در سالهای اخیر، مفاهیمی چون «قدرت نرم» و «رقابت پذیری ملی» به ادبیات رایجِ نهادهای متولی برندسازی ملی تبدیل شده اند. اما پدیده ای ظریف تر و البته پیچیده تر، توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است: جذابیت(Coolness) به عنوان یک ویژگی ادراکی که ملتها را در اذهان مخاطبان جهانی از یکدیگر متمایز می کند.
مهمترین سیاست فرهنگی کره از اواسط دههی 90 تاکنون که نقش بزرگی در تصویرسازی و شناخت این کشور داشته، سیاست برند ملی کرهای بوده است. تمامی سیاستهای برندسازی دولت کره را میتوان در پدیده جهانی به نام «هالیو» یا موج کرهای دنبال کرد. کره در مسیری حرکت کرد که هرجا اسمی از این کشور و محصولات آن شنیده میشد بدون درنگ موج کرهای همنشین آن باشد. مقصود از موج کرهای گسترش اقبال به تولیدات رسانهای و فرهنگ عامهپسند کره جنوبی است که در زبان کرهای از آن به «هالیو» یاد میشود.
در یک دهه اخیر، ورزش حرفهای از یک صنعت سرگرمی صرف به ابزاری راهبردی در دیپلماسی و سیاست جهانی تبدیل شده است. این تحول همراستا با مفهوم «قدرت نرم» (Soft Power) است که جوزف نای (2004) مطرح کرد – توانایی یک کشور برای تأثیرگذاری بر دیگران از طریق جذابیت فرهنگی و ارزشها، نه اجبار. در این چارچوب، ورزش به یکی از مؤثرترین رسانهها برای نمایش قدرت نرم در سطح بینالمللی تبدیل شده است.
گزارش حاضر به بررسی عملکرد سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به عنوان قرارگاه محوری دیپلماسی فرهنگی کشور، در پشتیبانی از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در جنگ تحمیلی سوم پرداخته است. بررسی داده های افکارسنجی ها در کشورهای جهان حاکی از وجود ظرفیت های مهمی در زمینه همدلی با جمهوری اسلامی ایران و مخالفت با جنگ افروزی آمریکا و رژیم صهیونیستی در جهان است. بااین حال، ارزیابی میدانی اقدام های سازمان نشان دهنده شکافی میان «ظرفیت های سیاستی و محیطی» با «خروجی های عملیاتی» است.
مالزی به دلیل موقعیت مکانی در جنوب شرق آسیا، عضویت در آسهآن، جمعیت مسلمان و پیوند تاریخی با چین از طریق تجارت دریایی و مهاجرت، جایگاهی منحصربهفرد در تصویر منطقهای چین دارد. جامعه پیچیده مالزی شامل مالاییها، چینیها، هندیها و جمعیتهای بومی با تفاوتهای زبانی، مذهبی و منطقهای قابلتوجه است که ارائه یک هویت واحد برای مالزی را دشوار میسازد.
در بازار رقابتی امروز، شرکتهای تولیدکننده کالاهای مصرفی برای بقا و پیشرفت با چالشهای جدی روبرو هستند. مشتریان امروزی بیش از هر زمان دیگری آگاه و خواستارند و شرکتها برای جلب توجه و وفاداری آنها، به ابزارهای متنوعی نیاز دارند. یکی از این ابزارهای کلیدی، ارتباطات بازاریابی یکپارچه (Integrated Marketing Communications - IMC) است؛ رویکردی که در آن ابزارهای مختلف ارتباطی با یکدیگر هماهنگ میشوند تا تأثیر بیشتری بر مخاطبان هدف داشته باشند.
در دو دهه اخیر، موج کرهای یا «هالیو» به یکی از تأثیرگذارترین پدیدههای فرهنگی جهان تبدیل شده است. آنچه بهعنوان یک صنعت سرگرمی محلی در کرهجنوبی آغاز شد، امروز به ابزاری قدرتمند برای دیپلماسی عمومی، برندسازی ملی و کسب قدرت نرم در عرصه بینالمللی بدل شده است.
در عرصه بینالمللی امروز، کشورها نه تنها با یکدیگر رقابت نمیکنند، بلکه برای جلب توجه، سرمایه، گردشگر و نفوذ سیاسی نیز به رقابت میپردازند. در این رقابت، «برند کشور» به عنوان یکی از ابزارهای کلیدی دیپلماسی عمومی ظاهر شده است. اما چگونه میتوان برندی ساخت که هم معتبر باشد و هم مؤثر؟ پاسخ این پرسش در مطالعه تطبیقی دو کشور آمریکای لاتین – پرو و اروگوئه – نهفته است.
