در عصر تسلط تصویر و روایت، سینما فراتر از یک صنعت سرگرمی، به ابزاری راهبردی برای نفوذ فرهنگی و دیپلماسی عمومی تبدیل شده است. پرسشی که ذهن بسیاری از تحلیلگران روابط بینالملل را به خود مشغول کرده، این است که چگونه قدرتهای نوظهور، بهویژه چین، از ظرفیتهای سینمایی خود برای شکلدهی به ادراکات بینالمللی و گسترش «قدرت نرم» خویش بهره میبرند.
در سالهای اخیر، مفاهیمی چون «قدرت نرم» و «رقابت پذیری ملی» به ادبیات رایجِ نهادهای متولی برندسازی ملی تبدیل شده اند. اما پدیده ای ظریف تر و البته پیچیده تر، توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است: جذابیت(Coolness) به عنوان یک ویژگی ادراکی که ملتها را در اذهان مخاطبان جهانی از یکدیگر متمایز می کند.
چای شهرزاد، یکی از برندهای معتبر، محبوب و خوشنام در صنعت چای ایران است که نامش با کیفیت، تنوع و لحظات ناب گره خورده است.
مهمترین سیاست فرهنگی کره از اواسط دههی 90 تاکنون که نقش بزرگی در تصویرسازی و شناخت این کشور داشته، سیاست برند ملی کرهای بوده است. تمامی سیاستهای برندسازی دولت کره را میتوان در پدیده جهانی به نام «هالیو» یا موج کرهای دنبال کرد. کره در مسیری حرکت کرد که هرجا اسمی از این کشور و محصولات آن شنیده میشد بدون درنگ موج کرهای همنشین آن باشد. مقصود از موج کرهای گسترش اقبال به تولیدات رسانهای و فرهنگ عامهپسند کره جنوبی است که در زبان کرهای از آن به «هالیو» یاد میشود.
مالزی به دلیل موقعیت مکانی در جنوب شرق آسیا، عضویت در آسهآن، جمعیت مسلمان و پیوند تاریخی با چین از طریق تجارت دریایی و مهاجرت، جایگاهی منحصربهفرد در تصویر منطقهای چین دارد. جامعه پیچیده مالزی شامل مالاییها، چینیها، هندیها و جمعیتهای بومی با تفاوتهای زبانی، مذهبی و منطقهای قابلتوجه است که ارائه یک هویت واحد برای مالزی را دشوار میسازد.
در اقتصاد جهانی امروز، رقابت دیگر تنها بر اساس حجم تولید و هزینههای پایین نیست. تکنولوژی، نوآوری، پایداری و ارزش برند، معیارهای جدیدی هستند که جایگاه کشورها را در زنجیرههای ارزش جهانی تعیین میکنند. برچسب «ساخت ...» روی محصولات، دیگر فقط نشاندهنده محل تولید نیست؛ بلکه پیامی درباره کیفیت، فناوری، قابلیت اعتماد و جایگاه کشور در اقتصاد جهانی است.
قاره آفریقا در سالهای اخیر به یکی از عرصههای مهم رقابت قدرتهای جهانی برای گسترش نفوذ اقتصادی، سیاسی و فرهنگی تبدیل شده است. در میان کشورهای آسیایی، ژاپن و چین دو الگوی متفاوت از حضور و نفوذ در این قاره را به نمایش گذاشتهاند. پژوهش حاضر با بررسی سیاست قدرت نرم ژاپن در آفریقا و مقایسه آن با رویکرد چین، تلاش میکند تفاوتهای این دو الگو را از نظر اهداف، ابزارها، ساختار نهادی و شیوه ایجاد نفوذ بررسی کند.
سرامیک و سفال، یکی از کهنترین صنایع دستی بشر در جنوب شرق آسیا بهشمار میرود. در ویتنام، این صنعت با قدمتی چندینهزارساله، همواره پیوندی ناگسستنی با فرهنگ، هویت و زندگی روزمره مردم داشته است. از سفالهای ابتدایی دوران پیش از تاریخ گرفته تا سرامیکهای نفیس دورههای لای-تران-له، صنعت سرامیک ویتنام فرازونشیبهای بسیاری را پشت سر گذاشته است.
