مقاله بیستوسوم: سازمان امور سینمایی و سمعی-بصری
متولی تصویر ایران یا مدیر صنعتی که از روایت جهانی عقب مانده است؟
اگر سازمان امور سینمایی و سمعی-بصری متولی تصویر فرهنگی ایران است، چرا هنوز تصویر جهانی ایران بیشتر با اخبار سیاسی شناخته میشود تا با روایت سینمایی و فرهنگی؟
14050318111814
تاریخ و ساعت خبر:
117
کد خبر:
برند ملی - در جهان امروز،
هیچ ابزار فرهنگیای به اندازه سینما،
قدرت ساخت تصویر ملی ندارد.
جهان:
* آمریکا را با هالیوود میشناسد،
* کره جنوبی را با موج فرهنگیاش،
* هند را با بالیوود،
* و حتی فرانسه را با سینمای هنریاش.
سینما فقط سرگرمی نیست؛
ماشین تولید حافظه، احساس و تصویر جهانی است.
در ایران،
سازمان امور سینمایی و سمعی-بصری مهمترین نهاد رسمی مدیریت سینما و محتوای تصویری کشور است.
نهادی که باید:
* صنعت تصویر ایران را توسعه دهد،
* روایت فرهنگی کشور را تقویت کند،
* و سینمای ایران را به ابزار قدرت نرم تبدیل کند.
اما پرسش مهم اینجاست:
چرا با وجود اعتبار تاریخی سینمای ایران،
هنوز تصویر جهانی ایران در رسانه و افکار عمومی،
بیشتر با بحران و سیاست شناخته میشود تا با روایت فرهنگی و سینمایی؟
---
# سینما؛ مهمترین ابزار برند ملی
امروز بسیاری از مردم جهان،
قبل از سفر به یک کشور،
آن را در فیلمها میبینند.
تصویر:
* مردم،
* شهرها،
* زنان،
* خانواده،
* اخلاق،
* خشونت،
* امید،
* و سبک زندگی
از طریق سینما در ذهن جهانیان شکل میگیرد.
یعنی سینما،
بخشی از دیپلماسی عمومی کشورهاست.
و ایران،
با سابقه مهم سینماییاش،
میتوانست یکی از قدرتهای بزرگ این حوزه باشد.
---
# مسئله اول: سینمای جشنوارهای بدون نفوذ عمومی جهانی
سینمای ایران طی دههها،
در جشنوارههای جهانی اعتبار کسب کرده است.
اما سؤال مهم این است:
چقدر از این موفقیت،
به «برند ملی ایران» تبدیل شده؟
بخش زیادی از سینمای ایران:
* در حلقه جشنوارهها دیده شده،
* اما کمتر وارد فرهنگ عمومی جهانی شده است.
ایران فیلمساز تحسینشده دارد،
اما صنعت روایت جهانی قدرتمند ندارد.
---
# مسئله دوم: ضعف در ساخت صنعت جهانی تصویر
کشورهایی که برند فرهنگی ساختهاند،
فقط فیلم هنری تولید نکردهاند؛
صنعت ساختهاند.
* شبکه توزیع،
* پلتفرم،
* سرمایهگذاری،
* صادرات محتوا،
* و ستارهسازی جهانی
ایجاد کردهاند.
اما سینمای ایران هنوز:
* کمسرمایه،
* محدود،
* و وابسته به چرخه داخلی
باقی مانده است.
---
# مسئله سوم: تصویر ایران گرفتار کلیشه بحران
در بسیاری از آثار مرتبط با ایران،
چه داخلی چه خارجی،
تصویر غالب:
* بحران،
* فقر،
* تنش،
* محدودیت،
* و ناامیدی
است.
این بخشی از واقعیت جامعه است،
اما وقتی روایت متنوع نباشد،
تصویر جهانی کشور تکبعدی میشود.
سازمان سینمایی،
نتوانسته:
«ایران متنوع و چندلایه»
را به جهان نشان دهد.
---
# مسئله چهارم: فاصله با نسل جدید مخاطب
نسل جدید:
* فیلم را روی موبایل میبیند،
* سریال را در پلتفرمها دنبال میکند،
* و با ویدئوی کوتاه زندگی میکند.
اما بخشی از سیاستگذاری رسمی سینما،
هنوز:
* سالنمحور،
* سنتی،
* و کند
است.
در حالی که میدان اصلی تصویرسازی امروز،
پلتفرمها و اکوسیستم دیجیتالاند.
---
# مسئله پنجم: تنظیمگری بهجای توسعه اکوسیستم
یکی از انتقادهای مهم به ساختار رسمی سینما این است که:
بخش زیادی از انرژی نهادهای رسمی،
صرف:
* مجوز،
* نظارت،
* ممیزی،
* و کنترل
میشود.
در حالی که کشورهایی که قدرت فرهنگی ساختهاند،
بیشتر روی:
* توسعه بازار،
* آموزش،
* صادرات،
* و سرمایهگذاری
تمرکز کردهاند.
