آیا فرهنگ، دیپلماسی عمومی، آموزش، نوآوری و اعتبار بینالمللی میتوانند به خلق ثروت برای یک کشور منجر شوند؟ پژوهش تازهای که در سال 2026 منتشر شده، با استفاده از مدلهای اقتصادسنجی نشان میدهد قدرت نرم تنها یک مفهوم سیاسی یا فرهنگی نیست، بلکه میتواند یکی از عوامل مؤثر در افزایش ارزش اقتصادی برند ملی باشد. این یادداشت ضمن مرور یافتههای پژوهش، نقاط قوت و محدودیتهای آن را بررسی کرده و پیامدهای آن را برای سیاستگذاری برندسازی ملی در ایران تحلیل میکند.
در شبی از شبهای ژوئن، در ورزشگاه هیوستون تگزاس، اتفاقی رخ داد که ذهن همه کارشناسان ورزش و اقتصاد را به چالش کشید. یک تیم از جزیرهای که جمعیتش از 156 هزار نفر تجاوز نمیکند، پا به بزرگترین صحنه ورزش جهان گذاشت.
این پروژه را هیچ دولتی طراحی نکرد. یک قانون تحقیرآمیز انگلیسی، آلمان را مجبور کرد مسیرش را عوض کند.
این پروژه را هیچ دولتی طراحی نکرد. یک قانون تحقیرآمیز انگلیسی، آلمان را مجبور کرد مسیرش را عوض کند.
بریتانیا یکی از برندهای ملی تاریخ معاصر است که توانسته پس از افول امپراتوری، نفوذ جهانی خود را از طریق زبان، فرهنگ، رسانه، آموزش و اقتصاد حفظ کند.
برند ملی ایرلند بر «فناوری، سرمایهگذاری خارجی و قدرت نرم فرهنگی» استوار است و نشان میدهد که کشورهای کوچک نیز میتوانند در اقتصاد جهانی نقش بسیار بزرگ ایفا کنند.
مالزی یکی از جذابترین و در عین حال پیچیدهترین نمونههای برندسازی ملی در جهان است. برخلاف فرانسه که برندش بر «فرهنگ و لوکس» تاریخی استوار است، یا سوئیس که بر «دقت و اعتماد» تکیه دارد، برند مالزی بر پایه مفاهیمی بنا شده که در جهان امروز به شدت ارزشمند هستند: تنوع فرهنگی، همزیستی مسالمتآمیز، غذای لذیذ و طبیعت بکر.
کانادا یکی از جدیدترین و در عین حال موفقترین نمونههای برندسازی ملی در جهان است. برخلاف فرانسه که برندش بر «فرهنگ و لوکس» تاریخی استوار است، یا ایتالیا که بر «زیبایی و اصالت» احساسی تکیه دارد، و حتی برخلاف سوئد که بر «برابری و پایداری» آیندهنگر بنا شده، برند کانادا بر پایه مفاهیمی ساده و در عین حال جهانی شکل گرفته است: طبیعت بکر، چندفرهنگی مسالمتآمیز، مهربانی، ایمنی و کیفیت زندگی.