در جغرافیای سیاسی امروز، مفهوم قدرت فراتر از کنترل منابع فیزیکی و نظامی تعریف میشود. در دنیای مدرن، کشورها بهطور فزایندهای تلاش میکنند تا از طریق ابزارهای فرهنگی و ورزشی، نفوذ بینالمللی خود را گسترش داده و تصویر ذهنی مثبتی از برند ملی خود به نمایش بگذارند.
در یک دهه اخیر، ورزش حرفهای از یک صنعت سرگرمی صرف به ابزاری راهبردی در دیپلماسی و سیاست جهانی تبدیل شده است. این تحول همراستا با مفهوم «قدرت نرم» (Soft Power) است که جوزف نای (2004) مطرح کرد – توانایی یک کشور برای تأثیرگذاری بر دیگران از طریق جذابیت فرهنگی و ارزشها، نه اجبار. در این چارچوب، ورزش به یکی از مؤثرترین رسانهها برای نمایش قدرت نرم در سطح بینالمللی تبدیل شده است.
ورزش، بهویژه رویدادهای بزرگ ورزشی مانند المپیک، برای دههها ابزاری قدرتمند در دست دولتها برای پیشبرد اهداف ملی و مدیریت تصویر بینالمللی خود بوده است.
در حالی که میلیونها نفر در سراسر جهان نتایج مسابقات جام جهانی 2026 را دنبال میکنند، رقابتی دیگر نیز همزمان در جریان است؛ رقابتی که نه با گل و امتیاز، بلکه با اعتبار، تصویر بینالمللی و نفوذ فرهنگی کشورها سنجیده میشود. کارشناسان این رقابت را «جام جهانی قدرت نرم» مینامند.