رواندا در سال 1994، صحنه یکی از فجیعترین نسلکشیهای تاریخ بشر بود. در کمتر از صد روز، نزدیک به یک میلیون نفر از اقلیت توتسی و هوتوهای میانهرو به قتل رسیدند. اقتصاد ویران، زیرساختها نابود، و برند ملی رواندا در جهان با یک کلمه شناخته میشد: «نسلکشی». اما رواندا در سه دهه پس از آن، یکی از چشمگیرترین داستانهای بازسازی در تاریخ معاصر را رقم زده است.
رواندا یکی از شاخصترین نمونههای برندسازی ملی پس از بحران در جهان معاصر است. کشوری کوچک در قلب آفریقا که پس از یک دوره بسیار سخت در دهه ۱۹۹۰، مسیر بازسازی عمیق اجتماعی، اقتصادی و نهادی را آغاز کرد و تلاش نمود تصویر جدیدی از خود به عنوان «آفریقای امن، تمیز و آیندهگرا» ارائه دهد.
رواندا یکی از شاخصترین نمونههای برندسازی ملی پس از بحران در جهان معاصر است. کشوری کوچک در قلب آفریقا که پس از یک دوره بسیار سخت در دهه ۱۹۹۰، مسیر بازسازی عمیق اجتماعی، اقتصادی و نهادی را آغاز کرد و تلاش نمود تصویر جدیدی از خود به عنوان «آفریقای امن، تمیز و آیندهگرا» ارائه دهد.
گلیم و جاجیم را شاید بتوان قدیمیترین بافتههای ایرانی بعد از فرش نامید. دستبافتههایی که زنان عشایر و روستایی ایران با پشم گوسفندان خود، روی دارهای ساده چوبی میبافند. در این پرونده، از این هنر کاربردی و ظرفیت برند شدنش میگوییم.
تا دو دهه پیش، برند ملی در تلویزیونهای بینالمللی، روزنامههای بزرگ و مجلات معتبر ساخته میشد. یک کشور برای بهبود تصویر خود نیاز به پوشش خبری مثبت در CNN یا بیبیسی داشت. آن روزها تمام شد.
رسانهها پنجره جهان به یک کشورند. آنچه مردم جهان از ایران میبینند، عمدتاً از طریق تلویزیونهای بینالمللی، خبرگزاریها، روزنامهها و شبکههای اجتماعی میگذرد. اگر این پنجره کثیف باشد، تصویر کثیف میبینند. اگر شفاف باشد، تصویر واقعیتری میبینند.
در شش مقاله قبل، از چیستی برند ملی تا مؤلفههایش، از نیاز ایران تا تجربه کشورهای موفق، از باورهای غلط تا شاخصهای اندازهگیری را مرور کردیم.
تا اینجای پرونده ویژه «برند ملی از صفر تا صد» فهمیدیم برند ملی چیست، از چه شش حوزهای ساخته میشود، چرا ایران به آن نیاز دارد و چند کشور چگونه از صفر برند ملی خود را ساختند.
در مقاله قبل فهمیدیم که ایران چقدر به برندسازی ملی نیاز دارد. اما شاید این سؤال پیش بیاید: مگر میشود یک کشور از صفر شروع کند و برند ملی بسازد؟ مگر برند ملی چیزی نیست که دههها طول میکشد؟
در دو مقاله قبل فهمیدیم برند ملی چیست و از چه شش حوزهای ساخته میشود. اما شاید این سؤال برای خواننده سایت شما پیش بیاید: خب، اگر یک کشور برند ملی قوی نداشته باشد، چه میشود؟ مگر بدون برندسازی ملی نمیتوان زندگی کرد؟
اکوادور نام خود را از خط استوا گرفته است. در 26 کیلومتری شمال کیتو (پایتخت)، یادمان خط استوا (Mitad del Mundo) ساخته شده است. این داستان نشان میدهد که «نادرهای طبیعی» چگونه میتوانند برند یک کشور را جهانی کنند.
رواندا ثابت کرده حتی از تاریکترین نقطه تاریخ هم میشود برگشت. سال 1994، در صد روز نزدیک به یک میلیون نفر کشته شدند. قاتل و قربانی همسایه بودند. اقتصاد ویران، مردم بیاعتماد، جهان با وحشت تلویزیون را نگاه میکرد. سی سال بعد، رواندا برند «تمیزترین کشور آفریقا» و «سنگاپور آفریقا» را ساخته است
کانادا یکی از جدیدترین و در عین حال موفقترین نمونههای برندسازی ملی در جهان است. برخلاف فرانسه که برندش بر «فرهنگ و لوکس» تاریخی استوار است، یا ایتالیا که بر «زیبایی و اصالت» احساسی تکیه دارد، و حتی برخلاف سوئد که بر «برابری و پایداری» آیندهنگر بنا شده، برند کانادا بر پایه مفاهیمی ساده و در عین حال جهانی شکل گرفته است: طبیعت بکر، چندفرهنگی مسالمتآمیز، مهربانی، ایمنی و کیفیت زندگی.