چهارشنبه ۶ آبان ۱۴۰۵

نقش رسانه و روزنامه‌نگاری در ساخت یا تخریب برند ملی

رسانه‌ها پنجره جهان به یک کشورند. آنچه مردم جهان از ایران می‌بینند، عمدتاً از طریق تلویزیون‌های بین‌المللی، خبرگزاری‌ها، روزنامه‌ها و شبکه‌های اجتماعی می‌گذرد. اگر این پنجره کثیف باشد، تصویر کثیف می‌بینند. اگر شفاف باشد، تصویر واقعی‌تری می‌بینند.

نکته مهم: رسانه فقط «آینه» نیست. رسانه «سازنده» هم هست. انتخاب سوژه، زاویه نگاه، ادبیات و تکرار یک روایت، می‌تواند برند ملی را در چند ماه قوی‌تر یا ضعیف‌تر از چیزی که هست نشان دهد.

در این مقاله، نقش رسانه را در برندسازی ملی بررسی می‌کنیم. هم رسانه‌های بین‌المللی که درباره ایران می‌نویسند، هم رسانه‌های داخلی که تصویر کشور را برای جهان بازتاب می‌دهند.

بخش اول: رسانه بین‌المللی چگونه برند ملی یک کشور را می‌سازد؟

رسانه‌های بزرگ جهان (CNN، بی‌بی‌سی، الجزیره، رویترز، آسوشیتدپرس) برای مخاطبان خود «تصویر ذهنی» می‌سازند. اگر این رسانه‌ها فقط اخبار سیاسی و امنیتی و منفی از یک کشور پخش کنند، مخاطب جهانی آن کشور را با آن روایت می‌شناسد.

مثال: سال‌هاست تصویر افغانستان در رسانه‌های جهان برابر است با «جنگ، طالبان، فقر». شاید افغانستان جاذبه‌های تاریخی و فرهنگی هم داشته باشد، اما آن را نمی‌بینید. چون رسانه‌ها تصمیم گرفته‌اند روی چه چیزی زوم کنند.

برعکس، تصویر رواندا که در بخش قبلی دیدیم، توسط رسانه‌ها بازسازی شده است. همان رسانه‌هایی که سال ۱۹۹۴ تصویر نسل‌کشی را پخش می‌کردند، امروز گزارش از «تمیزترین شهر آفریقا» و «گوریل‌های کیگالی» پخش می‌کنند. روایت عوض شده است.

گزاره اول: رسانه‌های بین‌المللی «دروازه بان» برند ملی هستند. آنها تصمیم می‌گیرند چه چیز از یک کشور دیده شود.

 

بخش دوم: رسانه بین‌المللی چگونه برند ملی را تخریب می‌کند

تخریب همیشه عمدی نیست. گاهی ساختاری است.

اولین مکانیسم تخریب: تکرار اخبار منفی. اگر روزی پنج خبر منفی از یک کشور پخش شود و هیچ خبر مثبتی نباشد، مخاطب تصویر منفی می‌سازد. این ربطی به جهت‌گیری ندارد، به کمیت و کیفیت پوشش مربوط است.

دومین مکانیسم: ندادن بافت و زمینه. خبر «اعتراض در خیابان X» بدون توضیح دلایل و بافت اجتماعی، تصویری ناقص می‌سازد. مخاطب فکر می‌کند کل کشور آشفته است.

سومین مکانیسم: کلیشه‌سازی. مثلاً «خاورمیانه = خشونت + تروریسم + نفت» یک کلیشه رسانه‌ای است. کشورهای منطقه در این کلیشه گرفتار شده‌اند. خارج شدن از این کلیشه نیاز به کار رسانه‌ای سنگین دارد.

نکته مهم: برخی از این مکانیسم‌ها قابل مدیریت است. با استراتژی درست رسانه‌ای، می‌توان تنوع روایت ایجاد کرد.

بخش سوم: رسانه داخلی چه نقشی در برند ملی دارد؟

رسانه داخلی در ایران اغلب نقش دوم را دارد: آنچه در بیرون می‌گذرد را برای مردم داخل بازتاب می‌دهد. اما رسانه داخلی یک نقش مهم دیگر هم دارد: «ساختن اعتماد به نفس ملی».

وقتی رسانه‌های داخلی مدام تصویر شکست، عقب‌ماندگی، فساد و ناکارآمدی را پخش می‌کنند، مردم داخل هم به کشور خودشان ناامید می‌شوند. یک شهروند ناامید، سفیر بدی برای برند ملی است. چون وقتی با یک خارجی روبرو می‌شود، انرژی مثبت منتقل نمی‌کند.

