بازآفرینی برند ملی ایران در افکار عمومی اهل سنت جهان عرب؛ تحلیل اختصاصی ویدیوی عبدالله الشریف
در سالهای اخیر، مواجهههای نظامی مستقیم میان ایران و اسرائیل و بازتاب گسترده آن در رسانههای عربی، زمینهای برای شکلگیری روایتهای تازه درباره جایگاه ایران در افکار عمومی جهان عرب فراهم کرده است. ویدیوی عبدالله الشریف با عنوان «اللهم انصر أعداء الدین» نیز در همین چارچوب قابل بررسی است.
14050627144146
تاریخ و ساعت خبر:
100535
کد خبر:
برند ملی - عبدالله الشریف یک چهره و فعال رسانهای عربزبان است که خود را نه عالم دینی و نه فقیه، بلکه ناظری منتقد در برابر سیاستهای حکام عربی و «علمای وابسته به حکومت» معرفی میکند. کانال او در یویتیوب نزدیک به 6 میلیون دنبال کننده دارد. در ویدیوهای خود (از جمله مجموعهبرنامههایی در نقد انفعال منطقهای و پروندههای بحرانی مانند جنگ سوریه)، به صراحت خطوط تبلیغاتی رسمی رسانههای عربی در خصوص ایران و مقاومت را زیر سؤال میبرد. الشریف با نگاهی منتقدانه به وابستگی تسلیحاتی کشورهای عربی و تبیین توان بومی و بازدارندگی موشکی ایران، تلاش میکند افکار عمومی اهل سنت را با استناد به مفاهیم قرآنی و روایی—نظیر آیه استبدال و حدیث سلمان فارسی—به بازاندیشی در مواضع سیاسی و مذهبی دعوت کند
ویدیویی از او که در ایام جنگ 12 روزه ایران و اسراییل منتشر شد، با رویکردی متفاوت نسبت به برخی روایتهای رایج درباره ایران، به موضوعاتی همچون بازدارندگی، استقلال، سیاست منطقهای و نسبت ایران با مسئله فلسطین میپردازد. عنوان و محتوای این قسمت نیز در کانال رسمی او منتشر شده و واکنشهای متعددی را در میان جریانهای مختلف فکری و مذهبی برانگیخته است.
از منظر برندسازی ملی، اهمیت این ویدیو صرفاً در مواضع سیاسی مطرحشده در آن نیست؛ بلکه در تغییر زاویه روایت درباره ایران در بخشی از فضای رسانهای عربی است. در این روایت، ایران از زاویه قدرت نظامی، استقلال راهبردی و موضع آن در قبال اسرائیل مورد توجه قرار میگیرد. در عین حال، برخی منتقدان عبدالله الشریف برداشتهای او درباره ایران، تشیع و تفسیر برخی متون دینی را محل مناقشه دانستهاند؛ بنابراین این ویدیو را باید بهعنوان یک روایت رسانهای و موردی از مناقشه گستردهتر درباره ایران تحلیل کرد، نه بهعنوان اجماع افکار عمومی جهان عرب.
بخش اول: بازتعریف روایت «تقابل ایران و اسرائیل»
یکی از محورهای اصلی ویدیوی عبدالله الشریف، نقد روایتی است که تقابل ایران و اسرائیل را صرفاً یک نمایش سیاسی یا برخوردی محدود و کنترلشده تلقی میکند. او با اشاره به پیامدهای نظامی درگیری، تلاش میکند این برداشت را به چالش بکشد و تقابل مستقیم نظامی را بهعنوان نشانهای از تغییر موازنه ادراکی در منطقه معرفی کند.
از منظر برند ملی، اهمیت این روایت در آن است که یک کنش نظامی میتواند فراتر از محاسبات امنیتی، بر تصویر قدرت و بازدارندگی یک کشور نیز اثر بگذارد. در روایت الشریف، ایران نه صرفاً بهعنوان یک بازیگر ایدئولوژیک، بلکه بهعنوان کشوری دارای ظرفیت پاسخ نظامی معرفی میشود.
