موسیقی و هنرهای صوتی صرفاً ابزارهایی برای سرگرمی یا بیان هنری نیستند؛ بلکه در عرصه روابط بینالملل بهعنوان رسانههایی پیچیده برای «دیپلماسی فرهنگی»، «برندسازی ملی» (Nation Branding) و حتی «ترویج سیاسی (پروپاگاندا)» عمل میکنند.
در عرصه روابط بینالملل معاصر، زبان دیگر صرفاً ابزاری برای ارتباط روزمره نیست؛ بلکه به یکی از مهمترین حاملهای مشروعیت فرهنگی، ایجاد جذابیت بینالمللی و گسترش «قدرت نرم» (Soft Power) کشورها تبدیل شده است. کشوری که بتواند زبان خود را به یک سرمایه نمادین و زیرساخت ارتباطی در سطح جهانی تبدیل کند، سهم مهمی در شکلدهی به افکار عمومی، افزایش نفوذ فرهنگی و ساخت برند ملی (Nation Branding) خود خواهد داشت.
گزارش حاضر به بررسی عملکرد سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به عنوان قرارگاه محوری دیپلماسی فرهنگی کشور، در پشتیبانی از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در جنگ تحمیلی سوم پرداخته است. بررسی داده های افکارسنجی ها در کشورهای جهان حاکی از وجود ظرفیت های مهمی در زمینه همدلی با جمهوری اسلامی ایران و مخالفت با جنگ افروزی آمریکا و رژیم صهیونیستی در جهان است. بااین حال، ارزیابی میدانی اقدام های سازمان نشان دهنده شکافی میان «ظرفیت های سیاستی و محیطی» با «خروجی های عملیاتی» است.
مالزی به دلیل موقعیت مکانی در جنوب شرق آسیا، عضویت در آسهآن، جمعیت مسلمان و پیوند تاریخی با چین از طریق تجارت دریایی و مهاجرت، جایگاهی منحصربهفرد در تصویر منطقهای چین دارد. جامعه پیچیده مالزی شامل مالاییها، چینیها، هندیها و جمعیتهای بومی با تفاوتهای زبانی، مذهبی و منطقهای قابلتوجه است که ارائه یک هویت واحد برای مالزی را دشوار میسازد.
در دو دهه اخیر، موج کرهای یا «هالیو» به یکی از تأثیرگذارترین پدیدههای فرهنگی جهان تبدیل شده است. آنچه بهعنوان یک صنعت سرگرمی محلی در کرهجنوبی آغاز شد، امروز به ابزاری قدرتمند برای دیپلماسی عمومی، برندسازی ملی و کسب قدرت نرم در عرصه بینالمللی بدل شده است.
قاره آفریقا در سالهای اخیر به یکی از عرصههای مهم رقابت قدرتهای جهانی برای گسترش نفوذ اقتصادی، سیاسی و فرهنگی تبدیل شده است. در میان کشورهای آسیایی، ژاپن و چین دو الگوی متفاوت از حضور و نفوذ در این قاره را به نمایش گذاشتهاند. پژوهش حاضر با بررسی سیاست قدرت نرم ژاپن در آفریقا و مقایسه آن با رویکرد چین، تلاش میکند تفاوتهای این دو الگو را از نظر اهداف، ابزارها، ساختار نهادی و شیوه ایجاد نفوذ بررسی کند.
برند ملی فقط مجموعهای از شعارها، نمادها یا کمپینهای تبلیغاتی یک کشور نیست؛ بلکه تصویری است که در ذهن مخاطبان داخلی و خارجی از یک ملت شکل میگیرد. در این میان، شبکههای اجتماعی به یکی از مهمترین عرصههای شکلگیری و انتقال این تصویر تبدیل شدهاند.
شاخص قدرت نرم جهانی (Global Soft Power Index) یکی از مهمترین رتبهبندیهای بینالمللی برای سنجش این ظرفیت است. این شاخص توسط مؤسسه Brand Finance منتشر میشود و تلاش میکند میزان قدرت و نفوذ برندهای ملی را از نگاه افکار عمومی و گروههای تخصصی در سراسر جهان اندازهگیری کند.
شاخص برند کشورها ( NBI / Nation Brands Index) یکی از معتبرترین مطالعات جهانی برای سنجش تصویر، شهرت و اعتبار کشورها در ذهن افکار عمومی بینالمللی است.