برعکس، رسانه‌های داخلی می‌توانند «موفقیت‌های کوچک» را ببینند و بزرگ کنند. نه برای خودفریبی، بلکه برای ساختن یک تصویر واقع‌بینانه اما امیدوارکننده. یک دانشمند ایرانی که در نانو مقاله منتشر می‌کند، یک استارتاپ که محصولش صادر می‌شود، یک روستا که با گردشگری احیا شده است. اینها خوراک رسانه‌ای برای ساختن برند ملی از درون هستند.

گزاره دوم: رسانه داخلی اگر فقط نقد کند بدون روایت امید، برند ملی را از درون خالی می‌کند. اگر فقط تعریف کند بدون نقد، برند ملی از بیرون بی‌اعتبار می‌شود. تعادل کلید است.

بخش چهارم: تفاوت پوشش بحران و پوشش فرصت

یکی از مهم‌ترین مهارت‌های رسانه‌ای در برندسازی ملی، مدیریت «لحظات بحران» است.

وقتی بلای طبیعی رخ می‌دهد (سیل، زلزله)، رسانه می‌تواند دو جور پوشش دهد:

نوع اول: فقط ویرانی، فقط قربانی، فقط تقصیر دولت. این روایت، برند ملی را «کشوری آسیب‌پذیر و بی‌کفایت» نشان می‌دهد.

نوع دوم: ویرانی را نشان بده، اما همراه با همدلی مردم، امدادرسانی سریع، همبستگی ملی. این روایت ضمن واقع‌بینی، تصویر «کشوری با مردم قوی و پاسخگو» می‌سازد.

نمونه خارجی: زلزله ۲۰۱۱ ژاپن را ببینید. رسانه‌های جهان ویرانی سونامی را پخش کردند، اما همزمان نظم مردم ژاپن در صف‌های آب و غذا، خونسردی و انضباط را هم پخش کردند. نتیجه نهایی؟ برند ملی ژاپن تخریب نشد، حتی تحسین هم شد.

گزاره سوم: بحران‌ها فرصتی برای نشان دادن «شخصیت ملی» هستند. اگر رسانه بلد باشد پوشش دهد، برند ملی حتی در بحران قوی‌تر می‌شود.

بخش پنجم: رسانه و گردشگری؛ فرصت از دست رفته ایران

یکی از مستقیم‌ترین ارتباطات رسانه و برند ملی، در حوزه گردشگری است.

کشورهایی مثل تایلند، اسپانیا و ترکیه میلیون‌ها دلار خرج می‌کنند تا فیلم‌های سینمایی، سریال‌ها و برنامه‌های سفر، تصویر مثبت از کشورشان پخش کنند.

ترکیه با سریال‌های تاریخی مثل «قیام ارطغرل» و «مختارنامه» توانست تصویر خود را در جهان عرب و جنوب شرق آسیا به «کشوری با تاریخ پرشکوه و طبیعت زیبا» تبدیل کند. کره جنوبی با سریال‌های کرهای (کی‌دراما) همین کار را کرد.

ایران چه کرد؟ ایران سریال‌های تاریخی خوب دارد، اما دیده نمی‌شوند. ایران فیلم‌های برنده اسکار دارد (فروشنده، جدایی)، اما استفاده رسانه‌ای کافی از آنها نشده است. ایران اینفلوئنسرهای خارجی می‌آورد اما ویزایشان را دیر می‌دهد.

رسانه داخلی می‌تواند نقش «صادرکننده محتوای فرهنگی» را بازی کند. تولید محتوای جذاب به زبان‌های دیگر، برای مخاطبان جهانی. این کار مستقیم به برند ملی در حوزه فرهنگ و گردشگری کمک می‌کند.

 

خلاصه برای مدیران

  • رسانه‌های بین‌المللی «دروازه بان» برند ملی هستند. تکرار اخبار منفی، کلیشه‌سازی و ندادن بافت، برند ملی را تخریب می‌کند.
  • رسانه داخلی هم نقش دارد: ساختن اعتماد به نفس ملی و تعادل بین نقد و امید.
  • بحران‌ها اگر درست پوشش داده شوند، فرصتی برای نشان دادن شخصیت ملی هستند.
  • گردشگری و رسانه رابطه مستقیم دارند. سریال‌ها، فیلم‌ها و برنامه‌های سفر می‌توانند تصویر یک کشور را در جهان بسازند.
  • سایت شما خودش یک رسانه است. با تولید محتوای هدفمند به زبان انگلیسی و راهنمایی

دیدگاه شما

ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

چهار × سه =