بااینحال، این برداشت باید بهعنوان تحلیل و روایت شخصی عبدالله الشریف در نظر گرفته شود و نمیتوان از یک ویدیو نتیجه گرفت که چنین تغییری در برداشت تمامی افکار عمومی عرب رخ داده است.
بخش دوم: استقلال، خودکفایی و روایت «قدرت بومی»
یکی دیگر از محورهای برجسته تحلیل الشریف، تأکید بر تصویر ایران بهعنوان کشوری متکی بر ظرفیتهای داخلی و فناوری بومی است.
در این روایت، محدودیتهای اقتصادی و تحریمهای بینالمللی نه فقط بهعنوان عامل محدودکننده، بلکه بهعنوان زمینهای برای توسعه بخشی از توانمندیهای داخلی ایران بازنمایی میشوند. الشریف از این زاویه تلاش میکند میان وضعیت ایران و وابستگی تسلیحاتی برخی کشورهای منطقه مقایسهای ایجاد کند.
این مقایسه، در سطح برندسازی ملی، یک «ضدروایت» نسبت به تصویر ایران بهعنوان کشوری صرفاً منزوی و وابسته به بحران ارائه میکند. در این چارچوب، مفاهیمی همچون استقلال، تولید داخلی، توان دفاعی و ایستادگی در برابر فشار خارجی، به عناصر تشکیلدهنده یک تصویر جدید از ایران تبدیل میشوند.
بااینحال، بخشهایی از این مقایسه دارای ادعاهای سیاسی و تاریخی هستند که برای تبدیلشدن به گزارههای قطعی، نیازمند بررسی مستقل منابع و دادههای معتبر هستند.
بخش سوم: استفاده از مفاهیم دینی و بازخوانی جایگاه ایرانیان در جهان اسلام
یکی از جنبههای مهم ویدیوی عبدالله الشریف، استفاده از مفاهیم قرآنی و روایی برای تحلیل نقش ایرانیان در تحولات جهان اسلام است.
او در بحث خود به آیه 38 سوره محمد و همچنین روایات مرتبط با سلمان فارسی و «فارس» استناد میکند و از این منابع برای طرح تفسیری درباره نقش ایرانیان در آینده جهان اسلام بهره میگیرد. این بخش از سخنان او با واکنشهای موافق و مخالف مواجه شده است و برخی منتقدان، برداشت او از مفهوم «استبدال» و حدیث مرتبط با سلمان فارسی را محل مناقشه دانستهاند.
از منظر ارتباطات بینفرهنگی، اهمیت این بخش در آن است که ایران در روایت الشریف صرفاً در چارچوب ملی و ژئوپلیتیک تعریف نمیشود، بلکه در یک چارچوب هویتی و دینی نیز مورد بازخوانی قرار میگیرد.
این تغییر قاببندی میتواند در مطالعات برند ملی مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا نشان میدهد که یک تصویر ملی چگونه میتواند در ذهن بخشی از مخاطبان، از سطح «رقابت سیاسی» به سطح «نقش تاریخی و تمدنی» منتقل شود.
بخش چهارم: نقد «شیعههراسی» و تغییر زاویه نگاه به ایران
یکی دیگر از محورهای اصلی ویدیو، نقد روایتهای فرقهای درباره ایران است. عبدالله الشریف تلاش میکند نشان دهد که بخشی از نگرانیها درباره نفوذ ایران در منطقه، با تحولات سیاسی و ژئوپلیتیک پس از انقلاب 1357 پیوند خورده است.
در این چارچوب، او میان مخالفتهای مذهبی با تشیع و رقابتهای سیاسی دولتهای منطقه تفکیک قائل میشود و تناقضهایی را که به باور او در برخی مواضع سیاسی و رسانهای وجود دارد، برجسته میکند.
