رسانههای بینالمللی غالباً تصویری تکساحتی از ایران ترسیم میکنند که با تکاپو و پویایی جاری در خیابانهای کلانشهرهای کشور تفاوتهایی دارد. در این میان، مستند عینی و بدون واسطه «الی» (Eli)، بلاگر و سفرنامهنویس پرمخاطب روسی از کانال Eli from Russia، که در قالب سفری مستقل از مسکو به تهران، شیراز و اصفهان سفر کرده است، روایتی زنده و صمیمی از جامعه، هنر و تمدن ایران را به مخاطبان جهانی معرفی میکند.
مستند «پیادهگرد سرخ» را میتوان نمونهای از تأثیر مواجهه مستقیم گردشگر با جامعه، فضاهای شهری، میراث تاریخی و زندگی روزمره ایران بر شکلگیری برداشت او دانست. تجربه این مستندساز نشان میدهد که تصویر ایران برای مخاطب خارجی میتواند از لایههای مختلفی تشکیل شود: از شکوه آثار تاریخی و معماری مذهبی گرفته تا زندگی روزمره شهری، فناوریهای خدماتی، بازار مصرف و تاریخ سیاسی معاصر.
از اوایل قرن بیستم، جوامع نوردیک (دانمارک، فنلاند، ایسلند، نروژ و سوئد) توجه ناظران بینالمللی را به خود جلب کردهاند. از این توجه، مفهوم «مدل نوردیک» رشد کرد که امروزه همچنان یک ایده مسلط در میان دانشگاهیان، سیاستگذاران، کارشناسان و جنبشهای اجتماعی است. برای بسیاری، «مدل نوردیک» یک مسیر پیشروانه است که ترکیبی موفق از عواملی مانند رشد اقتصادی، دموکراسی، برابری اجتماعی و جنسیتی، رفاه اجتماعی، نیروی کار ماهر و کیفیت زندگی را ارائه میدهد.
مالزی به دلیل موقعیت مکانی در جنوب شرق آسیا، عضویت در آسهآن، جمعیت مسلمان و پیوند تاریخی با چین از طریق تجارت دریایی و مهاجرت، جایگاهی منحصربهفرد در تصویر منطقهای چین دارد. جامعه پیچیده مالزی شامل مالاییها، چینیها، هندیها و جمعیتهای بومی با تفاوتهای زبانی، مذهبی و منطقهای قابلتوجه است که ارائه یک هویت واحد برای مالزی را دشوار میسازد.
در چشمانداز ارتباطات جهانی قرن بیست و یکم، رسانههای اجتماعی فراتر از بستری برای تبادل اطلاعات شخصی عمل میکنند و به عرصهای استراتژیک تبدیل شدهاند که کشورها، جنبشهای اجتماعی، بازیگران غیردولتی و افراد برای تسلط بر روایتهای فرهنگی با یکدیگر رقابت میکنند. این پدیده به طور بنیادین شیوههای دیپلماسی فرهنگی را متحول کرده است.
رواندا در سال 1994، صحنه یکی از فجیعترین نسلکشیهای تاریخ بشر بود. در کمتر از صد روز، نزدیک به یک میلیون نفر از اقلیت توتسی و هوتوهای میانهرو به قتل رسیدند. اقتصاد ویران، زیرساختها نابود، و برند ملی رواندا در جهان با یک کلمه شناخته میشد: «نسلکشی». اما رواندا در سه دهه پس از آن، یکی از چشمگیرترین داستانهای بازسازی در تاریخ معاصر را رقم زده است.
در عصر جهانی شدن، تبلیغات دیگر صرفاً ابزاری برای فروش کالا و خدمات نیست؛ بلکه به یکی از مؤثرترین ابزارهای ارتباط عمومی، دیپلماسی فرهنگی و برندسازی ملی تبدیل شده است. کشورهای در حال توسعه بهویژه آنهایی که بهدنبال بازتعریف جایگاه بینالمللی خود هستند، از تبلیغات انگلیسیزبان بهعنوان پلی میان هویت ملی و مخاطبان جهانی استفاده میکنند.