این پروژه را هیچ دولتی طراحی نکرد. یک قانون تحقیرآمیز انگلیسی، آلمان را مجبور کرد مسیرش را عوض کند. اما آلمانیها با سرمایهگذاری روی مهارت (نظام آموزش دوگانه)، استانداردسازی (تأسیس DIN در 1917)، و بهبود مستمر (فرهنگ مهندسی و تحقیق و توسعه)، این برچسب تحقیرآمیز را به نماد کیفیت جهانی تبدیل کردند.
این پروژه را هیچ دولتی طراحی نکرد. یک قانون تحقیرآمیز انگلیسی، آلمان را مجبور کرد مسیرش را عوض کند. اما آلمانیها با سرمایهگذاری روی مهارت (نظام آموزش دوگانه)، استانداردسازی (تأسیس DIN در 1917)، و بهبود مستمر (فرهنگ مهندسی و تحقیق و توسعه)، این برچسب تحقیرآمیز را به نماد کیفیت جهانی تبدیل کردند.
فرمند، یکی از بزرگترین و معتبرترین تولیدکنندگان محصولات شکلاتی و صنایع غذایی در ایران است که نامش با کیفیت، نوآوری و خاطره گره خورده است.
جشنواره فیلم عمار را شاید بتوان اصیلترین و مردمیترین رویداد سینمایی پس از انقلاب اسلامی نامید. جشنوارهای که در پاسخ به خلا روایتگری از دستاوردهای انقلاب و جبهه مقاومت و در مقابل جشنوارههایی متولد شد که به تعبیر بنیانگذارانش، «فیلمهای غربزده و غربپسند» را ترویج میکردند. در این پرونده، از این برند سینمایی انقلابی و ظرفیت برند شدنش میگوییم.
قرقیزستان پس از فروپاشی شوروی، کشوری ناشناخته با اقتصاد ورشکسته بود. این داستان نشان میدهد که «طبیعت» اگر درست معرفی شود، میتواند موتور محرک برند ملی باشد.
پاکستان یکی از پیچیدهترین و چندلایهترین برندهای ملی در جهان اسلام است؛ کشوری که تصویر آن همزمان تحت تأثیر «هویت اسلامی، قدرت نظامی، موقعیت ژئوپلیتیک، جمعیت عظیم و چالشهای امنیتی» شکل گرفته است.
این داستان میگوید چطور اتریش با تمرکز بر «احساس زیستن» و نه صرفاً جاذبههای فیزیکی، و با کمپینهای بازاریابی خلاقانه و نوآورانه (از NDA تا The Austrian Synapse)، برند خود را در جهان تثبیت کرده است.
این داستان میگوید چطور یک کشور کوچک (4.5 میلیون نفر) با تکیه بر موقعیت استراتژیک و قوانین هوشمندانه، برندی فراتر از یک پروژه مهندسی ساخته است.
این داستان میگوید چطور یک کشور فقیر و محصور در خشکی با تکیه بر «اصالت عشایری و ماجراجویی»، برند گردشگری خود را در جهان ساخته است.
این داستان میگوید چطور یک کشور کوچک بدون منابع عظیم و بدون جاذبههای خیرهکننده، با تکیه بر «ثبات، قانونمداری و سبز بودن»، برندی منحصربهفرد در سایه دو غول ساخته است.
این داستان میگوید چطور یک محصول کشاورزی ساده میتواند برند ملی یک کشور را در جهان تثبیت کند و چگونه سریلانکا با وجود بحرانهای سیاسی و طبیعی، برند «چای سیلان» را به عنوان نماد کیفیت و اصالت حفظ کرده است.
این داستان میگوید چطور یک کشور آند با بحرانهای عمیق، با تکیه بر میراث باستانی و تنوع کشاورزی خود، برند ملی جدیدی ساخت.