از منظر برند ملی، این بخش اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا تصویر ایران در جهان عرب تنها به عملکرد دولت ایران محدود نیست، بلکه با برداشتهای فرقهای، تاریخی و سیاسی نیز درهمتنیده است.
در نتیجه، هر تغییری در نگرش نسبت به ایران میتواند همزمان بر سه سطح اثر بگذارد: تصویر سیاسی، تصویر مذهبی و تصویر تمدنی.
بخش پنجم: بازدارندگی و شکلگیری تصویر «ایران مقتدر»
یکی از مهمترین مؤلفههای روایت عبدالله الشریف، توجه به تصویر ایران بهعنوان یک قدرت دارای توان پاسخ و بازدارندگی است.
در این روایت، توانایی ایران در اجرای عملیات موشکی علیه اسرائیل بهعنوان عاملی برای تغییر برداشت از ظرفیت نظامی کشور مطرح میشود. از نگاه برندینگ، چنین رخدادهایی میتوانند بر ادراک مخاطب خارجی از مؤلفههایی مانند قدرت، استقلال تصمیمگیری و توان دفاعی اثر بگذارند.
بااینحال، تبدیل این برداشت به یک نتیجه قطعی درباره «افکار عمومی جهان عرب» نیازمند دادههای پیمایشی و مطالعات افکارسنجی است. واکنشهای رسانهای و اجتماعی به یک ویدیو میتوانند نشانهای از تغییر گفتمان باشند، اما بهتنهایی نماینده کل جامعه عربی نیستند.
بخش ششم: پرونده سوریه و مسئله حافظه تاریخی
در کنار روایتهای مثبت درباره ایران، یکی از مهمترین چالشهای برندسازی ایران در جهان عرب، حافظه تاریخی مربوط به نقش ایران و گروههای متحد آن در جنگ سوریه است.
این موضوع در فضای رسانهای و سیاسی عربی همچنان محل مناقشه است و نمیتوان آن را از معادلات تصویر ایران حذف کرد. حتی اگر بخشی از مخاطبان عرب در موضوع فلسطین یا تقابل با اسرائیل با ایران همدلی کنند، این همدلی الزاماً به معنای کنارگذاشتن برداشتهای منفی درباره سیاست منطقهای ایران نیست.
از همین رو، یکی از نکات قابلتوجه در روایت الشریف، تلاش برای تفکیک موضوعات مختلف از یکدیگر است؛ یعنی ممکن است یک مخاطب در یک موضوع مشخص، مانند تقابل با اسرائیل، موضعی مثبت نسبت به ایران داشته باشد، اما در موضوع دیگری همچنان منتقد سیاستهای ایران باشد.
این پدیده را میتوان «همزیستی روایتهای متناقض» در برند ملی ایران نامید.
جمعبندی راهبردی: از «تصویر تکبعدی» به «برند چندلایه»
تحلیل ویدیوی عبدالله الشریف نشان میدهد که تصویر ایران در بخشی از فضای رسانهای عربی، در حال تجربه یک بازقاببندی مهم است؛ بازقاببندیای که در آن مؤلفههایی مانند قدرت نظامی، استقلال راهبردی، توانمندی بومی و موضع ایران در قبال مسئله فلسطین، در کنار اختلافات مذهبی و مناقشات منطقهای قرار میگیرند.
بااینحال، نباید روایت یک چهره رسانهای را بهعنوان نماینده کل افکار عمومی جهان عرب تلقی کرد. واکنشهای منتشرشده به این ویدیو نیز نشان میدهد که این موضوع همچنان محل اختلاف جدی میان جریانهای مختلف فکری و مذهبی است.
پنج درس کلیدی برای سیاستگذاران برند ملی ایران از این تحلیل قابل استخراج است:
1. قدرت نظامی، بخشی از تصویر ملی است، نه تمام آن: رخدادهای نظامی میتوانند بر ادراک قدرت و بازدارندگی اثر بگذارند، اما تصویر پایدار یک کشور به مجموعهای از مؤلفههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی وابسته است.