در عرصه بینالمللی امروز، کشورها نه تنها با یکدیگر رقابت نمیکنند، بلکه برای جلب توجه، سرمایه، گردشگر و نفوذ سیاسی نیز به رقابت میپردازند. در این رقابت، «برند کشور» به عنوان یکی از ابزارهای کلیدی دیپلماسی عمومی ظاهر شده است. اما چگونه میتوان برندی ساخت که هم معتبر باشد و هم مؤثر؟ پاسخ این پرسش در مطالعه تطبیقی دو کشور آمریکای لاتین – پرو و اروگوئه – نهفته است.
جمهوری ترکیه در سالهای اخیر دستخوش تغییرات ساختاری عمیقی در سطوح داخلی و خارجی شده است. این تغییرات نتیجه تحولات سریع در جامعه بینالمللی و نیاز مبرم به انطباق از طریق تغییر است. اما مهمترین عاملی که نیاز به برندسازی مجدد را تشدید کرده، بحران اقتصادی بوده است؛ بحرانی که گردشگری را به راهبردی کلیدی برای بازیابی ملی تبدیل کرده است.
برند ملی فقط مجموعهای از شعارها، نمادها یا کمپینهای تبلیغاتی یک کشور نیست؛ بلکه تصویری است که در ذهن مخاطبان داخلی و خارجی از یک ملت شکل میگیرد. در این میان، شبکههای اجتماعی به یکی از مهمترین عرصههای شکلگیری و انتقال این تصویر تبدیل شدهاند.
شاخص توسعه سفر و گردشگری (Travel & Tourism Development Index) یکی از مهمترین ابزارهای بینالمللی برای بررسی این موضوع است که کشورها تا چه اندازه برای توسعه صنعت سفر و گردشگری آماده هستند.
اکوادور نام خود را از خط استوا گرفته است. در 26 کیلومتری شمال کیتو (پایتخت)، یادمان خط استوا (Mitad del Mundo) ساخته شده است. این داستان نشان میدهد که «نادرهای طبیعی» چگونه میتوانند برند یک کشور را جهانی کنند.
این داستان میگوید چطور اتریش با تمرکز بر «احساس زیستن» و نه صرفاً جاذبههای فیزیکی، و با کمپینهای بازاریابی خلاقانه و نوآورانه (از NDA تا The Austrian Synapse)، برند خود را در جهان تثبیت کرده است.
این داستان میگوید چطور یک کشور کوچک (4.5 میلیون نفر) با تکیه بر موقعیت استراتژیک و قوانین هوشمندانه، برندی فراتر از یک پروژه مهندسی ساخته است.
این داستان میگوید چطور یک کشور کوچک بدون منابع عظیم و بدون جاذبههای خیرهکننده، با تکیه بر «ثبات، قانونمداری و سبز بودن»، برندی منحصربهفرد در سایه دو غول ساخته است.
این داستان میگوید چطور یک کشور آند با بحرانهای عمیق، با تکیه بر میراث باستانی و تنوع کشاورزی خود، برند ملی جدیدی ساخت.
این داستان میگوید چطور یک کشور آفریقایی با سرمایهگذاری روی «رنگ، فرهنگ و ثبات»، برندی متمایز و ماندگار ساخته است.
امروز قزاقستان یکی از مقاصد اول سرمایهگذاری خارجی در منطقه، میزبان نمایشگاههای بینالمللی (اکسپو 2017)، و کشوری با برند «فرصتهای جدید» است.
ازبکستان تا یک دهه پیش، یکی از بستهترین کشورهای جهان بود. ویزا سخت، زیرساخت گردشگری ضعیف، و تصویری مبهم از گذشته پرافتخارش. اما این کشور در سالهای اخیر، یکی از سریعترین تحولات را در حوزه گردشگری تجربه کرده است.
این داستان میگوید چطور یک کشور میتواند با تکیه بر «تخصص گرایی»، «کیفیت بالا و قیمت رقابتی»، و «بازاریابی هوشمندانه»، در یک صنعت خاص به برند جهانی تبدیل شود.