نهضت سوادآموزی را میتوان یکی از بزرگترین و موفقترین جنبشهای فرهنگی و آموزشی پس از انقلاب اسلامی دانست که با هدف ریشهکنی بیسوادی و تحقق عدالت اجتماعی شکل گرفت. این حرکت مردمی با اتکا به آرمانهای انقلاب، توانست میلیونها نفر از آحاد جامعه را از تاریکی ناآگاهی به دنیای دانایی رهنمون سازد و به الگویی ممتاز در عرصه حکمرانی و برندسازی ملی تبدیل شود.
فرمان تاریخی و طنین شعار «ایران را مدرسه کنیم»
در هفتم دیماه ۱۳۵۸، در شرایطی که نهال انقلاب اسلامی تازه به بار نشسته بود، حضرت امام خمینی (ره) طی پیامی تاریخی خطاب به ملت ایران، محرومیت از خواندن و نوشتن در کشوری با پیشینه علمی و اسلامی را مایه خجلت دانستند. ایشان در این پیام دستور دادند که بدون فوت وقت و بهدور از تشریفات خستهکننده اداری، بسیجی عمومی برای مبارزه ضربتی با بیسوادی شکل گیرد. در پی این فرمان، نهضت سوادآموزی ابتدا با تشکیلات شورایی آغاز به کار کرد و پس از سه سال، با منصوب شدن حجتالاسلام محسن قرائتی به ریاست آن، ساختاری منسجمتر یافت. با طنینانداز شدن شعار محوری «ایران را مدرسه کنیم» در تمامی شهرها و روستاها، یکی از بزرگترین فراخوانهای مردمی در تاریخ معاصر ایران رقم خورد.
عمق بحران بیسوادی در سالهای نخستین انقلاب
بررسی آمارهای رسمی سال ۱۳۵۵ نشاندهنده عمق بحران بیسوادی در کشور بود. در آن برهه، حدود ۱۴.۲ میلیون نفر (۵۲.۵ درصد) از جمعیت ۶ ساله و بالاتر کشور بیسواد بودند. این وضعیت در گروه سنی فعال جامعه (۱۰ تا ۴۹ ساله) نیز با ۹.۸ میلیون نفر بیسواد (۵۱.۲ درصد) بسیار نگرانکننده بود. علاوه بر این، نرخ باسوادی در مناطق روستایی بسیار پایینتر از شهرها قرار داشت و شکاف جنسیتی عمیقی میان زنان و مردان مشهود بود، به طوری که اختلاف نرخ باسوادی میان دو جنس به ۲۳.۴ درصد میرسید.
جهش چهار دههای و تحقق عدالت آموزشی و جنسیتی
دستاوردهای چهار دهه فعالیت نهضت سوادآموزی در حوزه ارتقای دانش عمومی و برقراری عدالت آموزشی، شگفتانگیز و چشمگیر است. بر اساس آمارهای سال ۱۳۹۹، نرخ باسوادی در گروه سنی ۱۰ تا ۴۹ ساله از ۴۸.۸ درصد در سال ۱۳۵۵ به ۹۶.۶ درصد افزایش یافت و جمعیت مطلق بیسوادان این گروه سنی از ۹.۸ میلیون نفر به ۱.۵ میلیون نفر کاهش یافت. همچنین در کل جمعیت ۶ ساله و بالاتر، نرخ باسوادی از ۴۷.۵ درصد به حدود ۹۰ درصد رسید.
یکی از درخشانترین ابعاد این نهضت، تمرکز بر عدالت جنسیتی و منطقهای بود؛ بهگونهای که بیش از ۷۷ درصد از کل فعالیتهای سوادآموزی به زنان و دختران اختصاص داده شد و شکاف جنسیتی باسوادی از ۲۳.۴ درصد به ۶.۳ درصد تقلیل یافت. در بعد عدالت منطقهای نیز بالغ بر ۵۵ درصد برنامهها در مناطق روستایی اجرا شد که این امر اختلاف باسوادی میان شهر و روستا را از ۳۵ درصد به ۱۱.۳ درصد کاهش داد. علاوه بر این، آموزش حدود ۸۵۰ هزار مهاجر خارجی و راهاندازی نزدیک به ۵۰۰ مرکز یادگیری محلی جهت ترکیب سواد با مهارتهای اساسی زندگی، از دیگر افتخارات این سازمان است. این موفقیتهای درخشان موجب شد نهضت سوادآموزی ایران موفق به دریافت ۶ نشان بینالمللی از سازمان یونسکو شود.
چالشهای کلیدی در مسیر ریشهکنی کامل بیسوادی
با وجود این افتخارات، نهضت سوادآموزی در مسیر تکمیل رسالت خود با چالشهایی مواجه است. باقی ماندن حدود ۱.۵ میلیون بیسواد در گروه سنی ۱۰ تا ۴۹ سال که عمدتاً در مناطق بسیار محروم و صعبالعبور استانهایی نظیر سیستان و بلوچستان، کردستان، کهگیلویه و بویراحمد و هرمزگان سکونت دارند، دسترسی آموزشی را دشوار ساخته است. از سوی دیگر، خطر «بازگشت به بیسوادی» به دلیل عدم تمرین مداوم، نیاز مبرم به دورههای تحکیم سواد را برجسته میکند. کمبود بودجه و نیروی انسانی متخصص، چالش نگهداشت سوادآموزان در دورههای مهارتآموزی و عدم برندسازی بینالمللی قوی جهت صدور این الگوی موفق به کشورهای در حال توسعه، از دیگر موانع موجود بهشمار میروند.
راهبردها و افقهای برندسازی ملی و رسانهای
برای تثبیت نهضت سوادآموزی به عنوان یک برند تمدنی و الگوی صادراتی در سطح جهان، راهکارهای عملیاتی گوناگونی قابل تحقق است. بازار جهانی آموزش سالانه میلیاردها دلار سرمایهگذاری بینالمللی جذب میکند و الگوی ایرانی سوادآموزی میتواند به کشورهای در حال توسعه منطقه (مانند افغانستان، پاکستان و عراق) و کشورهای آفریقایی ارائه شود. برگزاری نمایشگاههای بینالمللی در مقر یونسکو در پاریس و معرفی این طرح در مجامع جهانی، نقشی تعیینکننده در دیپلماسی آموزشی دارد. همچنین در بعد رسانهای، تولید محصولات مبتنی بر روایتگری مانند ویدیوهای مستند از سوادآموزان روستایی، موشنگرافیکهای معرفی جهش باسوادی، پادکستهای تاریخی و اینفوگرافیکهای مقایسهای با کشورهای منطقه (مانند ترکیه، عربستان، پاکستان و عراق) میتواند ابزاری نیرومند برای معرفی این افتخار ملی باشد.






