برند ملی - مطالعهی سنتهای سیاست فرهنگی کشورهایی که توانستهاند با مطالعهی تاریخی فراز و نشیبهای سیاستهای فرهنگی به توسعهی فرهنگی یا اقتصادی دست یابند، تجربیات مفید و حتی هشدارآمیزی در مقابل سیاستگذاران سایر کشورها قرار میدهد.
کرهجنوبی کشوری است با تجربهی سیوپنج سال استعمار ژاپن، سه سال اشغال نظامی آمریکا، درگیریهای نظامی سالهای 1950 تا 1953 با کرهشمالی، تجربهی اولین رژیم استبدادی با ریاستجمهوری سینگمن ری و درنهایت تجربهی دوران دولتسازی مدرن از سال 1941 با ژنرال پارک؛ یکی از پر فراز و نشیبترین کشورهایی است که سیاستهای مختلف دولتی بر بخشهای گوناگون فرهنگی این کشور تأثیر مستقیم گذاشته است. فهم تطور کارکرد فرهنگ از یک عنصر تبلیغاتی و پروپاگاندایی که در خدمت دولت استعمارگر قرار داشت تا متولد شدن اولین سیاستهای صنعت و اقتصاد فرهنگی در اواخر قرن بیستم که به دیپلماسی عمومی و قدرت نرم کمک کرده است، برای هر پژوهشگر سیاست فرهنگی به ارمغان آورده است.
نقطه نظرات / یافتههای کلیدی
عمده رویکردهای فرهنگی در دوران تاریخی و سیاسی کره جنوبی را میتوان این گونه خلاصه کرد:
سیاست فرهنگی دوران استعمار ژاپن (1910-1945): مداخلهی دولتی در تنظیمگری فرهنگ توسط دولت استعماری ژاپن متولد شد. همچنین در این دوره امکان استفاده از فرهنگ بهعنوان ابزار تبلیغاتی و پروپاگاندا به رسمیت شناخته شد و نگاه نظارتی، کنترلی و امنیتی در حوزه فرهنگ از دولت استعماری وامگرفت و تا مدتها به روند غالب در کره تبدیل شد.
سیاست فرهنگی دوران اشغال آمریکا (1945-1948): سیاست کنترلگری و مدیریت فرهنگی با استفاده از میراث فرهنگی که از زمان استعمار ژاپن در کره آغاز شده بود، در طول اشغال نظامی آمریکا تثبیت و میراثی بهجامانده در سیاست دولتی کره قلمداد شد و از طرفی سیاستهای ضد کمونیستی و مقاومتی نسبت به کرهشمالی نیز از این برهه به اندوختهی کلان سیاستی و هویتی کرهجنوبی افزوده شد.
ظهور دولت ملی کره و جنگ دو کره (1948-1960): در این دوره، دولت طی دههی 1950 بر تثبیت سیاستهای مداخلهای و حفظ میراث فرهنگی که میراث استعمار ژاپن بود و همچنین سیاستهای رادیکال در نفی کمونیسم و کرهشمالی که میراث اشغال آمریکا بود، مسئلهی نهادینهشدن سیاست فرهنگ ملی را به مجموعهی سیاستهای کلان فرهنگی کره اضافه کرد.
تأسیس سنت سیاست فرهنگی کره (1960-1980): سیاست فرهنگی کره تحت رهبری پارکچونگهی (1961-1979) یک پدیدهی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بسیار پیچیده بود. از یکسو، میتوان آن را بهعنوان کنترل فرهنگی سرکوبگرانه به سبک سیاست فرهنگی استعماری دههی 1940 خلاصه کرد که درک انسانشناختی از فرهنگ و معنای محدود آن را بههم مرتبط دانست و برنامهها و کمپینهای فرهنگی از بالا به پایین و صریحی را ابداع کرد. اما از سوی دیگر، سیاست فرهنگی پارک آغاز سیاست فرهنگی معاصر در کره بود؛ این دوره شاهد معرفی ساختار، نهادها و سازمانهای اساسی برای سیاستگذاری فرهنگی و افزایش قابلتوجه ظرفیت دولت بهویژه در زمینههایی مانند قوانین فرهنگی، اداری، برنامهریزی، بودجه، بررسی و تأمین فرهنگی است.
