روایت عینی و بیواسطه «یان» (Yan)، جهانگرد و مستندساز بینالمللی از کانال پرمخاطب Little Chinese Everywhere، دریچهای چندبعدی به جامعه، فرهنگ، هنر معماری و زیست روزمره در ایران میگشاید. او که سه بار به مناطق مختلف ایران سفر کرده، کشورمان را «پُر سوءتعبیرترین کشور جهان در رسانههای بینالمللی» مینامد.
رسانههای بینالمللی غالباً تصویری تکساحتی از ایران ترسیم میکنند که با تکاپو و پویایی جاری در خیابانهای کلانشهرهای کشور تفاوتهایی دارد. در این میان، مستند عینی و بدون واسطه «الی» (Eli)، بلاگر و سفرنامهنویس پرمخاطب روسی از کانال Eli from Russia، که در قالب سفری مستقل از مسکو به تهران، شیراز و اصفهان سفر کرده است، روایتی زنده و صمیمی از جامعه، هنر و تمدن ایران را به مخاطبان جهانی معرفی میکند.
مستندها و گزارشهای میدانی گردشگران مستقل بینالمللی میتوانند از ابزارهای مؤثر برای بازتعریف و ارتقای «برند ملی» کشورها در عرصه جهانی باشند. در میان این روایتها، مستند تصویری «کری چن» (Carrie Chen)، بلاگر و تولیدکننده محتوای بینالمللی که در اوایل سال 2026 به ایران سفر کرده، نمونهای قابلتوجه از ظرفیت این نوع روایتها برای سیاستگذاران برند ملی کشور است.
در عصر رسانههای دیجیتال، تصویر بینالمللی کشورها بیش از آنکه صرفاً حاصل تبلیغات رسمی باشد، در بستر تجربیات زیسته و روایتهای بدون واسطه گردشگران مستقل شکل میگیرد. تحلیل سفرنامههای اخیر بلاگربرجسته مراکشی، میدو تراولر، در مناطق مختلف ایران از جمله اهواز، تبریز، تهران، قم و مشهد، دریچهای قابلتوجه به ظرفیتهای فرهنگی، مذهبی و زیرساختی کشور میگشاید.
سفر هشام فحصی (Hicham Fahssi)، بلاگر و مستندساز مراکشی، به ایران در دوره بحرانهای اخیر، روایتی پرجزئیات و صریح از مواجهه یک گردشگر عرب با ساختارها، چالشها و جاذبههای ایران ارائه میدهد. حضور او در شهرهای تهران، اصفهان و مشهد، برخی تضادها و چالشهای موجود در حوزههای اقتصادی، شهری، مذهبی و امنیتی را به تصویر میکشد که از منظر برندسازی ملی قابل تحلیل هستند.
مستند «پیادهگرد سرخ» را میتوان نمونهای از تأثیر مواجهه مستقیم گردشگر با جامعه، فضاهای شهری، میراث تاریخی و زندگی روزمره ایران بر شکلگیری برداشت او دانست. تجربه این مستندساز نشان میدهد که تصویر ایران برای مخاطب خارجی میتواند از لایههای مختلفی تشکیل شود: از شکوه آثار تاریخی و معماری مذهبی گرفته تا زندگی روزمره شهری، فناوریهای خدماتی، بازار مصرف و تاریخ سیاسی معاصر.
سفر مستقل و مستندگونه «کری چن» (Carrie Chen)، بلاگر و مستندساز اهل شانگهای، که در ژانویه 2026 به همراه مادر خود به ایران سفر کرده است، میتواند دریچهای تازه برای بررسی تصویر ایران از منظر یک گردشگر خارجی باشد.
سفر «الگوری» (L'Gawri)، بلاگر و مستندساز ماجراجوی مراکشی، به ایران که از مرزهای زمینی آغاز شده و به شهرهای مشهد و تهران میرسد، نمونهای از مواجهه مستقیم یک گردشگر عرب و اهل سنت با جامعه، فرهنگ و برخی ساختارهای اجتماعی و مذهبی ایران است.
سفر مستندسازان و بلاگرهای خارجی به ایران میتواند فرصتی برای مشاهده و بررسی تصویری باشد که گردشگران مستقل از کشور ارائه میکنند. در یکی از مستندهای منتشرشده توسط یک زوج گردشگر غربی، مت و جولیا، که پس از پیمودن مسیری بیش از هزار کیلومتر از مرزهای شمالی به تهران رسیدهاند.
