برند ملی - تایلند با برنامه «تایلندی جهانی»، کرهجنوبی با موج کره ای و ژاپن با ثبت «واشوکو» در میراث ناملموس یونسکو، پیشگامان این عرصه هستند. اما اندونزی با وجود تنوع خارقالعاده آشپزی خود، هنوز در حال یافتن جایگاه خود در این عرصه است. پژوهشی که اخیراً توسط «ریسکی ام. باسکورو» و همکارانش در دانشگاه پرزیدنتی اندونزی انجام شده، با عنوان «تومپنگ نوسانتارا: کاوشی در پتانسیل بهعنوان ابزار دیپلماسی آشپزی اندونزی» به این پرسش کلیدی پاسخ داده است: چگونه یک غذای آیینی-سنتی میتواند به نماد برند ملی تبدیل شود؟
تومپنگ نوسانتارا چیست و چرا اهمیت دارد؟
تومپنگ یک غذای تشریفاتی سنتی در اندونزی، بهویژه در فرهنگ جاوهای است. این غذا بهصورت برنج مخروطیشکل تهیه میشود و با انواع خوراکهای جانبی مانند سبزیجات، گوشت، تخممرغ و ماهی تزیین میشود. تومپنگ در مراسم مختلفی از آیینهای چرخه زندگی و جشنهای روستایی گرفته تا مراسم سازمانی و دولتی حضور دارد.
پژوهشگران با استفاده از رویکردهای نشانهشناسی و مردمشناسی، لایههای معنایی تومپنگ را شناسایی کردهاند. شکل مخروطی برنج، نماد کوه یا محور کیهانی است و نشاندهنده جهتگیری زندگی بهسوی خداوند محسوب میشود. برنج زردی که در تهیه تومپنگ استفاده میشود، نماد سپاسگزاری، برکت و شکوفایی است. چیدمان دایرهوار خوراکهای جانبی در اطراف برنج، نماد هماهنگی با طبیعت، تنوع زیستی و ارتباط انسان با محیط پیرامون است. یکی از جالبترین نکات، استفاده از هفت نوع خوراک جانبی است که در فرهنگ جاوهای، عدد هفت یا «پیتو» نماد دعا، امید و آرزوست و همچنین اشاره به هفت لایه آسمان در کیهانشناسی دارد.
آیین بریدن نوک تومپنگ و تقدیم آن به بزرگترها یا مهمانان ویژه، نماد احترام، تبرک و آرزوی سربلندی برای جمع است. بهبیان دیگر، تومپنگ نهتنها یک غذا، بلکه «متنی فرهنگی» است که ارزشهایی چون همبستگی، سپاسگزاری، سلسلهمراتب اجتماعی و هماهنگی با کیهان را بهصورت ملموس و اجرایی منتقل میکند.
جایگاه تومپنگ در دیپلماسی آشپزی اندونزی
برنامه اصلی دیپلماسی آشپزی اندونزی، «اندونزی، ادویهها را به جهان عرضه میکند» یا Indonesia Spice Up the World نام دارد که با هدف توسعه رستورانهای اندونزیایی در خارج از کشور، افزایش صادرات ادویه و تقویت جایگاه جهانی آشپزی اندونزی طراحی شده است.
اما یک خلأ اساسی در این برنامه وجود دارد. این برنامه عمدتاً بر غذاهای تجاری و شناختهشده مانند رندانگ، ساتی و برنج سرخشده متمرکز است. در مقابل، غذاهای آیینی-نمادین مانند تومپنگ باوجود غنای فرهنگی و فلسفی، در این برنامهها غایب هستند. پژوهشهای پیشین بیشتر به ابعاد انسانشناختی و آیینی تومپنگ پرداختهاند و جای آن در ادبیات دیپلماسی عمومی و برندسازی ملی خالی است. این شکاف، انگیزه اصلی پژوهش باسکورو و همکارانش بوده است.
پتانسیلهای تومپنگ برای برندسازی ملی
پژوهش نشان میدهد که تومپنگ دارای سه ویژگی کلیدی برای تبدیل شدن به ابزار مؤثر دیپلماسی آشپزی و برندسازی ملی است.