دموکراسی و تحول سنت سیاست فرهنگی کره (1980-1989): این دوران عصر جنبشهای دمکراتیک کره و پاسخهای متناسب سیاست فرهنگی به آن بود. دولتهای کره از اواخر دههی 1980 میتوانستند و مایل بودند برخی از برنامههای دمکراتیک را بپذیرند و تحولی اساسی در سیاست فرهنگی کشور آغاز کنند. این امر با تداوم سنت سیاست فرهنگی دولتگرایانه و گسترش ظرفیت دولت در تأمین مالی عمومی فرهنگی مطابقت داشت.
سنت سیاست فرهنگی کره پس از 1989 تا امروز: بهدنبال تغییرات دمکراتیک در سیاست کشور و نیروهای فعال فرهنگی، تمرکز سیاست فرهنگی کره از کنترل فرهنگی به ارتقا و توسعهی فرهنگی تغییر کرد. لغو ممیزی موسیقی (1996) و فیلم (1996) نتیجهی مذاکرهی مستمر بین قدرت دولتی و جنبش دمکراتیک بود.
شخصیت کلیدی در تکوین صنایع خلاق، صنایع محتوا و صنایع فرهنگی، رئیسجمهور کیم دانه جونگ (1998-2003) بود که تلاش کرد کشور را در سالهای پس از بحران با معرفی نسخهی کرهای از سیاست «راه سوم» با هدف «توسعهی همزمان» دموکراسی و اقتصاد بازار بازسازی کند.
مقدمه
بررسی تجربهی کشورهای جهان در زمینهی توسعهی فرهنگی یکی از راههای مناسب برای طراحی و برنامهریزی دقیق مسیرهای توسعه در کشورها محسوب میشود. امروزه مطالعات تطبیقی در زمینههای مختلف حوزهی علوم اجتماعی و سیاستگذاری به یکی از روشهای غالب تبدیل شده است. مرور نقاط ضعف یا قوت برنامهریزیها و سیاستگذاریهای سایر کشورها باعث میشود تا مسیرهای غلط احصا شده و از تکرار آن بپرهیزیم و در مقابل از مسیرهای درست الگو گرفته و با باز طراحی آن متناسب با زیستبوم فرهنگی خود به بهرهوری بیشتری دست یابیم. این نکته حائز اهمیت است که مسیر توسعه در هر کشور باید متناسب با ظرفیتها و ویژگیهای خاص همان زیستبوم طراحی شود.
چرا سیاستگذاری فرهنگی کره جنوبی مهم است؟
از منظر اقتصاد ملی، کره که روزی از کشورهای فقیر آفریقایی نیز وضعیت بدتری داشت، توانست لقب ببر آسیایی را از آن خود کند و به رتبهی 2 از نظر تولید ناخالص داخلی برسد. از منظر اقتدار ملی، مسئلهی ساخت برند ملی و قدرت نرم کره قابلتأمل است. آنها در ادامهی سیاست توسعهی فرهنگی بهدنبال برساخت تصویری ایدهآل و زیبا از کرهجنوبی در میان مردمان آسیایی و سپس اروپایی بودند و این تبدیل به یک هدف استراتژیک در سطح سیاست خارجی آنها شده بود. از منظر مطالعات مقایسهای، سیاستهای فرهنگی این کشور نشان میدهد که مدل اقتصاد فرهنگ کره یک مدل خاص و مناسب با بافتار تاریخی اجتماعی این کشور است.
مسئله توسعه و سیاست فرهنگی در کره جنوبی
مسئلهی توسعهی ملی و سیاستهای فرهنگی متناظر با آن بدون در نظر گرفتن نقش دولت و نظام حکمرانی ممکن نیست. بر این اساس مطالعهی فرایند تکوین دولت در هر کشوری مقدمهی مهمی برای فهم شیوهی سیاستگذاری عمومی و فرهنگی آن بهحساب میآید.
