاه به سفیران دائم برند است. رویدادهای بزرگ (مانند جنگ، بحران یا جشنواره) می‌توانند پنجره‌ای به جهان باز کنند، اما برای ماندگاری، به زیرساخت‌های ارتباطی مستمر نیاز است.

درس سوم: دیپلماسی فرهنگی نباید به مخاطبان از پیش همراه محدود شود

تمرکز بر گروه‌های همسو و سنتی، دامنه نفوذ دیپلماسی فرهنگی را محدود کرده است. برندسازی ملی نیز برای گسترش نفوذ خود، نیازمند مخاطب‌شناسی دقیق و هدف‌گیری گروه‌های خاکستری و پیشرو (نسل جوان، دانشگاهیان، فعالان فرهنگی و اجتماعی) است. این گروه‌ها که هنوز موضع قطعی نسبت به ایران نگرفته‌اند، بزرگترین فرصت برای تغییر ادراک و جذب به برند ملی ایران هستند. برند ملی نباید فقط برای دوستان خود پیام بفرستد؛ بلکه باید برای کسانی که هنوز درباره ایران تصمیم نگرفته‌اند، روایت‌های جذاب و قانع‌کننده تولید کند.

درس چهارم: صنایع خلاق فرهنگی، ابزار دیپلماسی نوین

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به‌رغم تأکید قانون برنامه هفتم بر صنایع خلاق، بهره‌گیری چندانی از این ظرفیت نداشته است. برندسازی ملی نیز در عصر دیجیتال نیازمند استفاده از ابزارهای نوین مانند انیمیشن، بازی‌های رایانه‌ای، موسیقی، فیلم و محتوای چندرسانه‌ای است که می‌توانند پیام‌های فرهنگی را به زبانی جذاب و غیرسیاسی به مخاطبان جهانی منتقل کنند. تجربه موفق کشورهایی مانند ژاپن (انیمه و مانگا) و کره جنوبی (کی-پاپ) نشان می‌دهد که صنایع خلاق می‌توانند مؤثرترین ابزار برندسازی ملی باشند.

درس پنجم: دیاسپورا، بزرگترین سرمایه نادیده‌گرفته شده

حدود 8 میلیون ایرانی خارج از کشور، بزرگترین سرمایه نادیده‌گرفته‌شده برندسازی ملی ایران هستند. این جمعیت، به‌ویژه در کشورهایی که امکان حضور رسمی نمایندگی‌های فرهنگی وجود ندارد (مانند ایالات متحده، کانادا، کشورهای اروپایی و حاشیه خلیج فارس)، می‌توانند به‌عنوان سفیران غیررسمی برند ایران عمل کنند. فعال‌سازی این ظرفیت از طریق ایجاد شبکه‌های ارتباطی، حمایت از مؤسسات فرهنگی مستقل، و ارائه محتوای باکیفیت به آنها، می‌تواند دامنه نفوذ برند ملی ایران را به‌طور چشمگیری گسترش دهد.

درس ششم: پیام‌های ایجابی و غیرسیاسی، کلید نفوذ در افکار عمومی

تمرکز صرف بر گفتمان مقاومت و پیام‌های سیاسی، دامنه مخاطبان را محدود کرده است. برند ملی ایران برای جذب مخاطبان گسترده‌تر، نیازمند ترکیب پیام‌های سیاسی با مؤلفه‌های ایجابی مانند پیشرفت‌های علمی و فناورانه، جاذبه‌های گردشگری، هنر و معماری ایرانی، طب سنتی، ورزش، و محیط زیست است. تجربه موفق درختکاری در اندونزی (که به عنوان یک اقدام غیرسیاسی و ایجابی مورد استقبال قرار گرفت) نشان می‌دهد که پیام‌های ایجابی می‌توانند دروازه‌های ورود به مخاطبان جدید را بگشایند.

برنامه عملیاتی پیشنهادی برای ایران

گام اول: تدوین یک «نقشه راه برندسازی ملی ایران» با افق 20 ساله و با مشارکت وزارت امور خارجه، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، وزارت علوم، و بخش خصوصی، با تمرکز بر آمایش سرزمینی و اولویت‌بندی کشورهای هدف.