نخست، جذابیت بصری منحصربهفرد. شکل مخروطی، رنگهای متنوع و چیدمان هنرمندانه، تومپنگ را به یک نماد دیداری قابلتشخیص تبدیل کرده است. در عصر شبکههای اجتماعی، چنین ویژگیای برای جلب توجه مخاطب بینالمللی بسیار ارزشمند است.
دوم، قابلیت روایتپذیری بالا. تومپنگ داستانی عمیق از تاریخ، فلسفه و آیینهای اندونزی را در خود جای داده است. این ویژگی به دیپلماتها و فعالان فرهنگی اجازه میدهد تا روایتهای چندلایه از فرهنگ اندونزی را به مخاطب جهانی منتقل کنند.
سوم، بعد اجرایی و تعاملی. آیین بریدن نوک تومپنگ و تقسیم آن میان حاضران، یک تجربه جمعی و مشارکتی خلق میکند. این نوع تعامل، برخلاف پیامهای دیپلماتیک خشک و رسمی، ارتباطی عاطفی و ماندگار با مخاطب برقرار میکند.
چالشهای پیشرو
پژوهشگران همچنین به موانعی اشاره کردهاند که برای بهرهگیری از تومپنگ در دیپلماسی آشپزی باید مدیریت شوند. نخستین چالش، پیچیدگی معانی فرهنگی است. مفاهیم کیهانی و آیینی تومپنگ برای مخاطب غیراندونزیایی بهسادگی قابلدرک نیست. انتقال این معانی بدون تحریف یا سادهسازی بیش ازحد، یک چالش جدی محسوب میشود.
دومین چالش، هماهنگی نهادی ضعیف است. برنامههای دیپلماسی آشپزی اندونزی میان نهادهای دولتی، سفارتها، سرآشپزها و فعالان فرهنگی هماهنگی کافی ندارند. ورود یک نماد جدید مانند تومپنگ نیازمند راهبردی یکپارچه و هماهنگ است.
سومین چالش، خطر کالاییشدن فرهنگ است. اگر تومپنگ صرفاً بهعنوان یک «شیء عجیب و دیدنی» برای نمایش به خارجیان معرفی شود، اصالت و عمق معنایی خود را از دست خواهد داد.
فرصتهای راهبردی
باوجود چالشها، پژوهشگران فرصتهای متعددی برای بهرهگیری از تومپنگ در برندسازی ملی اندونزی شناسایی کردهاند.
نخست، استفاده در رویدادهای دیپلماتیک رسمی. مراسم روز ملی، پذیراییهای رسمی، جشنوارههای فرهنگی و نمایشگاههای بینالمللی، بسترهای مناسبی برای معرفی تومپنگ بهعنوان نماد فرهنگی اندونزی هستند.
دوم، پیوند با برنامه «اندونزی، ادویهها را به جهان عرضه میکند». با افزودن تومپنگ به سبد نمادهای غذایی این برنامه، میتوان تنوع بیشتری به تصویر برند ملی اندونزی بخشید و از صرفاً تجاریسازی غذا فاصله گرفت.
سوم، برنامههای آموزشی و تبادل دانشگاهی. کارگاههای آموزشی، نمایشگاههای تعاملی و پروژههای مشترک دانشگاهی میتوانند فلسفه پشت تومپنگ را به مخاطبان جهانی معرفی کنند و دیپلماسی آشپزی را به بستری برای گفتوگوی بینفرهنگی تبدیل کنند.
چهارم، همکاری چندجانبه میان دیپلماتها، سرآشپزهای حرفهای، جوامع محلی و صنایع خلاق میتواند روایتهای اصیل و قابلقبولی از تومپنگ برای مخاطب جهانی تولید کند.
درسهایی برای ایران
پژوهش اندونزی نشان میدهد که غذاهای آیینی و نمادین میتوانند نقش مهمی در برندسازی ملی و دیپلماسی عمومی ایفا کنند. این یافتهها برای ایران که دارای تنوع خارقالعاده آشپزی و غذاهای نمادین متعددی است، مانند آبگوشت، قورمهسبزی، کباب کوبیده، انواع نانهای سنتی، آشها و دهها غذای محلی دیگر، درسهای ارزشمندی دارد.