2. روایت استقلال و توانمندی داخلی، ظرفیت ارتباطی قابلتوجهی دارد: تجربه ایران در توسعه بخشی از ظرفیتهای داخلی میتواند یکی از محورهای روایت ملی باشد؛ مشروط بر آنکه با دادههای قابلراستیآزمایی و روایت دقیق همراه شود.
3. دیپلماسی مذهبی نیازمند دقت و گفتوگوی بینمذهبی است: استفاده از مفاهیم قرآنی و روایی در روایت ایران میتواند حساسیتهای مذهبی را نیز برانگیزد؛ بنابراین این حوزه به گفتوگوی علمی و پرهیز از تعمیمهای فرقهای نیاز دارد.
4. حافظه تاریخی منطقه را نمیتوان نادیده گرفت: موضوعاتی مانند سوریه، عراق و دیگر پروندههای منطقهای همچنان بخشی از تصویر ایران در جهان عرب هستند و نمیتوان با برجستهسازی یک رخداد، سایر لایههای این تصویر را حذف کرد.
5. برند ملی باید چندلایه و واقعگرا باشد: تصویر پایدار ایران در جهان عرب زمانی شکل میگیرد که قدرت و استقلال، در کنار فرهنگ، تمدن، اقتصاد، جامعه و روابط انسانی کشور روایت شوند.
در مجموع، ویدیوی عبدالله الشریف را میتوان نمونهای قابلتوجه از تغییر قاببندی رسانهای ایران در بخشی از فضای عربی دانست؛ تغییری که در آن، مؤلفههایی مانند بازدارندگی، استقلال و نقش ایران در مسئله فلسطین برجسته شدهاند، اما همزمان مناقشات مذهبی و حافظه تاریخی درباره سیاست منطقهای ایران نیز همچنان پابرجا هستند. از این منظر، چالش اصلی برند ملی ایران نه صرفاً ایجاد یک روایت مثبت، بلکه ایجاد روایتی چندلایه، مستند و پایدار است که بتواند پیچیدگیهای تصویر ایران در جهان عرب را بدون سادهسازی یا نادیدهگرفتن دیدگاههای مخالف بازنمایی کند.
این ویدیو را از اینجا مشاهده کنید:
برای دانلود فایل ضمیمه کلیک کنید

بازگشت به ابتدای صفحه
ضرورت خروج از بنبست نهادي در برندسازي ملي ايران
1405-06-27 _ تعداد بازدید: 159
سمینار مجازی ضرورت خروج از بن بست نهادی در برندسازی ملی ایران به میزبانی اندیشکده ایران آینده و بصورت برخط با ارائه دکتر ابوالفضل ولوی پژوهشگر حوزه برندسازی ملی برگزار شد.
بیشتر بدانیم
ضرورت خروج از بنبست نهادي در برندسازي ملي ايران
1405-06-27 _ تعداد بازدید: 159
سمینار مجازی ضرورت خروج از بن بست نهادی در برندسازی ملی ایران به میزبانی اندیشکده ایران آینده و بصورت برخط با ارائه دکتر ابوالفضل ولوی پژوهشگر حوزه برندسازی ملی برگزار شد.
بیشتر بدانیم
بازآفريني برند ملي ايران در افکار عمومي اهل سنت جهان عرب؛ تحليل اختصاصي ويديوي عبدالله الشريف
1405-06-27 _ تعداد بازدید: 11
در سالهاي اخير، مواجهههاي نظامي مستقيم ميان ايران و اسرائيل و بازتاب گسترده آن در رسانههاي عربي، زمينهاي براي شکلگيري روايتهاي تازه درباره جايگاه ايران در افکار عمومي جهان عرب فراهم کرده است. ويديوي عبدالله الشريف با عنوان «اللهم انصر أعداء الدين» نيز در همين چارچوب قابل بررسي است.
بیشتر بدانیم
تست فيلم
1405-06-25 _ تعداد بازدید: 5