دولت در کره بهعنوان یک سازماندهندهی قدرتمند حکمرانی فرهنگی و یک آژانس قدرتمند هماهنگکنندهی اقدامات اجتماعی، از قدرت رهبری و ظرفیت قابلتوجهی در سیاست فرهنگی برخوردار است. علیرغم دگرگونی دمکراتیک و نئولیبرالی جامعهی کره، تسلط و حضور همهجانبهی دولت بهعنوان یک هنجار سیاستگذاری فرهنگی تلقی میشود.
مدل دولت توسعهگرا که مقدمهای برای پیادهسازی ایدهی حکمرانی خوب نیز بهحساب میآمد، شیوهای بود که کشورهای شرق آسیا ابتدا با الهامگرفتن از دولت کارآمد ژاپن بهسمت آن حرکت کردند. امروزه کره را بهعنوان یک
«دولت حامی جدید» تعریف میکنند که یک سیاست فرهنگی متمایز را توسعه داده است. دولت حامی جدید در کره نهتنها «اسطورهی دولت ناتوان» را در دوران نئولیبرالیزاسیون و جهانیشدن به چالش میکشد، بلکه نتایج سیاستگذاری در کره بحران مشروعیت و مقبولیت سیاستهای فرهنگی پس از جنگ جهانی در دولتهای رفاه غربی را نیز به چالش کشید.
تبارشناسی سیاست فرهنگی کره جنوبی در ادوار مختلف
سیاست فرهنگی هر کشور بهصورت تاریخی متأثر از شرایط تاریخی و جغرافیای سیاسی (ژئوپلیتیکی) آن کشور است. کره جنوبی در بازهی زمانی 1910 تا 1960 شاهد تغییرات مهمی بوده است. حکومت استعماری ژاپن به مدت سیوپنج سال زیربنای دولت را در کره بنیانگذاری کرد. سپس اشغال نظامی آمریکا به مدت سه سال شرایط جدیدی را مهیا کرد. سپس استقرار و تشکیل یک دولت ملی جدید آغاز میشود؛ اما بلافاصله درگیری ایدئولوژیک بین دو کره و جنگ کره، سرنوشت جدیدی برای این کشور رقم زد. با روی کار آمدن رژیم استبدادی سینگمن ری، تاریخ سیاست فرهنگی این کشور عمالاً بهصورت عمودی متولد شد تا اینکه دوران دولتسازی مدرن از سال 1961 بهوسیلهی ژنرال پارک آغاز میشود.
سیاست فرهنگی دوران استعمار ژاپن (1910-1945)
در این دوره، مداخلهی دولتی در تنظیمگری فرهنگ توسط دولت استعماری ژاپن متولد شد. مهمترین ابزار سیاستگذاری در این برهه، مسئلهی ساخت و ترویج موزه توسط دولت استعماری بود. آنها با موزهسازی شروع به تاریخسازی یا فرهنگسازی بر مبنای ایدئولوژیهای استعماری کردند. درنتیجه سیاست فرهنگی در کره بهصورت دولتی و مداخلهگرانه متولد شد و روند استعماری برنامههای فرهنگی تأثیرات مهمی را در دورههای بعدی برجای گذاشت.
سیاست فرهنگی دوران اشغال آمریکا (1945-1948)
سه سال پس از استقلال از استعمار ژاپن، کره تحت اشغال نظامی ایالات متحده قرار گرفت. سیاستهای اصلی این دوره، دور نگهداشتن کشور از تأثیرات ایدئولوژیک اتحاد جماهیر شوروی کمونیستی بود. در این دوره، سیاستهای میراث فرهنگی و مقابله با کمونیسم دو اصل اساسی سیاست فرهنگی کره در زمان اشغال آمریکا بود. هر دو این سیاستها در طول چند دهه بعد به شکلهای دیگر مبنایی برای سیاست دولتهای ملی کره بود.