در عصر رسانه های اجتماعی، روایتهای دست اول گردشگران مستقل، قدرت بیشتری در شکل دهی به «برند ملی» کشورها نسبت به کمپینهای تبلیغاتی رسمی پیدا کردهاند. سفر یسری میرا (Youssra Mera)، بلاگر و روایتگر جوان مراکشی، به ایران از مسیر زمینی، نمونه ای عینی از این پدیده است.
در جغرافیای سیاسی امروز، مفهوم قدرت فراتر از کنترل منابع فیزیکی و نظامی تعریف میشود. در دنیای مدرن، کشورها بهطور فزایندهای تلاش میکنند تا از طریق ابزارهای فرهنگی و ورزشی، نفوذ بینالمللی خود را گسترش داده و تصویر ذهنی مثبتی از برند ملی خود به نمایش بگذارند.
سیاستگذاران ملی گاهی بودجههای قابلتوجهی را صرف کمپینهای تبلیغاتی بینالمللی میکنند، در حالی که از یکی از مهمترین سفیران و سازندگان واقعی برند ملی، یعنی شهروندان و ساکنان داخلی کشور، غافل میشوند.
کشور اندونزی در سالهای اخیر با اتکا بر «قهوه عربیکا گایو» (Gayo Coffee) و از طریق فعالسازی شبکه تعاونیهای محلی بهعنوان کنشگران غیردولتی، توانسته است نمونهای قابلتوجه از برندسازی ملی مبتنی بر جامعه محلی را به نمایش بگذارد.
جنگلهای هیرکانی را شاید کمتر کسی در خارج از ایران بشناسد، اما این جنگلها از بسیاری از جنگلهای معروف جهان قدیمیتر و نابتر هستند. در این پرونده، از این بهشت سبز در شمال ایران و ظرفیت برند شدنش میگوییم.
در عصر تسلط تصویر و روایت، سینما فراتر از یک صنعت سرگرمی، به ابزاری راهبردی برای نفوذ فرهنگی و دیپلماسی عمومی تبدیل شده است. پرسشی که ذهن بسیاری از تحلیلگران روابط بینالملل را به خود مشغول کرده، این است که چگونه قدرتهای نوظهور، بهویژه چین، از ظرفیتهای سینمایی خود برای شکلدهی به ادراکات بینالمللی و گسترش «قدرت نرم» خویش بهره میبرند.
در عصر دیجیتال، نخستین رویارویی بسیاری از مخاطبان با یک شهر، نه از طریق سفر فیزیکی، بلکه از طریق صفحه نخست وبسایت رسمی آن رقم میخورد. اما پرسشی که کمتر به آن پرداخته شده، این است که این صفحات دیجیتال، علاوه بر ارائه خدمات شهری، چه روایتی از «هویت» و «تعلق» ارائه میدهند و مرزهای نانوشتهای برای «ما» و «آنها» ترسیم میکنند.
در سالهای اخیر، مفاهیمی چون «قدرت نرم» و «رقابت پذیری ملی» به ادبیات رایجِ نهادهای متولی برندسازی ملی تبدیل شده اند. اما پدیده ای ظریف تر و البته پیچیده تر، توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است: جذابیت(Coolness) به عنوان یک ویژگی ادراکی که ملتها را در اذهان مخاطبان جهانی از یکدیگر متمایز می کند.
سمینار مجازی ضرورت خروج از بن بست نهادی در برندسازی ملی ایران به میزبانی اندیشکده ایران آینده و بصورت برخط با ارائه دکتر ابوالفضل ولوی پژوهشگر حوزه برندسازی ملی برگزار شد.
نیکتا، یک برند شناختهشده و فعال در صنعت کفش و دمپایی ایران است که با ارائه محصولات متنوع برای اقشار مختلف، از جمله بانوان، آقایان و کودکان، به یکی از گزینههای پرطرفدار در بازار داخلی تبدیل شده است .
چای شهرزاد، یکی از برندهای معتبر، محبوب و خوشنام در صنعت چای ایران است که نامش با کیفیت، تنوع و لحظات ناب گره خورده است.