گام دوم: به‌روزرسانی شبکه نمایندگی‌های فرهنگی و ایجاد دفاتر مجازی و غیررسمی در کشورهایی که امکان حضور فیزیکی وجود ندارد (مانند کشورهای حاشیه خلیج فارس و ایالات متحده) با استفاده از ظرفیت دیاسپورا و نهادهای مردمی.

گام سوم: سرمایه‌گذاری در صنایع خلاق فرهنگی (انیمیشن، بازی‌های رایانه‌ای، موسیقی، فیلم، محتوای چندرسانه‌ای) با هدف تولید محتوای جذاب و غیرسیاسی برای معرفی تمدن، هنر و طبیعت ایران به جهان.

گام چهارم: طراحی و اجرای یک نظام جامع سنجش اثربخشی برای فعالیت‌های دیپلماسی فرهنگی و برندسازی ملی، با شاخص‌های عینی مانند تغییر نگرش مخاطبان، میزان نفوذ روایت، و اثرگذاری بر نخبگان و رسانه‌ها.

گام پنجم: ایجاد یک «شورای دیاسپورای ایران» برای شناسایی، اتصال و همکاری با ایرانیان خارج از کشور در حوزه‌های فرهنگی، علمی و اقتصادی، و بهره‌گیری از آنها به‌عنوان سفیران برند ملی.

گام ششم: طراحی کمپین بین‌المللی با شعار «ایران، تمدن و پیشرفت» و تولید محتوای تصویری با کیفیت سینمایی از جاذبه‌های تاریخی، فرهنگی، طبیعی و دستاوردهای علمی و فناورانه ایران.

گام هفتم: برگزاری رویدادهای فرهنگی و هنری بین‌المللی در شهرهای تاریخی ایران (اصفهان، شیراز، یزد، تبریز، کاشان) با دعوت از هنرمندان، دانشگاهیان و خبرنگاران جهانی برای تجربه مستقیم فرهنگ و مهمان‌نوازی ایرانی.

خلاصه مدیریتی

گزارش ارزیابی عملکرد سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در جریان جنگ تحمیلی سوم نشان می‌دهد که علیرغم وجود ظرفیت‌های قابل‌توجه افکار عمومی در کشورهای اسلامی و جهان (با میانگین جهانی مخالفت با جنگ حدود 65 درصد و حمایت بالای 80 درصد در کشورهای مسلمان)، شکاف قابل‌توجهی میان ظرفیت‌های محیطی و خروجی‌های عملیاتی وجود دارد. مهم‌ترین چالش‌های شناسایی‌شده عبارتند از: عدم توازن جغرافیایی در فعالیت‌های دیپلماسی فرهنگی (تمرکز بر کشورهای همسایه شرقی و غفلت از کشورهای راهبردی مانند عراق، هند، مالزی و کشورهای حاشیه خلیج فارس)، غلبه رویکرد تبلیغی و رویدادمحور بر دیپلماسی تعاملی (برگزاری همایش‌ها و مراسم به جای پروژه‌های بلندمدت فرهنگی و رسانه‌ای)، محدودیت در تنوع مخاطبان هدف (تمرکز بر گروه‌های سنتی و همسو به جای نسل جوان، نخبگان مستقل و مخاطبان خاکستری)، فقدان نظام سنجش اثربخشی (گزارش کمیت فعالیت‌ها بدون شاخص‌های عینی برای اندازه‌گیری تغییر نگرش)، و کم‌توجهی به ظرفیت‌های مردمی و ایرانیان خارج از کشور (حدود 8 میلیون نفر). مهم‌ترین درس برای ایران: «همدلی مقطعی افکار عمومی با ایران، یک فرصت بی‌نظیر برای برندسازی ملی است، اما تبدیل این همدلی به حمایت راهبردی پایدار، نیازمند گذار از دیپلماسی رویدادمحور به دیپلماسی فرایندمحور، تنوع‌بخشی به پیام‌ها (ترکیب گفتمان مقاومت با مؤلفه‌های ایجابی مانند پیشرفت‌های فناورانه، هنر، گردشگری و تمدن ایرانی-اسلامی)، تمرکز بر مخاطبان پیشرو و خاکستری، سرمایه‌گذاری در صنایع خلاق فرهنگی، و بهره‌گیری از ظرفیت دیاسپورا و نهادهای مردمی است. برند ملی ایران با این رویکرد جامع و بلندمدت، می‌تواند از یک برند «واکنشی» به یک برند «پیش‌دستانه، پایدار و جهانی» تبدیل شود.»