ظهور دولت ملی کره و جنگ دو کره (1948-1960)
پس از اشغال آمریکا، وضعیت دولت کره بسیار آشفته بود. در این دوره، گفتمان فرهنگی غالب با ایدهی «فرهنگ ملی» مفصلبندی شد. درک غالب این بود که کره یک ملت واحد با خون، نسب، تاریخ، فرهنگ و سرنوشت یکسان است. بااینحال، نه دولت و نه مردم به سیاست فرهنگی عالقهمند نبودند. آرزوی بخش فرهنگی برای داشتن یک وزارت فرهنگ اختصاصی محقق نشد و سیاستگذاری فرهنگی توسط وزارت فرهنگ و آموزشوپرورش و ادارهی اطلاعات عمومی انجام میشد.
تأسیس سنت سیاست فرهنگی کره (1960-1980)
آغاز پروژهی مدرنسازی کشور
با کودتای نظامی ژنرال پارکچونگهی در مه 1961، سیاست فرهنگی آزاد شده از بند استعمار و اشغال، معکوس شد. پارک، «مدرنسازی پدری» را بهعنوان عالیترین هدف دولت معرفی کرد. پارک، آغازکنندهی الگوی دولت توسعهگرا در کره بود. او با تعدیل فعالانه و هدایت و تسهیلگری در بازار بهعنوان حامی اصلی پیشرفت اقتصادی عمل کرد.
هستهی اصلی سیاست فرهنگی دولت پارک
در گفتمان هژمونیک تجددگرایی و فرهنگ ملی کره،
استفادهی آموزشی یا تبلیغاتی از فرهنگ در تربیت عموم، هستهی اصلی سیاست فرهنگی این دوران را تشکیل میداد. این امر با مقررات و کنترل شدید دولت بر بخش فرهنگی همراه بود. هستهی اصلی سیاست فرهنگی دولت پارک در گفتمان هژمونیک تجددگرایی و فرهنگ ملی کره، استفادهی آموزشی یا تبلیغاتی از فرهنگ در تربیت عموم بود.
تنظیم و کنترل فرهنگ عامه
سیاست دولت پارک در مورد فرهنگ عامه، ترکیبی از نگرانی در مورد تأثیرات مخرب آن بر فرهنگ ملی و نگرانی در مورد ابزارهای بازنمایی آن بود. دولت صنایع فرهنگی را به شدت تحت نظارت قرار داد و محصولات آنها را سانسور کرد. در مجموع بین سالهای 1965 تا 1975، 223 آهنگ پاپ کرهای و 261 آهنگ پاپ غربی توسط سانسورچیهای حکومت در لیست سیاه قرار گرفت.
دموکراسی و تحول سنت سیاست فرهنگی کره (1980-1989)
این دوران عصر جنبشهای دمکراتیک کره و پاسخهای متناسب سیاست فرهنگی به آن بود. دولتهای کره از اواخر دههی 1980 میتوانستند و مایل بودند برخی از برنامههای دمکراتیک را بپذیرند و تحولی اساسی در سیاست فرهنگی کشور آغاز کنند. با افزایش اعتراضات مدنی و بهخصوص غائلهی قتل یک دانشجو به جرم گرایشهای کمونیستی در سال 1987، چون دون هوان چارهای جز کنارهگیری از قدرت نداشت و این جنبش منجر به احیای نظام انتخابات شد.
سنت سیاست فرهنگی کره پس از 1989 تا امروز
بهدنبال تغییرات دمکراتیک در سیاست کشور و نیروهای فعال فرهنگی، تمرکز سیاست فرهنگی کره از کنترل فرهنگی به ارتقا و توسعهی فرهنگی تغییر کرد. لغو ممیزی موسیقی (1996) و فیلم (1996) نتیجهی مذاکرهی مستمر بین قدرت دولتی و جنبش دمکراتیک بود. در دوران رئیسجمهور کیم یانگسام (1993-1998)، دولت کره به اهمیت فرهنگ در عرصهی جهانی بیشتر پی برد و توسعهی فرهنگی را راهی جدید برای توسعهی ملی دانست.
شروع فرایند سیاست صنایع فرهنگی و سیاستهای نئولیبرالی
سیاست صنایع فرهنگی کره براساس گفتمان اقتصاد جدید و استراتژی اقتصادی کشور هدایت میشد. شخصیت کلیدی در تکوین صنایع خلاق، صنایع محتوا و صنایع فرهنگی،
رئیسجمهور کیم دانه جونگ (1998-2003) بود که تلاش کرد کشور را در سالهای پس از بحران با معرفی نسخهی کرهای از سیاست «راه سوم» با هدف «توسعهی همزمان» دموکراسی و اقتصاد بازار بازسازی کند. در سال 1999 یک پایهی قانونی مهم توسط «قانون چارچوب در مورد ارتقای صنایع فرهنگی» ایجاد شد.