---
# مسئله ششم: ناتوانی در ساخت IPهای جهانی
امروز قدرت فرهنگی،
فقط فیلم نیست؛
جهان داستانی و شخصیت ماندگار است.
* مارول،
* انیمه ژاپنی،
* هری پاتر،
* یا سریالهای کرهای
به برند تمدنی تبدیل شدهاند.
اما ایران،
با وجود:
* شاهنامه،
* ادبیات عظیم،
* تاریخ غنی،
* و اسطورههای فراوان،
هنوز IP جهانی تصویری قدرتمند نساخته است.
---
# مسئله هفتم: مهاجرت و فرسایش سرمایه انسانی
بخش مهمی از نیروهای خلاق سینما و تصویر:
* مهاجرت کردهاند،
* یا از صنعت فاصله گرفتهاند.
وقتی:
* امنیت حرفهای،
* بازار جهانی،
* و افق رشد
محدود باشد،
سرمایه خلاق نیز فرسوده میشود.
و بدون سرمایه خلاق،
قدرت نرم شکل نمیگیرد.
---
# مسئله هشتم: سینمای ایران بدون پروژه ملی برندینگ
در بسیاری از کشورها،
سینما بخشی از:
«پروژه تصویر ملی»
است.
اما در ایران،
میان:
* سینما،
* گردشگری،
* دیپلماسی،
* اقتصاد خلاق،
* و برند ملی
پیوند منسجم قدرتمندی دیده نمیشود.
نتیجه؟
اثرگذاری جهانی پراکنده و محدود.
---
# چه باید بکند؟
## ۱. عبور از مدیریت اداری به توسعه صنعت جهانی تصویر
سینما باید:
صنعت قدرت نرم
دیده شود.
---
## ۲. سرمایهگذاری روی روایتهای جهانی ایرانی
ایران ظرفیت عظیم داستانی دارد،
اما روایت جهانی کم دارد.
---
## ۳. تقویت اکوسیستم پلتفرمی و دیجیتال
آینده تصویر،
روی موبایل و پلتفرمها ساخته میشود.
---
## ۴. ساخت IPهای ماندگار ایرانی
جهان باید:
قهرمانها و جهانهای داستانی ایرانی
را بشناسد.
---
## ۵. اتصال سینما به برند ملی ایران
فیلم فقط هنر نیست؛
دیپلماسی فرهنگی است.
---
# پرسش پایانی
اگر سازمان امور سینمایی و سمعی-بصری متولی تصویر فرهنگی ایران است، چرا هنوز تصویر جهانی ایران بیشتر با اخبار سیاسی شناخته میشود تا با روایت سینمایی و فرهنگی؟
برای دانلود فایل ضمیمه کلیک کنید

بازگشت به ابتدای صفحه
برند ۱ - تیم ملی فوتبال ایران؛ غرور میلیونها ایرانی در مستطیل سبز
1405-03-21 _ تعداد بازدید: 10
تیم ملی فوتبال ایران را شاید بتوان محبوبترین و پُرطرفدارترین برند ورزشی ایران نامید. تیمی که شش بار به جام جهانی صعود کرده، سه بار قهرمان آسیا شده، و میلیونها ایرانی را در شبهای به یادماندنی به خیابانها کشانده است. در این پرونده، از این نماد غرور ملی و ظرفیت برند شدنش میگوییم.
بیشتر بدانیم
برند سازی ملی آلمان؛ مهندسی یک برند صنعتی که فراموش کرد انسانها را در روایتش جا دهد
1405-03-20 _ تعداد بازدید: 18
چگونه کشوری که دو جنگ جهانی را باخته، تقسیم شده و در خاکستر فرو رفته، طی پنج دهه به «موتور اروپا»، «رهبر اخلاقی غرب» و نماد «کیفیت بیچونوچرا» تبدیل میشود؟ پاسخ آلمان است: از طریق مهندسی یک برند ملی مبتنی بر انضباط، صنعت و بازسازی حسابشده.
بیشتر بدانیم
برندسازی ملی ژاپن؛ چگونه ژاپن به برند جهانی کیفیت، فناوری و نظم تبدیل شد؟
1405-03-20 _ تعداد بازدید: 26
ژاپن یکی از موفقترین نمونههای برندسازی ملی در جهان محسوب میشود. کشوری که پس از جنگ جهانی دوم و تجربه ویرانی گسترده، توانست طی چند دهه تصویر خود را از یک قدرت نظامی شکستخورده به نماد جهانی کیفیت، فناوری، نظم و فرهنگ تبدیل کند.
بیشتر بدانیم
برندسازی ملی کره جنوبی؛ چگونه کره جنوبی به قدرت فرهنگی و فناوری جهان تبدیل شد؟؟
1405-03-20 _ تعداد بازدید: 23
کره جنوبی یکی از موفقترین نمونههای برندسازی ملی در جهان معاصر است. کشوری که تا چند دهه پیش با جنگ، فقر و بحران اقتصادی شناخته میشد، اما امروز به یکی از مهمترین قدرتهای فرهنگی، فناوری و اقتصادی جهان تبدیل شده است.
بیشتر بدانیم