نخستین درس، شناخت نمادهای غذایی بومی است. ایران نیز مانند اندونزی، غذاهایی با لایههای معنایی عمیق دارد که میتوانند بهعنوان نماد برند ملی معرفی شوند. بسیاری از غذاهای ایرانی ریشه در آیینها، جشنها، باورها و تاریخ کهن این سرزمین دارند و هرکدام داستانی برای گفتن دارند.
دومین درس، طراحی روایتهای قابلانتقال است. باید برای غذاهای نمادین ایران، روایتهایی جذاب، ساده و درعینحال اصیل تولید کرد که برای مخاطب جهانی قابلدرک باشد. این روایتها باید تعادلی میان جذابیت جهانی و عمق فرهنگی برقرار کنند.
سومین درس، هماهنگی نهادی است. وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، وزارت امور خارجه، سفارتها، سرآشپزها، رستورانداران و فعالان بخش خصوصی باید برای معرفی آشپزی ایرانی بهعنوان ابزار برندسازی، هماهنگ عمل کنند. ایجاد یک کارگروه ملی برای دیپلماسی آشپزی میتواند گام مؤثری در این مسیر باشد.
چهارمین درس، بهرهگیری از رویدادهای بینالمللی است. نمایشگاههای گردشگری، جشنوارههای فرهنگی، هفتههای فرهنگی در کشورهای هدف، المپیک، جامجهانی و حتی شبکههای اجتماعی، بسترهای مناسبی برای معرفی غذای ایرانی بهعنوان نماد برند ملی هستند.
پنجمین درس، پرهیز از کالاییسازی صرف است. نباید غذاهای ایرانی صرفاً بهعنوان محصولات تجاری معرفی شوند؛ بلکه فلسفه، تاریخ و ارزشهای پشت آنها نیز باید روایت شود. غذاهای ایرانی نهتنها طعمی بینظیر دارند، بلکه هرکدام قصهای از فرهنگ، تاریخ، مهماننوازی و هنر ایرانی را در خود نهفته دارند.
جمعبندی و نتیجهگیری
پژوهش باسکورو و همکاران نشان میدهد که تومپنگ نوسانتارا با داشتن ابعاد بصری، روایی، اجرایی و نمادین، پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به یکی از ابزارهای اصلی دیپلماسی آشپزی و برندسازی ملی اندونزی دارد. بااینحال، موفقیت در این مسیر مستلزم تدوین چارچوب ارتباطی منسجم است که تعادل میان جذابیت جهانی و عمق فرهنگی را حفظ کند. همچنین نیازمند هماهنگی راهبردی میان دولت، جامعه مدنی، صنایع خلاق و فعالان آشپزی است. در نهایت، پژوهشهای تجربی برای سنجش واکنش مخاطبان خارجی به ابتکارات مبتنی بر غذاهای نمادین، ضروری بهنظر میرسد.
برای ایران که از گنجینهای غنی از غذاهای نمادین برخوردار است، این پژوهش مدلی عملیاتی ارائه میدهد تا از ظرفیت آشپزی برای تقویت قدرت نرم، بهبود تصویر بینالمللی و ایجاد ارتباط عاطفی با ملتها بهره گیرد. غذاهای ایرانی ظرفیت آن را دارند که نهتنها در سفرههای جهانی جای بگیرند، بلکه بهعنوان سفیران فرهنگی، پیامآور صلح، دوستی، مهماننوازی و تمدن کهن ایرانی باشند. آنچه امروز در اندونزی آغاز شده، میتواند الگویی برای ایران در مسیر برندسازی ملی از طریق دیپلماسی آشپزی باشد.
منبع پژوهش: Baskoro, R. M., Ronda, A. M., Santoso, P. Y., & Resazyah, T. (2026). Tumpeng Nusantara: Exploring Potential as an Instrument of Indonesian Gastrodiplomacy. INCOSTE+, 1(1), 334-342.