آژانس محتوای خلاق کره (KOCCA)
در راستای تجارت و توسعهی تولیدات فرهنگی و محتوایی کره، مهمترین رویداد،
ایجاد آژانس محتوای خلاق کره (KOCCA) در سال 2001 و تقویت و رونق آن در دولت لیبرال رو مو هیون (2003-2008) بود. این آژانس از بدو تأسیس خود سرمایهگذاری زیادی برای نمایش محصولات فرهنگی محبوب کرهای در خارج از کشور انجام داد و صادرات فرهنگی را با تأمین مالی، ارائهی اطلاعات بازار و مشاورهی حقوقی تسهیل کرد.
پروژهی دیجیتالیکردن کهنالگوهای فرهنگی
یکی از پروژههای اصلی آژانس محتوای خلاق کره (KOCCA) بین سالهای 2002-2010، «دیجیتالیشدن کهنالگوهای فرهنگی» بود. «کهنالگوی فرهنگی» به اشکال اساسی هویت تاریخی و فرهنگ اشاره دارد. هدف این پروژه فراهم کردن زمینهای برای تولید محتوا بود تا صنایع محتوای کره بتوانند رقابت خود را در بازارهای جهانی افزایش دهند.
اختراع «صنعت داستان»
در سال 2010 توجه سیاستگذاران به «داستان» معطوف شد که تصور میشد ابتداییترین شکل محتوای فرهنگی قابل فروش است. وزارت فرهنگ با راهاندازی یک «مسابقه داستان کره» در سال 2009، قویاً از این ایده حمایت کرد.
اقتصاد خلاق کرهایها
از جمله آخرین پیشرفتها در سیاست صنایع فرهنگی کره، پیوست آن به سیاست اقتصاد خلاق رئیسجمهور پارک گئون هی (2013-2017) بود. در عمل، سیاست اقتصاد خلاق کره، نوعی حمایت عمومی-خصوصی از کمکهای نوآورانه، سرمایهگذاریها و شرکتهای کوچک و متوسط بود.
الگوی سیاست فرهنگی کره جنوبی؛ از دولت مهندس تا دولت حامی
سیاستهای فرهنگی محصول عمل دولت هستند. چهار مدل سیاست فرهنگی عبارتند از: دولت تسهیلگر، دولت حامی، دولت معمار و دولت مهندس. مدل سیاستگذاری در کرهجنوبی از زمان استعمار ژاپن، سپس اشغال نظامی و دیکتاتوری سینگمن ری تا ابتدای سال 1960 منطبق بر الگوی دولت مهندس شکل گرفته است. با کودتای نظامی ژنرال پارک در ابتدای دههی 1960، مدل سیاست فرهنگی کره چرخشی به الگوی دولت معمار داشت. در دورهی دولت حامی که تا امروز نیز نقش اساسی در سیاستهای فرهنگی کره ایفا میکند، دولت بهدنبال جذب نگاه نخبگانی به حوزهی فرهنگ و ایجاد شوراهای هنری بود.
نتیجهگیری
بررسی تاریخ سیاستگذاری فرهنگی کره نشان میدهد که سه نوع ظرفیت در این کشور نقش کلیدی داشته است:
1.
ظرفیت گفتمانی: ظرفیتی برای ابداع و عادیسازی گفتمان جدیدی از فرهنگ و توجیه مداخلهی دولت در امور فرهنگی.
2.
ظرفیت اجرایی: توانایی دولت در ارائهی ترتیبات قانونی، زیرساختی، مالی برای اجرای برنامهها و تصمیمهای دولتی.
3.
ظرفیت انعکاسی: توانایی دولت برای مذاکره با فعالان فرهنگی و پذیرش برنامههای مردممحور.
دریافت فایل گزارش