در دو دهه اخیر، قطر با تکیه بر سرمایهگذاریهای عظیم در حوزه ورزش، دیپلماسی، انرژی و رسانه، تلاش کرده است جایگاه خود را در عرصه بینالمللی ارتقا دهد. با وجود این تلاشها، پژوهشهای علمی در جهان عرب که به بررسی رابطه میان ابعاد برند ملی و شهرت بینالمللی قطر پرداخته باشند، همچنان محدود است.
در عصر دیپلماسی عمومی، کشورها بهدنبال ابزارهایی فراتر از سیاست رسمی برای جلب hearts and minds مخاطبان جهانی هستند. یکی از مؤثرترین این ابزارها، غذا و فرهنگ آشپزی است. اصطلاح «گاسترودیپلماسی» یا «دیپلماسی آشپزی» در دو دهه اخیر بهعنوان راهبردی نوین برای برندسازی ملی، تقویت قدرت نرم و ایجاد ارتباط عاطفی با ملتها مطرح شده است.
یک پژوهش علمی با بررسی اسناد بالادستی کشور نشان میدهد توسعه سواحل مکران میتواند فراتر از یک پروژه اقتصادی و عمرانی، به ابزاری برای تقویت برند ملی، قدرت دریایی و تصویر بینالمللی ایران تبدیل شود.
برند ملی فقط مجموعهای از شعارها، نمادها یا کمپینهای تبلیغاتی یک کشور نیست؛ بلکه تصویری است که در ذهن مخاطبان داخلی و خارجی از یک ملت شکل میگیرد. در این میان، شبکههای اجتماعی به یکی از مهمترین عرصههای شکلگیری و انتقال این تصویر تبدیل شدهاند.
رویدادهای بزرگ ورزشی دیگر صرفاً مسابقاتی برای کسب مدال یا جام نیستند، بلکه به فرصتهایی برای روایت یک کشور، معرفی فرهنگ، نمایش ظرفیتهای مدیریتی و شکلدهی به ادراک جهانی تبدیل شدهاند.
در عصر رسانههای اجتماعی، تصویر کشورها دیگر تنها در عرصه دیپلماسی رسمی شکل نمیگیرد، بلکه در فضای مجازی و تعاملات روزمره کاربران ساخته و بازتعریف میشود. این پژوهش با تمرکز بر کشورهای عربی، ضمن شناسایی هشت بعد اصلی برند ملی ایران، چارچوبی راهبردی برای مدیریت و ارتقای برند جمهوری اسلامی ایران در محیط رسانهای منطقه ارائه میدهد.
در عصر رسانههای اجتماعی، تصویر کشورها دیگر تنها در عرصه دیپلماسی رسمی شکل نمیگیرد، بلکه در فضای مجازی و تعاملات روزمره کاربران ساخته و بازتعریف میشود. این پژوهش با تمرکز بر کشورهای عربی، ضمن شناسایی هشت بعد اصلی برند ملی ایران، چارچوبی راهبردی برای مدیریت و ارتقای برند جمهوری اسلامی ایران در محیط رسانهای منطقه ارائه میدهد.
پژوهشی تازه که در سال 2026 در نشریه Management Sciences Review منتشر شده، نشان میدهد برند ملی نیجریه همچنان با چالشهای جدی در حوزه اعتبار و تصویر بینالمللی روبهرو است. این مطالعه با بررسی دیدگاه شهروندان نیجریه و افراد غیرنیجریهای، تصویری از مهمترین ویژگیهای منتسب به این کشور و عوامل مؤثر بر شهرت آن ارائه کرده است.
این مطالعه بررسی میکند که چگونه رهبران سیاسی از زبان برای ساختن «هویت ملی» و تقویت «قدرت و جایگاه کشور» استفاده میکنند. نمونه موردی پژوهش، سخنرانیهای دونالد ترامپ است. پژوهش بر اساس روش تحلیل انتقادی گفتمان فرکلاف (Fairclough) انجام شده است.
پژوهشی جدید نشان میدهد چگونه یک میراث فرهنگی بومی به مهمترین دارایی قدرت نرم و برند ملی کنیا تبدیل شده است. جمعبندی این پژوهش نشان میدهد که موفقیت دیپلماسی فرهنگی کنیا صرفاً به دلیل نمایش یک فرهنگ بومی نبوده، بلکه به توانایی این کشور در تبدیل آن فرهنگ به یک دارایی راهبردی برای ارتباط با افکار عمومی جهان بازمیگردد.
مطالعهای در ترکیه نشان میدهد که ادراک از برند یک کشور، حاصل تعامل عوامل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و رسانهای است، نه صرفاً تفاوتهای نسلی.
شاید کمتر کسی تصور کند کشوری که تنها حدود 15 درصد از جمعیت شش میلیون نفری آن مسلمان هستند، امروز به عنوان موفقترین مقصد گردشگری حلال در میان کشورهای غیرعضو سازمان همکاری اسلامی (OIC) شناخته شود.