منبع :

نیازی، علی (1405). ارزیابی عملکرد سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در زمینه تنویر افکار عمومی جهان در جریان جنگ تحمیلی سوم. مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، گروه دین، اوقاف و ارشاد اسلامی.

برای دانلود فایل ضمیمه کلیک کنید
لینک کوتاه: http://www.irbrand.ir/70490
بازگشت به ابتدای صفحه بازگشت به ابتدای صفحه
پر بازدیدترین ها
ارزيابي عملکرد سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در زمينه تنوير افکار عمومي جهان در جريان جنگ تحميلي سوم
1405-05-28 _ تعداد بازدید: 6
گزارش حاضر به بررسي عملکرد سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي به عنوان قرارگاه محوري ديپلماسي فرهنگي کشور، در پشتيباني از نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در جنگ تحميلي سوم پرداخته است. بررسي داده هاي افکارسنجي ها در کشورهاي جهان حاکي از وجود ظرفيت هاي مهمي در زمينه همدلي با جمهوري اسلامي ايران و مخالفت با جنگ افروزي آمريکا و رژيم صهيونيستي در جهان است. بااين حال، ارزيابي ميداني اقدام هاي سازمان نشان دهنده شکافي ميان «ظرفيت هاي سياستي و محيطي» با «خروجي هاي عملياتي» است.
بیشتر بدانیم
از مدل سوئدي تا برند جهاني؛ درس‌هايي از ساخت و گردش مدل‌هاي نورديک براي برندسازي ملي
1405-05-28 _ تعداد بازدید: 9
از اوايل قرن بيستم، جوامع نورديک (دانمارک، فنلاند، ايسلند، نروژ و سوئد) توجه ناظران بين‌المللي را به خود جلب کرده‌اند. از اين توجه، مفهوم «مدل نورديک» رشد کرد که امروزه همچنان يک ايده مسلط در ميان دانشگاهيان، سياست‌گذاران، کارشناسان و جنبش‌هاي اجتماعي است. براي بسياري، «مدل نورديک» يک مسير پيشروانه است که ترکيبي موفق از عواملي مانند رشد اقتصادي، دموکراسي، برابري اجتماعي و جنسيتي، رفاه اجتماعي، نيروي کار ماهر و کيفيت زندگي را ارائه مي‌دهد.
بیشتر بدانیم
چندفرهنگي‌گرايي انتخابي و اتصال استراتژيک؛ درس‌هايي از بازنمايي مالزي در چاينا ديلي براي برندسازي ملي
1405-05-26 _ تعداد بازدید: 22
مالزي به دليل موقعيت مکاني در جنوب شرق آسيا، عضويت در آسه‌آن، جمعيت مسلمان و پيوند تاريخي با چين از طريق تجارت دريايي و مهاجرت، جايگاهي منحصربه‌فرد در تصوير منطقه‌اي چين دارد. جامعه پيچيده مالزي شامل مالايي‌ها، چيني‌ها، هندي‌ها و جمعيت‌هاي بومي با تفاوت‌هاي زباني، مذهبي و منطقه‌اي قابل‌توجه است که ارائه يک هويت واحد براي مالزي را دشوار مي‌سازد.
بیشتر بدانیم
محرک‌هاي رفتار خريد سبز در ميان زنان نسل Z؛ درس‌هايي از بازاريابي پايدار براي برندسازي ملي
1405-05-26 _ تعداد بازدید: 18
پژوهشي که توسط کوسوپوجي چاتور باگوس ويکاکسونو از دانشگاه بينا نوسانتارا اندونزي انجام شده و در مجله INKUBIS: Jurnal Ekonomi dan Bisnis (2026) منتشر گرديده، با عنوان «محرک‌هاي رفتار خريد سبز در ميان زنان نسل Z در جابودتابک، اندونزي: نقش‌هاي برچسب‌گذاري زيست‌محيطي، تصوير برند سبز، بازاريابي زيست‌محيطي و اينفلوئنسرهاي پايداري» به‌طور جامع به بررسي اين موضوع پرداخته است.
بیشتر بدانیم
تازه های سایت

مرکزی برای آموزش‌ به طور تخصصی در فضای مجازی

ارتباط با ما

بزرگراه ...، خیابان ب.....، پلاک ... واحد ...

021-12345678

info@irbrand.ir