در عصر رسانههای اجتماعی، تصویر کشورها دیگر تنها در عرصه دیپلماسی رسمی شکل نمیگیرد، بلکه در فضای مجازی و تعاملات روزمره کاربران ساخته و بازتعریف میشود. این پژوهش با تمرکز بر کشورهای عربی، ضمن شناسایی هشت بعد اصلی برند ملی ایران، چارچوبی راهبردی برای مدیریت و ارتقای برند جمهوری اسلامی ایران در محیط رسانهای منطقه ارائه میدهد.
در عصر رسانههای اجتماعی، تصویر کشورها دیگر تنها در عرصه دیپلماسی رسمی شکل نمیگیرد، بلکه در فضای مجازی و تعاملات روزمره کاربران ساخته و بازتعریف میشود. این پژوهش با تمرکز بر کشورهای عربی، ضمن شناسایی هشت بعد اصلی برند ملی ایران، چارچوبی راهبردی برای مدیریت و ارتقای برند جمهوری اسلامی ایران در محیط رسانهای منطقه ارائه میدهد.
نتایج یک پژوهش جدید نشان میدهد که دیپلماسی فرهنگی، برندسازی ملی و اعتبار بینالمللی، سه عامل کلیدی در افزایش قدرت نرم کشورها هستند و سرمایهگذاری هدفمند در این حوزهها میتواند جایگاه یک کشور را در عرصه جهانی به شکل محسوسی ارتقا دهد.
آیا فرهنگ، دیپلماسی عمومی، آموزش، نوآوری و اعتبار بینالمللی میتوانند به خلق ثروت برای یک کشور منجر شوند؟ پژوهش تازهای که در سال 2026 منتشر شده، با استفاده از مدلهای اقتصادسنجی نشان میدهد قدرت نرم تنها یک مفهوم سیاسی یا فرهنگی نیست، بلکه میتواند یکی از عوامل مؤثر در افزایش ارزش اقتصادی برند ملی باشد. این یادداشت ضمن مرور یافتههای پژوهش، نقاط قوت و محدودیتهای آن را بررسی کرده و پیامدهای آن را برای سیاستگذاری برندسازی ملی در ایران تحلیل میکند.
این یادداشت بر پایه گزارش پژوهشی «امیدآفرینی و برندسازی برای ایران آینده؛ کلیات برندسازی ملی» تهیه شده است؛ گزارشی که با هدف تبیین مفاهیم، مبانی نظری و الزامات سیاستی برندسازی ملی، به بررسی دیدگاههای معتبر بینالمللی و تجربه کشورهای مختلف میپردازد.
در جهان امروز، اندازه جغرافیایی، جمعیت یا منابع طبیعی تنها عوامل تعیینکننده جایگاه کشورها نیستند. کشورها علاوه بر رقابت اقتصادی، وارد رقابتی جدید شدهاند؛ رقابت بر سر ادراک، اعتبار و تصویری که در ذهن جهان ایجاد میکنند.
چگونه کشوری که دو جنگ جهانی را باخته، تقسیم شده و در خاکستر فرو رفته، طی پنج دهه به «موتور اروپا»، «رهبر اخلاقی غرب» و نماد «کیفیت بیچونوچرا» تبدیل میشود؟ پاسخ آلمان است: از طریق مهندسی یک برند ملی مبتنی بر انضباط، صنعت و بازسازی حسابشده.
بریتانیا یکی از برندهای ملی تاریخ معاصر است که توانسته پس از افول امپراتوری، نفوذ جهانی خود را از طریق زبان، فرهنگ، رسانه، آموزش و اقتصاد حفظ کند.
اکوادور نام خود را از خط استوا گرفته است. در 26 کیلومتری شمال کیتو (پایتخت)، یادمان خط استوا (Mitad del Mundo) ساخته شده است. این داستان نشان میدهد که «نادرهای طبیعی» چگونه میتوانند برند یک کشور را جهانی کنند.
این داستان میگوید چطور یک کشور کوچک محاصرهشده با تکیه بر «سرمایه فرهنگی و انسانی»، برندی فراتر از محدودیتهای سیاسی ساخته است.
هند در دهه 1980 با سه تصویر منفی در جهان شناخته میشد: فقر مطلق، جمعیت زیاد و بینظمی. گردشگران کمی به هند سفر میکردند. اما هند دو برگ برنده داشت که هیچ کشور دیگری نداشت: یوگا و معنویت. امروز هند برند «سرزمین آرامش و یوگا» را ساخته و صنعت گردشگری معنوی آن سالانه میلیاردها دلار درآمد دارد.